همپوشانی تصادفی توجیهی برای گریز از معنا
(اهل انکار بیرق استدلال بیجان به دست میگیرند)
نخبگان سکولار و ماتریالیست به همزمانی دو بازی برزیل – اسکاتلند در جام جهانی ۱۹۹۰ و ۲۰۲۶ با دو زمینه لرزه بزرگ منجیل و ونزوئلا بر مبنای اصل «همپوشانی تصادفی» پاسخ میدهند. طبیعت علم غربی این است که اگر چیزی را نفهمد به آن برچسب نفیکننده میزند: چون قادر به درک رویاهایی که افراد در بیداری میبینند نیست، نام آن را توهم میگذارد و چون نمیتواند معنای همزمانی رویدادها را درک کند، نام آن را همپوشانی تصادفی میگذارد.
همپوشانی تصادفی یعنی این که در خوشههای احتمالات دو یا چند رویداد به صورت همزمان یا با فاصله کمی از هم رخ دهند؛ به گونهای که افراد به دنبال ارتباطی بین آنها بگردند، بدون آن که واقعا ارتباطی بینشان باشد. در پاسخ به این انکارورزی سکولار میتوان گفت این دست همآیی رخدادها بنا به سه دلیل زیر نه امری تصادفی که حاصل معماری خالق است:
اصل عجبیت:
عجبیت به درجه نامحتمل بودن رخدادها اشاره دارد. این که در ۲۳ دوره جام جهانی چنین همزمانی بین بازی دو تیم با زلزلههایی مهیب و در مراکز جمعیتی با کشتار وسیع رخ دهد بسیار نزدیک به صفر است. در واقع، سالانه حدود ۷ تا ۱۵ زلزله با مقیاس حدود ۷ ریشتر در جهان رخ میدهد، اما زلزلههای مهیب در مراکز جمعیتی با کشتار بالای ده هزار نفر حدود ۷ یا ۸ در ۴۰ سال است. صعود دو تیم برزیل و اسکاتلند به جام جهانی، هم گروه شدن آنها و همزمانی بازیشان با زلزله منجیل و ونزوئلا و مرگ چند ده هزار نفر حامل عجبیت است. چیزی که نخبگان سکولار تنها پاسخشان برای آن آویختن به ریسمان باریک اصل همپوشانی تصادفی است. در قرآن، هنگامی که شرکا سراغ باغشان میروند، شدت آتشی که خدا به باغشان زده و خاکستر برجا مانده از آن، چنان حامل عجبیت است که گمان میکنند راه را به اشتباه رفته اند.
اصل برجستگی:
همان گونه که اولین واحد هر کالایی با بالاترین نیاز روبروست، این دست همزمانیها در «قله ارزش خبری» قرار دارند. سپاه ابرهه در اولین حمله برای ویرانی کعبه به وسیله سنگباران ابابیل نابود شدند. تایتانیک، نماد پایان عصر خدایان و کشتی که غرقناپذیر لقب گرفته بود، در اولین سفر خود به قعر اقیانوس فرستاده شد. رویارویی دو تیم همزمان با دو زلزله در عالیترین سطح فوتبال یعنی در جام جهانی رخ داد، همان گونه که چلنجر، نماد اوج غرور آمریکایی که زن معلمی قرار بود برای میلیونها دانشآموزش آمریکایی از فضا درس دهد، جلوی چشم جمعیت زمین متلاشی شد.
اصل پیوند معنایی:
بر مبنای اصل همزمانی یونگ، ارتباط معنایی عمیق میان رویدادها وجود دارد. هنگامی که سلیمان به مسئلهای میاندیشد، با پیکری افتاده بر تخت خود روبرو میشود. وجود ارتباط معنایی میان آنچه میاندیشید و آنچه میبیند، باعث میشود تا متذکر شود. در داستان شرکا، آنگاه که متحیر ماندهاند، داناترینشان گفت، ویرانی باغمان از نفس خودمان بود که نخواستیم به فقرا بهرهای از ثمره باغ بدهیم. در تحلیل «آتش ونزوئلا خبر از عصر حضور میدهد» گفتم تسلط مطلق اقتصاد حیوانی و قدرت دنیاپرستی فتنه را الزامآور کرده است.
اصول عجبیت، برجستگی و پیوند معنایی معیارهایی علمی و منطقی در اختیار ما قرار میدهند تا در همزمانیهای رویدادها به جای انکار و آویختن به اصل همپوشانی تصادفی، به دنبال سیگنالهای الهی و معنای پیامهایی باشیم که فهمشان میتواند باعث رهایی از فتنه و حرکت در مسیر شکوفایی شود.