کارگاه آشنایی با زبان خدا- قسمت اول / تصادف رئیس نیروی انتظامی هرمزگان چه پیامی داشت؟

زبان-اتفاق-هرمزگان
کشاورزی استان هرمزگان در خطر

پندار نو:  پریروز در خبرها آمد: خودرو رئیس نیروی انتظامی هرمزگان در حوالی یزد دچار سانحه شد. ایشان زخمی و همسر و راننده وی کشته شدند. دلیل سانحه خواب آلودگی راننده عنوان شد.

دیروز در خبرها آمد: حدود ۴۰ هزار کشاورز هرمزگانی در معرض بیکاری هستند.

آیا ما با یک پیام روبرو هستیم؟ اگر پاسختان مثبت است، آن پیام چیست؟

نکته: اولین قدم مطالعه دقیق هر دو خبر و کشف ارتباطات کلی است. پازلتان را درست بچینید

 

امیر: استاد منبع خبر را معرفی میکنین ؟

 

نوال: http://www.mehrnews.com/news/3741502/۵۰هزارکشاورز-هرمزگانی-درآستانه-بیکاری-ضرورت-توجه-به-کشت-گلخانه

http://www.iribnews.ir/fa/news/1254178/فرمانده-نیروی-انتظامی-هرمزگان-مجروح-شد

 

امیر: زمانی که یک اتفاق نظیر تصادف ، برای یک فرد عادی بیفتد ، صداش آنقدر بلند نمیشود که تبدیل به خبری شود و عده ای را با خبر سازد .

ولی زمانی که این اتفاق برای شخصیتی مهم میفتد خبرش همه جا را فرا میگیرد .

یجورایی میشود گفت این خبر همگانی است .

پس قاعدتا این اتفاق حاوی پیامی برای آن عده است .

و همینطور اتفاق بیکاری کشاورزان ، عده ای را در بر میگیرد . و حتی این اتفاق افرادی را باخبر میسازد . و پیغامی دسته جمعی برای همه دارد .

نکته ی مشترک بین این دو اتفاق، سانحه ی تصادف فوت شدن زن فرمانده نیروی انتظامی ، و بیکاری ، یک جور بلا به حساب می آید .

بلا برای خود شخص فرمانده نیروی انتظامی ک همسر او کشته شد …

و بلا برای کشاورزان که در حال بیکار شدن هستند …

زمانی که گناهه مردم زیاد شود ..

خدارا قهر میگیرد ..

و برای مردمان آن سرزمین بلا نازل میکند ..

این اتفاقات حاوی گوشزدی از طرف خداست برای مردم ..

اما کو گوش شنوا … !

 

نوال: زن/محیط زیست، جامعه/خانواده، فرمانده/دولت؟

 

امیر: منابع تولیدی در خطر است ؟؟

زن تولید مثل رو اگر بهش بدهیم ..

محیط زیست هم منبع تولیدی بسیاری از چیز هاست …

این دو در خطرند ..

 

پندار نو:  سعی کنید ابتدا ارتباط صحیح میان نمادها برقرار کنید. سوال، چرا تصادف در حوالی یزد اتفاق افتاده؟ چرا یزد؟ سوال بعد، فرمانده نیروی انتظامی به عنوان یک نماد چه معنایی دارد؟ وارد چیدمان پازل شوید و به دلیل تصادف و… فکر کنید. زبان خدا کژی و کاستی ندارد.

(در تایید نوال) برقراری ارتباط بین نماد زن با محیط زیست خلاقانه است،…

(در تایید جمله زن تولید مثل رو اگر بش بدهیم…) دارید پیشرفت می‌کنید.

 

امیر: یزد هواش گرمه ..

و در قسمته کشاورزی هم با کمبود اب مواجه هستیم …

 

نوال: یزد ازشهرهای خشک وکویری ایرانه وتصادف بخاطر خواب آلودگی راننده بوده

 

امیر: فرمانده نماد قدرت و غرور است؟

 

پندار نو: رابطه یزد با دهقان ها چیست؟ درباره فرمانده هم توجه تان را روی نیروی انتظامی متمرکز کنید.

 

امیر: رابطه یزد و دهقان ها در خشک سالیست . در کم آبی . تهدید شدن .

خواب الودگی نماد بی خیالی است ؟ احساس مسئولیت نکردن

 

پندار نو: یک بعد یزد خشکسالی است؛ اما رابطه یزد با دهقان ها در اقتصاد این استان است. یزدی ها دهقان و فلاح هستند دوست خوبم که از کویر خشک بهترین محصولات را به عمل می اورند.

 

امیر: فرمانده = امنیت ؟

زن نماد تولید مثل ..

که میمیرد .

یعنی در خطر است .

راننده ، خواب الودگی ، نماد بی عمل بودن … بی کاریست …

که اونم میمیره .. یعنی در تهدید است .. (بیکاری شایع شده است)

اما فرمانده ، که اگر امنیت بگیریم ، زنده میماند ، یعنی تهدید میشود اما هنوز سرجایش است .

مطمئنم اشتباهه برداشت هایم . اما سعی میکنم هرچی به ذهنم میرسه رو بگم

 

پندار نو: سعی کنید نمادها را به صورت مجرد تفسیر کنید. یعنی اون رو به واقعیت منتقل نکنید. معنی هر نماد رو بگیرید و بعد پازل را بچینید. نیروی انتظامی نماد حافظ و نگهبان است و فرمانده نیروی انتظامی یعنی مسئول حفاظت و مراقبت.

 

امیر: فرمانده ، به علت خواب الودگی راننده یا همان زیر دستش تهدید میشود و چیزی را از دست میدهد به نام همسر …

یعنی مسئول حفاظت و نگهبانی به علت بی دقتی زیر دستش همسر خود را از دست میدهد .

حالا قضیه کشاورزان ..

دولت نقش همان فرمانده را دارد . یعنی مسئول .

حالا یعنی دولت بخاطره بی دقتی افراد زیر دستش ( خانواده ها یا جامعه) دارد چیزی را از دست میدهد که اسمش محیط زیست است.

۱ فرمانده نقش مسئولان دولت را دارد ؟

۲ راننده و بی دقتی ان نقش افرادی که برای دولت کار میکنند دارند ؟؟

۳ زن نقش محیط زیست را دارد ؟؟

 

پندار نو: گفتم، نمادها را مجرد معنی کنید و بعد پازل را تکمیل کنید. خواب آلودگی نماد سهل انگاری است. دلیل هر دو حادثه به همین امر بر می گردد: سهل انگاری.

 

امیر: میخواد به مردمان و مسئولین استان هرمزگان بگه که از مردمان یزد یاد بگیرید و سهل انگاری و بی مسئولیتی رو بزارید کنار و با دقت بیشتری به کشاورزی بپردازید ؟

 

پندار نو: دارین بهتر می شین. پیام درباره فاجعه بزرگی است که در حال وقوعه و دلیل فاجعه رو داره نشون می ده. شما بهتر می دانید، فهمیدن دلیل یک مشکل، در خودش راه حل رهایی از اون مشکل رو داره.

 

امیر: یجوری انگار میخواد بگه مردمان یزد با اینکه منابع ابی کمتری دارند از شماهایی که منابع زمینی اب بیشتری دارید موفق ترند . فقط بخاطر اینکه شماها سهل انگاری میکنید . و اگر همینطوری پیش بروید ، شما رو مثل راننده خواب خواهد برد و اون فاجعه رخ خواهد داد و شما منابع تولیدی را از دست خواهید داد ..

 

پندار نو: البته خیلی به جواب نزدیک شدید؛ ولی شما هنوز نیاز دارید بیشتر تلاش کنید که نمادها را به صورت مجرد تفسیر کرده و بعد پازل را بنا به داده هایی که دارید بچینید.

پیام اتفاق به این شرح است:

همانطور که اشاره شد زن با محیط زیست در ارتباط است. بنابراین، پیام اتفاق این است که کشاورزی هرمزگان نیازمند توجه جدی است. اگر مسئولین دقت لازم را نکنند و کار را به نااهل (راننده) واگذار کنند و دچار غفلت شوند، منابع آبی (محیط زیست، زن) در معرض تهدید قرار گرفته و جامعه (کشاورزان) دچار خسران فاجعه باری می شوند. پیام اتفاق سر راست است: از خواب خرگوشی بیدار شوید، کار را به اهلش واگذار کنید و با تمام توان از سرمایه های محیط زیست صیانت کنید. در واقع، یزد نماد استانی با قدمت کهن است که با وجود کویری بودن، طی قرن ها قادر بوده با حفر قنات ها و اصول برداشت صحیح از منابع آبی، ضمن حفظ منابع، بخش کشاورزی پررونقی داشته باشد.

 

امیر: اها .  بسیار عالی .  خدا رو شکر جای کمی امید هست

 

پندار نو: چه انتظاری داشید برای گرفتن یک مدرک کارشناسی چند سال باید وقت گذاشت؟ کم کم با نحوه و سبک تفسیر آشنا می شوید. جای نگرانی نیست.

 

امیر: انشاء الله

به کارگاه پندار نو بپیوندید: http://goo.gl/zwQ0fO

۶ نظر

  1. خیلى ممنون از پاسخ شما.یه توضیح کوتاه بدم و اینکه حدود ۴ ماه همه جور کلاس خودشناسی و توصیه و نصیحت دیگران رو انجام دادم اما نتیجه نگرفتم.تا حدودى با نمادشناسی آشنا هستم اون هم به دلیل شغلى که دارم،اما نمى تونم ربط بین اتمام یک رابطه عاشقانه طولانى مدت و بى پولی رو دریافت کنم.از طرفى هم نادیده گرفتن شدن از طرف عده ایی….
    شاید کمى گنگ به نظر بیاد اما ماجرا از اونجایی شروع شد که رابطه من با آقایی بعد از ٩ سال به اتمام رسید.یکى از علتهاش نداشتن کار و سرمایه اون آقا بود که همین امر باعث مخالفت خانوادم شد و از طرفى تفاوت فاحش فرهنگى که داشتیم.رابطه ما یک شبه تمام نشد.از اونجایی رو به سردى گذاشت که مادرش براش رفت خواستگارى و به هر دلیلى ازدواجش صورت نگرفت.ما رابطمون رو نصفه و نیمه ادامه دادیم تا اینکه استاد پایان نامه ام از من تقاضاى ازدواج کرد، و من زیر نظر خانوادم با ایشون ملاقاتهایی داشتم.از طرفى اون آقایی که رابطه طولانى باهاش داشتم به من شک کرد و با فرستادن پیام به استادم ارتباط من و استادم کات شد.از طرفى هم با آمدن به منزل ما و ایجاد دعوا و تنش خانوادم رو حسابى ترسوند.خلاصه اینکه همه ارتباطات کات شد.
    من مدرس دانشگاه هستم،بعداز این اتفاق حدود ۴ ماه از اتمام ترم مى گذره که حقوقى دریافت نکردم،با یه انتشارات کار مى کنم که اونم دستمزد منو پرداخت نمى کنه.
    چند اتفاق اخیر اشاره به نادیده گرفتن مى کنه.
    دانشگاه که مظهر علم و دانش هست اساتید حق التدریس رو نادیده مى گیره،حقوق اونها رو پرداخت نمى کنه و تعداد زیادى از اونها رو اخراج مى کنه.
    انتشارات دستمزد منو نادیده مى گیره و بهانه انتشار اون رو میاره و پرداخت رو به زمان دیگه ای واگذار مى کنه.
    استاد که باز هم مظهر علم و خرد هست منو نادیده مى گیره.

