تعبیر خواب تاتوی زیبایی بالای سینه راستم

ایمان: گربه‌ای رو که یک مدت داشتم، رو کنار خیابون دیدم. یه خانمی اومده بود. اون خانمه انگار اسمشو میدونست. اسم گربه رو صدا زدم: چکمه. زنه گفت اونجاست. باز گفتم: چکمه. گربه پرید محکم تو بغلم. محکم بوسش کردم. اونم همینطور بغلمو محکم گرفته بود. زنه مرتب می‌گفت غذا خورده، تربچه خیلی خورد. (منظورش این بود که اونجای خیابون که بود داشت تربچه می‌خورد.) بعد راهمو ادامه دادم اوردمش. یادمه وقتی منو نگاه می‌کرد، چشماش عسلی شد و از حدقه بیرون زد و محکم پرید تو بغلم. تو خواب سینه هام بزرگ و خیلی قشنگ بودن، لباس یقه بازی پوشیده بودم و یه تاتو با خط نستعلیق ظریف بیشتر روی سینه راستم بود و آویز قلب شکلی هم تو گردنم. یکی از اقوام که خانم هستند به تاتوم اشاره کرد و گفت: چقدر اینجا قشنگ شده ایمان!

تعبیر خواب: خواب با دیدن شروع می‌شود. دیدن در خیابان به معنای تمیز عینی دادن است. رویا تلاش دارد به ایمان زاویه درست نگاه کردن به زندگی را نشان دهد: ایمان، به چشم‌های گربه نگاه کن. آن‌ها چشم‌هایی آکنده از اشتیاق و دیدن زیبایی‌ها در دل زندگی است. با خود کمی تامل کن: آیا زیبا دیدن را گم نکرده‌ای؟! چکمه نماد رهایی و عدم تنیدگی است. چکمه به تو راه دوباره عاشق شدن، دوباره به زیبایی‌های زندگی عاشقانه نگریستن و راه رهایی را نشان می‌دهد. چه محکم آغوش پر مهر تو را گرفته و رها نمی‌کند!
اما، برای بازیابی چشم‌های زیبابین، تو نیاز به خوردن ترپچه داری، گربه درونت باید این گیاه درمان‌بخش را زیاد بخورد. تربچه چیزی نیست جز رها کردن سختی‌های درون. تربچه سرسختی را پاک می‌کند. آنجا که ما دیوار می‌کشیم و راه نرم شدن و جویبار شدن را گم می‌کنیم. اول باید سختی درون را کنار گذاشت و این نیاز به تمرین مستمر دارد. بعد داستان عوض می‌شود سینه‌های تو در آن لباسی که چون پرندگان گشوده است چه زیبا، چه گیرا و چه بزرگ هستند! آن‌ها نشان می‌دهند که چون سختی را کنار بگذاری، چون چشم زیبابین را باز کنی، منابع زایشگری و آفرینشگر درونت به رهایی و جوانی می‌رسند. گردن‌بندی با آویز قلب راه درست ارتباط برقرار کردن را اول از همه با خودت، بعد عزیزانت و دنیای پیرامون و در عمق همه این‌ها خدای مهربان نشان می‌دهد.
اکنون تاتو سنگ آخر را بر ساختمان وجودت می‌گذارد. تاتوی زیبایی بالای سینه راست چه تصویرگری پرمعنایی دارد! رخنه کردن درون دیوار درونت با رفتار سنجیده میسر است. باید هوشمندانه دلت را به دست بگیری، با خودت ارتباطی موثر و نافذ برقرار کنی، چشم‌های زیبابینت را بیابی، بگشایی و گربه دلپذیر بودن را تنگ در آغوش بفشری. راه رهایی تو این است. آن زن آشنا می‌گوید: «چقدر اینجا قشنگ شده، ایمان!» و این مطلع پایانی، با شکوه نامت را صدا می‌زند: اطمینان و آرامش و امنیت به جانت آنگاه باز می‌گردد که خود را بازشناسی و همانی باشی که خدا در جان تو نهاده است: زیبارویی، زیبابین و چشمه زاینده‌ای از دوست‌داشتن و محبت ورزیدن.

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *