عالم محضر خداست

عالم-محضر-خداحدود ۲۰۰ کارمند شرکت در قرعه کشی شرکت کرده بودند. قرار بود عصر مراسم قرعه کشی با حضور یکی از مدیران عالی شرکت انجام شود. به شوخی از آقای «ل» خواستم اجازه دهد یکی از برگه ها را از درون گوی درآورم. نام آقای «صادق. ت» یکی از همکاران طبقه دوم درآمد. سری به او زدم و کمی سربه سرش گذاشتم.

حدود ساعت پنج آقای «ل» از من خواست جهت عکاسی به اتاق مدیر مربوط برویم. مدیر چشم ها را بست و چند ثانیه ای برگه ها را به هم زد و بعد اسم برنده را خواند: «صادق. ت»

دهان من و آقای «ل» از تعجب باز ماند. نکته بسیار جالب این که آقای «صادق. ت» طی هفته پیش از آن در دو قرعه کشی دیگر نیز برنده شده بود. کمی فکر کردم. خدا قصد دارد پیامی به ما منتقل کند. از نظر علم آمار، احتمال چنین اتفاقی بسیار بسیار کم و صفر است. اما پیام چه بود؟ توجه ام به اسم برنده جلب شد.

تجربه به من نشان داده شباهت هایی میان زبان خواب و اتفاق وجود دارد. در واقع، اصول زبانی که خدا برای انتقال پیام به وسیله اتفاقات عادی زندگی به کار می برد، شبیه اصول زبانی نمادهای خواب است. اما، در خواب هنگامی که کلمه ای بیان می شود، تعبیر مربوط به معنای کلمه است. بنابراین، به فرهنگ مراجعه کردم تا معنی فامیل برنده را بیابم.

پارسی ویکی معنی آن را «دقیق و نکته بین» گذاشته است. به همکاران گفتم، پیام در ارتباط با همین معناست. به عبارتی، خدا دارد نشان می دهد همان طور که در چهار قرعه کشی مختلف نام یک فرد را بیرون آوردم، به همین طریق، اگر نگاهی ظریف و دقیق به زندگی داشته باشید، می توانید رد حضورم را دریافته و درک کنید چگونه امور زندگی تان را سامان داده و هدایتم را اعمال می کنم.

برای منی که بیش از دو دهه صرف شناخت زبان اتفاق کرده ام، پیام حالتی کامل داشت؛ اما برای همکاران چنین معنایی قابل وصول نبود. آقای «ل» می گفت دلیلش می تواند این باشد که وقتی کاغذ را برداشتی الکتریسیته ساکن از دستت به آن منتقل شده و باعث شده تا کاغذ به دست مدیر بچسبد و… به چنین دیدگاهی چه می توان پاسخ داد؟ دو اشکال عمده به آن وارد بود؛ اولا توضیح درباره دو قرعه کشی دیگر نمی داد، قرعه کشی هایی که تعدادشان از ۲۰۰ نفر نیز بیشتر بود. ثانیا، ابعاد برگه های آرا آن قدر بزرگ بود که نمی شد هنگام بهم خوردن به دست چسبیده بماند و عکس های متوالی که گرفته بودم کاملا این عدم امکان را نشان می داد.

به هر ترتیب، سنت زبانی خدا چه در رویا، خواب یا قرآن این است که پیام را تصریح و تاکید می کند. بنابراین، پیام به پایان نرسیده بود. دو روز بعد، جایزه برنده به دستمان رسید. آقای «ل» از من خواست از برنده عکسی همراه با جایزه بگیرم. ابتدا خواستند عکس در اتاق مدیر واحد گرفته شود؛ اما در آنجا جلسه بود. بنابراین، به پیشنهاد ایشان به اتاق یکی دیگر از مدیران رفتیم. در آنجا تابلویی به رنگ قهوه ای وجود داشت. بدون آن که به نوشته های تابلو دقت کنم و فقط بر اساس ترکیب رنگی و عناصر تصویری از برنده خواستم کنار تابلو بایستد و عکس را گرفتم.

روز بعد زمانی که عکس را ضمیمه خبر ارسالی می کردم، نگاهم به نوشته روی تابلو افتاد و خنده ام گرفت. پیام خدا به نحو قدرتمندی کامل شده بود. روی تابلو نوشته شده بود: «عالم محضر خداست». این عبارت دقیقا همان معنای پیام بود: اگر نگاهی دقیق داشته باشید، رد حضور هدایتگر خدا را می توانید دریابید.

در عناصر تصویر، حروف کره ای روی بادبزن نیز معنای توضیحی داشتند. خدایی که قصد انتقال پیامی را دارد، مقدمات آن را نیز فراهم می کند. برای مثال، خداوند میلیون ها سال پیش  دانه های برف را در قطب فروباراند تا به کوه یخی بدل شود و در بزنگاهی تاریخی تایتانیک را غرق کند. اروپاییان مغرور از انقلاب صنعتی نام تایتانیک را غرق ناپذیر گذاشته بودند و مدعی بودند با ساخته شدن تایتانیک عصر خدایان به پایان رسیده و دیگر انسان به خدا نیاز ندارد. در اولین سفر، این غول خودبزرگ بینی غرق شد تا خداوند نشان دهد همچنان حضور دارد. به همین ترتیب، خداوند در مسیر هدایتگر خود بادبزن منقوش را آنجا مهیا ساخته بود تا پیام کامل شود: زبان حضور خدا همانند آن خطوط، مبتنی بر منطق و الفبایی است که اگر آموخته شود، از طریق آن می توان پیام های الهی را دریافت و پیامبری به وسعت زندگی خود شد.

البته همکاران گفته هایم را شنیدند و دمی بعد در زندگی روزانه شان غرق شدند. تا زمین شخم نخورد و از آفت دنیا فارغ نگردد، مجال دیدن افق میسر نیست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code