معنایابی خواب لینکلن: رئیس جمهور به قتل رسیده است

در آوریل ۱۸۶۵، لینکلن چند شب پیش از ترورش خواب عجیبی دید. در کاخ سفید مراسم تشییع جنازه‌ای در حال برگزاری بود. او از یکی از نگهبان‌ها پرسید چه کسی مرده، و پاسخ شنید: «رئیس‌جمهور. او به قتل رسیده است.»

 

معنایابی خواب (تعبیر خواب) لینکلن: کاخ سفید (یا وایت هوس) نماد امنیت و اطمینان مشهود است. لینکلن برای مراقبت از امنیت روانی، باید به دروازه‌بانی از ورودی افکار و احساسات خود می‌پرداخت. نگهبان نماد این دروازه‌بانی است. او باید درون خود مراسم تشییع جنازه به راه می‌انداخت، یعنی آن بخش از افکار و ذهنیاتش که ناکارآمد یا مختل بودند را اجازه نمی‌داد بروز بیابند و منبع استرس شوند.

دو ویژگی افکار خود تخریب‌ساز لینکلن (در سطح هیجانی و نه شناختی) را بقیه خواب رونمایی می‌کند:

الف. هنگامی که می‌پرسد چه کسی مرده، یعنی قطع بودن تمایز میان تفکر سالم و روان‌نژند و نقش مخرب افکار ناکارآمد/ مخرب.

ب. پاسخ نگهبان که « رئیس‌جمهور. او به قتل رسیده است»، یعنی قطع بودن مکانیسم کنترل و حمایت از بروز افکار سالم و زاینده در جهت ممانعت از بروز ذهنیات مخرب.

خواب لینکلن نشان می‌دهد که او قوه تشخیص لازم نسبت به زیبان‌بار بودن عوامل آسیب‌زای درونی را ندارد؛ یعنی نشخوار‌های فکری خود را به عنوان یک تامل عمیق و رنج وجودی حاصل از آن می‌دید، نه افکار مخربی که باید از ورودشان به ذهن بازداری کرد. بنابراین، منابع تنش او به سادگی از سطوح دفاعی ذهن عبور می‌کردند و جسم و روح او را زیر فشار اضطراب مزمن قرار می‌داند. اگرچه لینکلن توانمندی‌های شناختی سطح بالایی داشت، اما در مسئله درون روانی، از یک طرف عملکرد دروازه‌بانی و رهایی لازم از عوامل افکار تنش‌زا و از طرف دیگر فعال‌سازی و مدیریت موثر بخش‌های مثبت و آرامش‌بخش درونی جهت بازداری از مکانیسم‌های ناسالم را نداشت. و همه این‌ها دست به دست هم می‌داد تا رنج مبتنی بر اضطراب یا افسرده‌خویی را تجربه کند.

نکته برجسته اینجاست که فضای کاخ سفید به همراه نگهبان‌ها که مراسم تشییع در آن برگزار می‌شد، نشان می‌دهد که لینکلن پتانسیل سطح بالایی برای مهار این منابع و بازداری از ورودشان داشت، اما همان طور که گفته شد، قادر به تشخیص این نکته نبود که رهایی از رنج، نیازمند این است که بداند چه افکاری دارند وارد ذهنش می‌شوند و کدام‌ها را نیابد راه دهد.

اما، جدا از تحلیل آسیب‌شناسی فوق، نمادها «تقابل کارکردی» با واقعیت دارند؛ یعنی معنی نماد همسو یا ناهمسو با ویژگی مصداق واقعی است. مثلا، اگر ریحانه، خواهر خواب‌بیننده، شخصیت محکمی داشته باشد، حضور ریحانه در خواب نمایانگر ویژگی محکم (همسو) یا شکنندگی (ناهمسو) است. اصل تقابل کارکردی به ما امکان می‌دهد تا از نمادهای خواب در جهت فهم بهتر مصداق‌های بیرونی و حتی کنترل احتمالات آینده بهره ببریم. در خواب لینکلن، حضور نگهبان‌ها در خواب، می‌توانست هوشیاری درباره ضعف ساختار امنیتی را نشان دهد. اگر لینکلن معنای خواب خود را می‌دانست، نه تنها در سطح درون روانی از ظرفیت‌های شناختی سطح بالایش برای مهار نشخوار فکری بهره می‌برد، بلکه اقدامات احتیاطی برای مراقبت از خود را نیز به عمل می‌آورد. مستندات تاریخی نشان می‌دهد، قتل او حاصل قصور پلیس آن زمان و بی‌احتیاطی شخص لینکلن بود.

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *