نوسان‌گیری در بازار آیا صحیح است؟

یکی از آشنایان دوباره فیلش یاد هندوستان کرده بود و پس از ضربه سخت و مال هنگفتی که باخته بود، پرسید آیا نوسان‌گیری در بازاری مثل طلا، سهام و ارز شغل قابل قبولی است؟

 

استخاره:

وَ قالُوا ما هِيَ إِلاَّ حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِکُنا إِلاَّ الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّونَ (الجاثیه، آیه ۲۴)

و گفتند: «غیر از زندگانی دنیای ما [چیز دیگری] نیست می میریم و زنده می شویم ، و ما را جز طبیعت هلاک نمی کند.» و [لی] به این هیچ دانشی ندارند [ و ] جز [طریق] گمان نمی سِپرند.

 

پاسخ تحلیلی استخاره:

بر مبنای آیه، در صورتی می‌توان نوسان‌گیری را حرفه‌ای معتبر دانست که فرد بتواند کنترل معناداری بر فرایند کار خود داشته باشد؛ یعنی با کمک انواع و اقسام ابزار تکنیکال و نمودارخوانی بتواند چارچوب پیشبینی‌پذیری در اختیار داشته باشد. در واقع، یک روش در صورتی علمی است که به ما قدرت تبیین، پیشبینی و کنترل بدهد. اما، بنا به مستندات موجود، در کوتاه مدت فقط ده درصد سرمایه‌های خرد در نوسان‌گیری موفق می‌شوند و در دراز مدت، فقط یک تا سه درصد افراد همچنان موفق باقی می‌مانند.

این رقم بسیار پایین نشان می‌دهد، «الگوهای شبه علمی» موجود قادر به پیشبینی معتبر (یا به زبان علمی معنادار) رفتار نمودارها نیستند. در این حوزه با حرفه‌ای طرف هستیم که برنده اصلی آن کارگزاران آنلاین و پلتفرم‌های ارائه دهنده این خدمات هستند.

یاد متینگ‌های گلدکوئست در حدود ۲۵ یا ۳۰ سال پیش افتادم. پرزنت کننده اعتبارهای شش و نگون‌بخت و بی‌اطلاع از همه‌جا، با اعتماد به نفس تمام می‌گفت که فقط ده درصد در این تجارت به سود می‌رسند (ده درصد را هم از کجا آورده بودند، خدا عالم است). او ادامه می‌داد که خاطرتان جمع آن نود درصد مشکل خودشان بوده که نتیجه نگرفته‌اند. اگر حرفه‌ای باشید و بهترین عملکردتان را نشان دهید، قطعا شما جزو آن ده درصد خوشبخت هستید. به این ترتیب، روی مال بر باد رفته و اعتبارهای سوخته، این جمع بسیار محدود و خود شرکت هرمی بود که به سود سرشاری دست می‌یافت. کلاهبرداری مدرن به مخاطب می‌گوید به خودت اعتماد کن، تو باهوشی و کافی است تجربه به دست بیاوری و آنگاه بوووم، تمام… تو به سود می‌رسی. کمی هم چاشنی واقع‌گرانمایی به بشقاب فریبشان اضافه می‌کنند: «البته بستگی به سرمایه و تجربه‌ات دارد. اما خاطرت جمع باشد با این سرمایه‌ای که داری فلان رقم سود کاملا ممکن است.»

متن زیر را از دیپ‌سیک گذاشته ام که نمای کلی به دست می‌دهد:

بر اساس اطلاعات موجود، احتمال موفقیت در زمینه‌های مختلف با یکدیگر تفاوت قابل توجهی دارد. در حالی که موفقیت در ترید در بلندمدت بسیار نادر است، شانس موفقیت یک کسب‌وکار یا استارت‌آپ متعارف به طور قابل‌توجهی بالاتر است.

📊 احتمال موفقیت در کسب‌وکارهای متعارف

داده‌های آماری، تصویر روشنی از شانس بقا برای یک کسب‌وکار جدید ارائه می‌دهند که با اعداد مربوط به ترید تفاوت اساسی دارد.

  • بقای یک‌ساله: حدود ۸۰ درصد از کسب‌وکارهای جدید اولین سال فعالیت خود را با موفقیت پشت سر می‌گذارند .
  • بقای پنج‌ساله: این عدد تا سال پنجم به حدود ۵۰ درصد کاهش می‌یابد. یعنی از هر دو کسب‌وکار، یکی تا این بازه زمانی دوام می‌آورد .
  • بقای ده‌ساله: در بلندمدت‌تر، یعنی پس از ده سال، شانس بقا به حدود ۳۵ درصد می‌رسد .

این اعداد نشان‌دهنده این است که اگرچه راه‌اندازی یک کسب‌وکار با ریسک بالایی همراه است، اما شانس موفقیت در آن، به‌ویژه در کوتاه‌مدت و میان‌مدت، به طور قابل‌توجهی از شانس موفقیت در ترید در بلندمدت (۱ تا ۳ درصد) بیشتر است.

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *