خوابها فریاد دردند و نوشداروی درمان!
فردی نوشته، «همه در هفتهی گذشته:
هفتهی گذشته خوابی دیدم که تنهایی به ماه پرواز کردم، آن را در دستم گرفتم و با راحتی به زمین بازگشتم.
خوابی دیدم که وقتی در تعطیلات بودم، چمدانم را باز کردم و تعداد زیادی سوسک از آن بیرون آمدند.
خوابی دیدم که در عمارت خودم (که در واقعیت ندارم) با نامزدم سابق و دو دوست دیگرم جشن گرفته بودیم؛ یکی از آنها کلاهگیس صورتی داشت، و وقتی خانوادهام سر و کلهشان پیدا شد، همهچیز بهکلی خراب شد.
گاهی با عرق سرد از خواب بیدار میشوم. نمیدانم چرا ناگهان دارم این خوابهای بسیار واضح و زنده را تجربه میکنم.»
تحلیل خواب:
این رویاها با تمام ساختار ظاهری متفاوت، از یک الگوی مشخص پیروی میکنند.
ماه مرکز تمرکز است. این که فرد پرواز میکند و آن را به دست میآورد و بعد ساده بر زمین مینشیند، یعنی قادر نیست روی هدف متمرکز بماند و در مسیر انجام کارهای دچار مشکل میشود. مشکل چیست؟ سوسکها و خانواده مزاحم که از راه میرسند. او درگیر چرخه افکار مزاحم و استرسزایی است که نه در زمان کار و نه اوقات فراغت راحتش نمیگذارند و باعث اتلاف انرژی و خستگی روانیاش میشوند.
راه حل چیست؟ نمادهای خواب، پرواز مستقیم و بدون انحراف به ماه، چمدانی که میتوان در آن را بست و کلاهگیس صورتی که میتواند با لطافت از ذهن ما مراقبت کند، همهشان راه درمان را نشان میدهند. مراقبت از فکر همان مایندفولنس و تمرکز روی کاری است که دارد انجام میدهد. باید تمرین کند که زمان غذاخوردن، سفر، کار کردن و… از مسیر منحرف نشود (ماه)، درب چمدان بسته باشد و کلاهگیس صورتیاش روی سرش باشد؛ یعنی فقط روی هدفت متمرکز باشد. سرچشمه توان بستن به بیل، چو پر شد، نتوان بستن به پیل.