    دانشگاه:انتشار دهنده علم و دانش
    انتشارات:منتشر کننده علم و دانش
    استاد:علم و دانش
    عامل دیگر که مشترک بود بین تمام اتفاقت زمان بود.
    همه افراد وعده زمانى نا معلوم در آینده را مى دهند.
    دانشگاه تاریخى در آینده را وعده مى دهد.
    انتشارات تاریخ نامعلوم چاپ کتاب
    استاد هم گفت زمان همه چیز را مشخص مى کند.
    نمى دونم چه چیزى رو باید در خودم جستجو کنم؟چه چیزى رو باید ببینم؟با چی باید روبرو بشم؟
    ممنون مى شم اگر راهنماییم کنید.واقعا به تنهایی نمى تونم گره این مشکل رو باز کنم.
    سپاس

    • چرا فکر می کنید در باتلاق هستید؟ پس از هر سختی آسانی است. اگر به حیوانات چرنده ای مانند گاومیش ها و گوزن ها دقت کرده باشید، گونه نر این حیوانات از کودکی شاخ ها را به هم می کوبند تا محکم و قوی شوند. داستان شما همین است. بحث دانش را مطرح می کنید، آیا این همه اتفاق عجیب برایتان بیهوده افتاده است؟ تمام این موانع هدف واحدی دارند، شما ته چاله افتاده اید، تا بیاموزید باید روحیه یک صخره نورد را داشته باشید. باید یاد بگیرید، هیچ انسانی حق ندارد وارد حریم خانه شما شود و خانواده شما را بترساند. باید یاد بگیرید، حاضرید سخت ترین شرایط را تحمل کرده و استقامت یک ناخدا را از خود نشان دهید.
      دوست خوبم، شما مدرس هستید. مهم نیست چه درس می دهید، اما کنار درس هایتان شما الگوی دانشجویان و به ویژه دختران این مرز و بوم هستید. اگر نتوانید گلیم خود را از آب بکشید، چه چیز را می خواهید به آنها یاد دهید؟
      فرصت عضویت مهمان را در گروه پندار نو فراهم آورده ام. از طریق لینک زیر عمل کنید و فضای آنجا را هم تجربه کنید. می تواند برای اصلاح نگرشتان مفید باشد:
      http://goo.gl/u5miGv

  2. سلام.از خوانندگان همیشگى سایت شما هستم و از مطالب آن چیزهاى زیادى یاد مى گیرم.چندوقتى هست که در زندگیم دچار گرفتاریها و گره هاى مشابه به هم مى شم.شما مى تونید در نمادشناسی این اتفاقات و درک پیام خدا به من کمک کنید؟مطمئنا مى تونید.اگر امکانش هست راهنماییم کنید.مى تونم بگم واقعا به بن بست رسیدم.

    • با سلام. حقیقت را بخواهید بنده می گویم، اما، آدم ها گوش نمی کنند. گروه پندار نو را راه اندازی کردم، باید هزاران عضو داشته باشه اما… دلیلش ساده است، چون ما آدم ها به وضعیت موجود راضی هستیم، چون حاضر به پذیرش مسئولیت تغییر نیستیم. از ماست که بر ماست.
      اما، گره مشکل شما خود شما هستید. اصلا باور نمی کنم قادر به مدیریت امور نباشید. آنچه از شما انسانی فرومانده می سازد، گرفتار شدن در چنگال انفعال و سرسپاری است. من در کارگاه هر روز را با واژه مبارک است یا تبریک می گویم شروع می کنم. آدمی که در صحن زندگی او خدا حضور دارد، مگر می تواندبدون انرژی و نور روشن صبح بیدار شود؟ دم عیسی در قلب خودتان است. آن را که درست بدمید، زنگی تان جان می گیرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code