زیبا خواستن هنر است

زیبا-خواستنمن می خواهم، من این را می خواهم، من این لذت را با تمام وجود می‌طلبم، چقدر لذت بخش است و… این عبارات هر روز درون ذهن همه ما می‌پیچند. با خود می‌گوییم: چقدر زیباست! چقدر خواستنی‌ است! این حق من است، چرا او (یا آن) را نداشته باشم؟ و… سُر می‌‌خوریم و می‌رویم تا دور دست‌ها.

خواستن مغناطیسی است که گاه ما را به سمت یک معشوق، بوییدن یک گل یا چشیدن یک طعم سوق می‌دهد و گاه در جلوه‌ای مخوف باعث می‌شود دیگران را اسیر دیدگاه و انتظارات خود بخواهیم. گاه از ما غولی می‌سازد که با عصبیت دیگران را به زنجیر می‌کشیم و گاه… به قتل می‌رسانیم.

البته واقعیت این است که خواستن فی نفسه چیز بدی نیست؛ ولی زمانی ارزشمند است و می‌توان با تعابیر زیبای «عشق»، «شکوفایی»، «شهرت» و «اشتیاق» از آن نام برد که در بستری سلامت حرکت کند و انسان برای رسیدن به آن، مرزهای اخلاق و انسانیت را در نوردیده باشد.

دختر جوانی که به خاطر عشق خانواده را زیر پا له می‌کند، مرد خداجویی که به خاطر دین سر انسان‌های بی‌گناه را می‌برد و… بی‌گمان نمونه‌های خوبی برای خواستن نیستند. ادیان الهای و تعالیم انسانی همه آمده‌اند تا به انسان راه و روش «زیبا خواستن» را بیاموزند.

چگونه زیبا بخواهیم؟ ساده است، هنگامی خواستنی شکل زیبا و پسندیده دارد که در خاک مهربانی و انسانیت رشد و نمو کند. دختری که آکنده از قلبی مهربان برای همه است، زمانی که عشق به سراغش می‌آید، دوست داشتنش هرگز او را به کشاله‌های نفرت و ستیزه با دیگران نمی‌کشاند. چنین زنی عشق را در صورتی ارزشمند و لایق قلب خود می‌داند که بارانی برای همه عزیزانی ببیند که در پیرامون خود دارد.

انسانی که به خاطر خداوند زندگی را وقف می‌کند، زمانی دست به شمشیر می برد که بخواهد جان‌ها را حفظ کند. لا اکراه فی الدین! خداوندی که مهربانی و سخاوت وجودش همه مخلوقات را بهره‌مند می‌سازد،‌ هیچگاه و در هیچ کدام از تعالیم پیامبرانش نگفته، انسانی مجاز است نفس خود را سزاوارتر از دیگر نفس‌ها بداند و خواست خود را بر دیگران تحمیل کند.

هنگامی که «زیبا خواستن» را بیاموزیم، جهان پیرامون ما بوی گلستانی بارور از برکت و کامروایی انسان‌ها را می‌گیرد. «زیبا خواستن» هنری است که انسان شرافتمند و بهنجار را از نفس‌های ناسوده متمایز می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code