شیطانِ اخلاقمدار؛ کارمای فریب و سهگانه آزمون الهی
شیطان رفتار مومنانهای دارد و از درگاه اخلاق وارد میشود تا او را قدیسی پیشرو ببینیم. او اخلاقی است؛ زیرا اخلاق متقاعد کننده و اغناءگر است. یکی از واژههای خوب تزریق شده شیطان در دلهای شیفتگان معنا، کلیدواژه کارماست. این روزها کارما مغز استدلالهایی است که بسیاری آن را به کار میبرند و آن را رهیافتی معنوی میشمرند؛ اما در پس ظاهر اخلاقی آن، آیا درنگ کردهایم چه هیولای دژمی خفته است؟
در روانشناسی اجتماعی، مفهوم «جهان عادل» کاملا شناخته شده است. بسیاری بر این باورند که اگر اتفاقی برای کسی میافتد، آن اتفاق بازتاب رفتار خود فرد است. اگر خانهاش را دزد زده، چون کم احتیاط بوده. اگر دچار فقر است، چون لیاقت ندارد، تنبل است و… جهان عادل همان اصطلاح علمی مفهوم کارماست. جایی که فکر میکنیم آدمها هر اتفاقی که برایشان میافتد، لابد یک جای کار مرتکب اشتباهی شدهاند. واقعا؟! آیا شما این گونه فکر میکنید؟…
در قرآن، رخدادهای ناگوار با سه واژه اصیل و معنادار تبیین میشوند: ابتلاء، فتنه و تمحیص.
ابتلاء یعنی از بالقوه به واقعیت درآوردن، یعنی پتانسیلهای خفته را بیدار و فعال کردن. ابتلاء چالشی است که برای فرد رخ میدهد و هدف آن فعالسازی ظرفیتهای پنهان اوست. مثلا، جامعه ایران امروز گرفتار چالشهای جدی است تا بلکه به خودش بیاید و به جای فشردن پا روی گاز و از روی نعش روانی راننده جلوی رد شدن، اندکی درنگ کند و دیگری را برادر و خویش گرامی خود ببیند. ابتلاء میآید تا فرد به نقطه صفر برسد، بیزار شود از اعتیادهای فیزولوژیک و روانی خود و بخواهد که چرخه تباه زندگی را در مسیر صلاح قرار دهد. بدا به حال ما آدمها که ابتلاء را مصیبت میبینیم و به جای سوار شدن روی موج، زیر آن له میشویم. از ماست که بر ماست.
اصطلاح دوم قرآن، فتنه است. فتنه گداختن طلا برای زدودن ناخالصیهاست. فتنه اصل را از قلب جدا میکند. مفهوم آن برای روشنایی بخشیدن به اصالت است. هنگامی که فتنه میآید، نقاب از چهره اهل تزویر فرو میافتد و از آن سوی دیگر، افرادی که کم قدر و بیبها دانسته میشدند، مشخص میشود که چه جوهر اصیلی دارند. فتنه میآید تا مشخص کند چه کسی طلای اصل است و چه کسی طلای تقلبی.
اما، اصطلاح سوم، تمحیص است. نوعی ظریفکاری برای زدودن پیرایههاست. اهل طریق گرفتار تمحیص هستند، زیرا خدا با چالشهای ریز و درشت زندگی، آنان را در مسیر ورز میدهد تا بهترین خودشان شوند. در نقطه مقابل، تمحیص برای اهل تباهی میآید تا وجه خوبیشان فرو ریزد و از عامل برزخ خارج شوند و به تمامی در جهنم بنشینند.
اگر سیگار میکشید، اگر دچار خطای رفتاری یا آفت معنایی هستید، آن نه کارماست و نه، نه، به هیچ وجه، نه شما لایق آن وضع هستید. خدا شما را مبتلا کرده تا بیابید که جوهر وجودیتان لایق آن نقص نیست، یا فتنه است تا نقطه صفر و بیزاری از ناپاکیهایتان را تجربه کنید و طلای وجودتان مبرا شود، یا تمحیصی است که میخواهد در مسیر آن شما درد عادتهای روانتنی را بیازمایید تا خود را بیرون کشیده، رشد کنید و ببالید و در آینده چراغدار دیگران شوید. انتخاب شماست که تعیین میکند ابتلاء، فتنه یا تمحیص آن گونه که باید کار میکند یه به ضد خود بدل میشود و شما را از برزخ به قعر جهنم میافکند.
دفعه بعد که گرفتاری در بلا را دیدید به او برچسب کارمای منفی نزنید، عمیق به بافت زندگیش نگاه کنید و ببیند خدا دارد او را در کدام سهگانه میآزماید.