آتش ونزوئلا خبر از عصر حضور میدهد
در رسانهها منتشر شد: ویلنر ریواس، کاپیتان تیم والیبال ونزوئلا، به دنبال زلزله مرگبار روز گذشته، در منطقه لایگوایرا به همراه خانواده مفقود الاثر شده است.
در عصر جاندار پنداری، انسانها برای فهم هر چیز برای آن جانی قائل میشدند. بادها، ابرها، کوه و بیایان روح داشتند و خشم آنها میتوانست دامن بشر را بگیرد. در پی گذر تاریخ، علم از خرافه جدا شد و انسان اکنون میداند دلیل سقوط اجسام نیروی ثقل زمین است. اما، همچنان بلاهت عجیبی در فهم معنا وجود دارد. بشریت در شناخت ناخودآگاه و سنتهای خداوند به جرئت میتوان گفت در عصر جاهلیت اولیه به سر میبرد.
علم به ما توانایی فهمیدن، پیشبینی و کنترل را میدهد. زمانی که خدیو مصر رویای هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشک را دید، یوسف تعبیر کرد که هفت سال پر باران و هفت سال خشک در پیش است. به این ترتیب، بشر آن دوران با ذخیره سازی محصولات توانست از جهنم قحطی بگریزد. زمانی که معنای خواب فرد این است که من ناسالم او در حال غلبه است و اگر چارهای نیندیشد، بیماری روان تنی دامن او را خواهد گرفت، با دانشی برای اجتناب از بیماری و رنج روبرو هستیم.
همچنان که دورههای مختلف زمینشناسی از هادئن شروع شده و اکنون در دوره هولوسن به سر میبریم، از منظر الهی نیز بشریت از دوران نخستین عبور کرده، دورههای میانه را پشت سر گذاشته و اکنون در حال ورود به دوران ظهور است. الزامات این دوره مرئی شدن خدا برای بشریت و البته سختگرفتن بر انسانهاست. همان گونه که در پست «معنایابی همزمانی فوتبال برزیل-اسکاتلند با دو زلزله ویرانگر» نوشتم: «دو زلزله متوالی در فاصله یک دقیقه با اعداد هفت، دو و پنج نشان میدهد، ما در مسیر افزایشی فتنه گرفتار شدهایم. از منجیل تا لا یگوایرا ۳۶ سال طول کشید. اکنون فاصلهها کوتاه و شدتها مبهوتکننده خواهد شد.»
ویلنر ریواس به همراه خانواده در همان ایالت لایگوایرا گرفتار شد که نوشته بودم ریشه آن به باد باز میگردد و در معنایابی نشانهها یعنی اثرگذاری سیال. والیبال نیز به معنای «توپ پرنده» است و در نشانهشناسی معنای «چرخه سیال» میدهد. زلزله هم که معنایش «شکنندگی سیال» بود:
لایگوایرا: اثرگذاری سیال
والیبال: چرخه سیال
زلزله: شکنندگی سیال
عصر کاپیتانی خواست بشر و تسلط مطلق اقتصاد حیوانی و قدرت دنیاپرستی به آخرین پرده خود رسیده است. چه بخواهیم باور کنیم یا نه، امسال سوپرالنینو را داریم و البته در طی سالهای آینده خدا فتنه خود را نصیب انسانهایی میکند که نمیخواهند یا نمیتوانند (چون او نمیخواهد) چشمهای خود را باز کنند. علم نشانهها، آنچه که معنایابی مینامم، به ما ظرفیت تبیین، پیشبینی و کنترل میدهد.
نکته اینجاست که انسان ذهن بهانهگیری دارد. برای گریز از فهم معنا به هر دستاویزی چنگ میزند و تا خدا شعلههای فتنه را فروزان نکند و ما گرفتار توفان سهمگین اقیانوس نشویم، حاضر نیستیم قبلهمان را از دنیا به سمت آسمان باز گردانیم. آیا بدون چهل روز آتش فتنه آمریکا و اسرائیل حاضر بودیم کمی به اصلاحات در کشورمان فکر کنیم؟!