سیمرغ باشیم…

تمرکز-روی-هدفهمه ما آرزوی داشتن فردایی بهتر را داریم. چیزهایی هست که دلمان می خواهد اتفاق بیافتد و فکر می کنیم، اگر به آن ها برسیم، خوشبخت تر از امروز خواهیم بود. بسیاری از این خواسته‌ها نیز درست است. این که با فرد مورد علاقه‌مان ازدواج کنیم، حرفه‌مان را توسعه دهیم، مدرک بالای تحصیلی بگیریم … هر کدام ما اهدافی در زندگی داریم. اهدافی که نیازمند تدارک مقدماتی هستند؛ و مشکل همینجا خود را نشان می‌دهد. بسیاری از ما آدم‌ها در مسیر حرکت گرفتار تمایلات سطحی و زودگذری می‌شویم که مانند ترمز عمل کرده و خودرو برنامه‌ریزی شده ما برای رسیدن به هدف را از حرکت باز می‌دارند.

افتادن در دام تمایلات و هوس‌های زودگذر می‌تواند بسیار مهلک باشد. محسن با وجود دلبستگی عمیق به همسر و کودک خردسالش نمی‌توانست جذابیت‌های همکار اغواگر را از ذهن دور کند. او به تدریج در مسیری پیش می‌رفت که از درونش صدایی فریاد‌های التماس گونه برای بازداشتش سر می‌داد؛ ولی محسن تمرکز را روی دریافت‌هایی گذاشته بود که بسیار لذت‌بخش می‌نمود.

اتفاق به همین سادگی رخ می‌دهد. ما افق دیدمان را به خاطر یک دام دلربای کوچک از دست می‌دهیم. دکمه خاموش را می‌زنیم و سرمان را به آنچه اکنون عریان و لذت‌بخش می‌نماید گرم می‌کنیم. باید در امتحانات سنگین آزمون استخدامی شرکت کنیم،‌ اما حوصله‌مان نمی‌شود. دم را غنیمت می‌شمریم و با رخوت به وقت‌گذاری می‌پردازیم و به عوارض فردا نمی‌اندیشیم.

موفقیت در دستان انسان‌هایی است که همواره سیستم ذهن‌شان را با اهداف اصلی خود منطبق کرده و از لذت‌های خرد و حقیر پیرامونی صرف‌نظر می‌کنند. حاشیه‌ها در هر وادی زندگی وجود دارند. فقط مرغانی به جایگاه سیمرغ دست می‌یابند، که فتنه‌های هر وادی را شناخته و از آنان دوری می‌جویند. این دسته از آدمیان هستند که به جایگاه رفیع  موفقیت دست یافته و سیمرغ دوران خود می‌شوند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code