تعبیر خواب پیرمرد گفت شبیه زنم زهره هستی
ساناز: جلوی درب خانه ای، که کارکنانم آنجا بودند، یک پیرمرد درب و داغون که گویا دندان هم نداشت با وانتی آنجا بود. چهرهام رو ندید و گفت بگو بچهها بگیرن وسایل را. گفتم بچهها بیایید و این وسایل رو از این آقا بگیرید. روم رو برگرداندم تا من رو دید گفت: وه، میدونی شبیه…