در ایران زمین، نخبه یعنی پشیزی نمی ارزی!

نخبه-کشیخداوند این روزها پیام بزرگی را خطاب به مردم کشورمان صادر کرده است. پیامی که اگر کشف شود، راه آبادانی ایران فردا مهیا می شود. آن پیام چیست؟

پیام قدرتمند خداوند از روز چهارشنبه ۳۲ تیرماه شروع می شود، زمانی که خبر مرگ غلامرضا اسلامی، دانشجوی نخبه مهندسی برق دانشگاه اصفهان و دارنده مدال نقره المپیاد ریاضی دانشجویی کشور، در اثر سهل انگاری پزشک کشیک، منتشر می شود

پنجشنبه نیز خبر قتل نخبه پزشکی اردبیل سر زبان ها می افتد. دلیل هرچه می خواهد باشد، تنها فوق تخصص سرطان خون استان به قتل می رسد… این مهم است.

جمعه خبر فوت محمود خان اسکندری کشکولی، استاد شاهنامه خوان ایل قشقایی منتشر می شود؛ و حجم معنادار خبر آنجاست که شبکه های تلویزیونی بخشی از صحبت های این اسطوره و نخبه فرهنگی کشور را پخش کردند که می گفت: حالا در ایل بختیاری هیچ کس مرا نمی شناسد!

داستان سه مرگ، داستان از دست دادن سه نخبه کشور در همین معنا به تصویر کشیده می شود. در ایران، ما جایگاه و شان نخبگان را ارج نمی گذاریم. برای ایرانیان، فرهنگ احترام به مفاخر و بزرگان علمی، فرهنگی و اسطوره های جاودانگی ایران رنگ باخته و هر کس و ناکسی به خود اجازه گستاخی و توهین به این جواهرهای ارزشمند را می دهد.

حدود ۲۵ سال پیش دانشجوی فیزیک دانشگاه تهران بودم. آن زمان مرحوم دکتر حسابی در قید حیات بود و یکشنبه ها ساعتی به گروه فیزیک دانشگاه می آمد و در دفترش می نشست. یک روز هنگام عبور از عرض خیابان روبروی درب اصلی دانشگاه تهران دیدم دکتر حسابی سوار بر ماشین سورمه ای رنگش قصد رفتن به بانک ملی مقابل دانشگاه جهت دریافت حقوق ماهیانه را دارد. پلیسی جلوی ماشین را گرفته بود و مانع حرکت ماشین می شد. راننده با عجز می گفت، می دانی چه کسی داخل ماشین است؟ پلیس هیچ وقعی نمی گذاشت و زمانی که راننده سعی کرده بی توجه راه خود را در پیش بگیرد، پلس جاهل، بی توجه به حال پیرمرد، با دو دست روی کاپوت ماشین کوبید و گفت هرکه می خواهد باشد… داستان جایگاه نبخگان در ایران یعنی همین، یعنی افراد بی سر و پا به خود اجازه جسارت به بزرگان را می دهند و هر خشی برای خود امپراطوری بزرگی دارد.

اما، به داستان خداوند باز گردیم. در برابر مفاخر زانو بزنید و مراتب ادب را به جا آورید.

پیام خداوند با داستان پزشک ممسنی ادامه پیدا می کند. یک انسان گستاخ به خود اجازه می دهد بر دستان یک نخبه شهرستان و یک درمانگر در حال انجام وظیفه دستبند بزند. ماموران انتظامی به خود اجازه می دهند او و مادرش را در بازداشتگاه مورد ضرب و شتم قرار دهند، زیرا در این کشور، نخبگان هیچ جایگاهی ندارند. زیرا نخبگان با منافع افرادی در تضاد هستند و نباید جایگاهی داشته باشند. پیام خدا هشدار نسبت به عواقب چنین رفتار ناگواری است.

 

بیشتر بخوانید:

پزشکیان: به ساحت کل مجلس اهانت شد