چطور رسانه های رسمی از پی وایبر و مرتضی پاشایی دویدند

مراسم یادبود مرتضی پاشاییمرتضی پاشایی و وایبر در دو روز گذشته نمایشی از همگرایی ملی را به همراه آوردند که رسانه های رسمی سال هاست در انجامش ناکامند

حادثه ای تلخ ناگهان بهانه ای می شود برای یک همگرایی ملی. پسری که تا همین ۲ سال قبل برای ترانه های زیرزمینی اش تلاش می کرد که مجوز بگیرد حالا قهرمانی ملی است. او که حالا با رفتنش حال همه را بد کرده حالا چون قدیس است . نمادی برای یک همگرایی ملی. شکلی از همگرایی که این بار نه از رسانه ملی یا رسانه های رسمی  که از دل فضای مجازی بیرون پریده است و عاملی شده برای اتحاد. همان فضایی که ترسی غیر قابل کتمان را برای مسئولان ایجاد کرده اند. همان رسانه های مجازی که با تهدید فیلتر روبرو هستند

غم ته صدای مرتضی حس مشترک ملتی بود که عاشق عاشقانه های شان هستند . آنها که هر یک در پس دل های شان غمی دارند و راز مگوی شان با این سوز آرام می گیرد . پس صدای او و قصه پر غصه زندگی اش این حس هم ذات پنداری را تشدید می کند. پسری که برای جماعتی بزرگ همه ویژگی های قهرمان شدن را دارد. جوانی که قصه تراژیک زندگی اش اشک بر چشمان یک ملت جاری می کند. پسری ۳۰ ساله که با مرگ پنجه در پنجه انداخته . بیمار است اما روی استیج می رود و با صدایش آرامش هدیه می کند . او با  این ویژگی ها جرقه ای است برای ایجاد حسی مشترک.

قصه او که دست به دست می چرخد، سلامتی اش می شود خواستی ملی. خودجوش پیغام ها کپی می شوند. فرصتی برای یک همگرایی ملی . همگرایی با کمک تلفن های همراه  ، خط اینترنت و. یک ملت در این فضای مجازی از او می گویند و می نویسند ، برای سلامتی اش دعای جمعی می کنند . برای ماندنش و او از خواننده ای عادی ناگهان به اسطوره بدل می شود.

حالا تبش این قدر داغ است که خبر تلخ رفتنش جماعتی چندین هزار نفری را  جلوی بیمارستان بهمن  می کشاند. این اما تنها بخشی از یک اتفاق بزرگ است. جمعه شب سراسر ایران پر می شود از شمع به دستانی که برای آمدن به خیابان از سوی هیچ مرجع رسمی دعوت نشده اند. جماعتی که در واگرایی رسانه ملی و رسمی و حتی رسانه های فارسی زبان بیگانه ، برای خود صاحب پیام مشترک شده اند . مرگ مرتضی فصل مشترکشان است و وایبر عامل گرد هم آمدن شان پس میلیونی این عزا را به سوگ می نشینند.

ملتی که انگار تشنه جرقه ای هستند  برای همگرایی ، برای در کنار هم بودن . وقتی رسانه های رسمی غیر از واگرایی چیزی برای شان ندارند ، خود ابزاری پیدا می کنند برای همگرایی . مرگ مرتضی و شوک همدلی یک ملت  ، تلنگری می شود برای رسانه ها. مجالی برای عقب نماندن از غافله. برای سهم داشتن و استفاده از این فرصت ناب این خواست ملی. پس آنها می آیند و پی اتفاقی را می گیرند که از دل مردم جوشیده. صفحات پر می شود از تصاویر عزیز این از دست رفته ، فیلم هایش ، گفته هایی که در سوگش گفته شده و…

همه باید از هم سبقت بگیرند و این هیجان بردن سهم بیشتر کار را به جایی می رساند که ساختارشکنی به همراه می آورد . ویدئو کلیپی که خبرگزاری فارس جمعه شب به یاد مرتضی پاشایی منتشر کرد ، شاید یکی از زیباترین کارهای تولیدی رسانه ای در سال های اخیر باشد. تصاویری ناب ، انتخاب ترانه ای زیبا و مونتاژی ماندگار . این تصاویر و این قاب اما آیا در شرایطی  دیگر امکان نشر در چنین رسانه ای را داشت؟ اگر این موج عمومی به وجود نیامده بود این رسانه یا دیگر رسانه های خصوصی آیا می توانستند چنین نمایی را به تصویر بکشند؟ پاسخ کاملا گویاست. این معجزه رسانه های جدید است که توانسته اند موجی ایجاد کنند. آنها از رسانه های رسمی پیش افتاده اند و این ترس دور ماندن از مخاطب سبب شده ، در سوگ مرتضی پاشایی عزیز ، سدی شکسته شود که تا همین دیروز شاید فروریختنش غیر قابل باور بود. شاید این اتفاقی است که تا ابد با نام مرتضی پاشایی ماندگار می ماند.  او که برای هوادارانش می خواند :« می دونی حالم این روزا بدتر از همست …»

 

منبع:خبرآنلاین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code