چرا مدیریت غیرخانوادگی در ایران جواب نمی‌دهد؟!

اصحاب فن می‌دانند که بزرگترین مشکل سازمان‌ها در ایران معضل منابع انسانی است؛ ولی کمتر به این مسئله پرداخته شده که اگر فردی رابطه نسبی/سببی با مالک سازمان نداشته باشد، انتصاب حرفه‌ای او در سمت مدیریت حتی یک تیم کوچک چند نفره، خود سرچشمه مشکلات بزرگی برای سازمان می‌شود؟ چرا بزرگترین و معتبرترین شرکت‌های جهان وقتی پایشان به ایران باز می‌شود، متحیر می‌شوند که چرا نسخه‌های مدیریت بین‌المللی‌شان در فضای ایران قادر به بومی‌سازی و عملکرد موفق نیست؟
دلیل آن به هزاران سال سابقه حکمرانی طولانی‌مدت سلسله‌های پادشاهی بر فلات دسترس‌پذیر ایران باز می‌گردد‌ـ جایی که ایرانی آموخت برای بقاء ناگزیر از دور زدن قانون و مقاومت منفی است و یک گام جلوتر، جایی که به خود، حق مالکیت بر آن چیزی را دارد که حکومت نامشروع می‌شمرد می‌گویند سفیر آلمان در دوره قاجار برای برادر خود نامه‌ای نوشته بود که در ایران خوانین همه محصولات را در خانه خود انبار می‌کنند و رعیت ناگزیر برای امرار معاش، دست دزدی در انبار خان باز می‌کنند و دزدی برای زنده ماندن را گناه نمی‌شمرند. از این رو خان‌ها و رعیت همه خوشحال‌اند!
از منظر روانشناسی، آنچه در روان نیروی کار ایرانی رخ داده این است که مالکیت و تصرف پست را جایگزین تعهد شغلی کرده است. اگر فردی به مدیریت یک تیم گمارده شود، در فرهنگ مغرب‌زمین منبع مالکیت، خود سازمان است، اما در فرهنگ ما منبع مالکیت خود فرد است. او خود را مالک آن پست دانسته و میز و صندلی را حق طبیعی خود می‌داند. حتی یک گام جلوتر می‌گذارد و خود را هم‌شان مالک شرکت دانسته و دچار این انحراف مخرب می‌شود که تمام تصمیمات مالکیت شرکت را بهانه‌جویانه نقد و سیاه‌نمایی کند. پس،‌ ریشه واقعی مشکل نه در کارکنان فرو دست به تنهایی که اساسا در خود مدیریت ناخویشاوندی است که خود را صاحب حق دانسته و منافع خود و گروه ذی‌نفع خویش را مقدم بر منافع سازمان می‌داند.
به اختصار بگویم، در پایان‌نامه ارشدم به تفصیل نوشته بودم که رهبری مشفق (کمپشن) بالاترین هم‌خوانی را با فرهنگ کار در ایران داشته و می‌تواند با ایجاد رابطه «استاد-شاگردی ایمن» نقش تعدیلگر کلیدی در رفع چالش‌های کارکنان زیردست را بازی کند. اما، در سطح مدیریت شاید در فاز اول بهترین گزینه رهبری بدون رهبر ثابت یا همان چرخشی بودن رهبری است و در پرتو فرهنگ‌سازی و در فرآیند گزینش بسیار سخت‌گیرانه، انتخاب رهبرانی که اولین فاکتور شایستگی آن‌ها حق‌محوری است.
پی‌نوشت: استاد-شاگردی ایمن حاصل ترکیب سه وجه استاد-شاگردی، پایگاه ایمن در ساخت تحولی والد-فرزندی و مرید-مرادی در چهارچوب فرهنگ ایرانی است.

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *