خدای من خدای خوبی ها و خدای بدیهاست

خداوند-جبارمردم این روزگار گرفتار همان اشتباهی هستند که در عصر پیامبر، یهودیان بدان مبتلا بودند. آن ها فکر می کردند، خداوند خداوند خوبی هاست و نمی تواند جز خوبی باشد و نمی تواند جز خوبی برایشان بخواهد. مردم این روزها نیز نگاه متفاوتی ندارند. به دعاهایی که می کنید، نگاه کنید. آیا بیشتر دعاهای ما حالت طلبکارانه ندارد؟ یا طلبکار هستیم یا متوقع که خدا برایمان این کار یا آن کار را بکند. خدایا، شر این را از سرم کوتاه کن. خدایا، مشکلم را رفع کن. خدایا، فلانی را به من برسان. خدایا… این نحو دعا کردن یعنی ما برای خداوند مقرر می کنیم که «خدای خوبی باشد» و هرچه ما می خواهیم انجام دهد. آیا جز این است؟

بیایید کمی در طبیعت نگاه کنیم. سگ های وحشی یا کفتارها از جمله مخلوقاتی هستند که شکار خود را زنده زنده می خورند. در طبیعت، حشراتی زندگی می کنند که تخم خود را در بدن قربانی می گذارند و درحالی که لارو آن ها در حال رشد و نمو است، قربانی به تدریج جان می دهد. واقعیت این است که خداوند اسلام خداوند مهربانی ها نیست، خداوند اسلام مانند خداوند مسیحیت موظف به محبت محض نیست، خداوند اسلام چیزی فراتر و بسیار گسترده تر از این چارچوب های احساسیست. خداوند ما پدیدآورنده رستاخیز و خالق دوزخ است. خداوند ما شیطان را آفریده و به همان پایه که مهربان است، جبار نیز هست.

در تعریف ساده، خداوند دو سوی روشن و تاریک دارد. ویژگی انسان و دیگر مخلوقات مختار این است که «حق انتخاب» دارند و می توانند با رفتار و کردار خود مشخص کنند با سوی روشن یا تاریک خدا روبرو شوند. خداوند پیامبران را فرستاده تا به بشر بیاموزند، انسان می تواند با پندار، گفتار و کردار نیک سوی روشن و رحمانی خداوند را به خود جلب کند و در سایه سار محبت بی حد و حصر خداوند به آرامش برسد، یا با بدرفتاری و گرایش به کج اندیشی و ناراست گفتاری خود را مستحق روبرویی با سوی تاریک خداوند کند. شما کدام را می پسندید؟

زمانی که به زبان یهودیان قدیم خدا را محصور در خوبی می بینیم و توقع داریم هرآنچا می خواهیم اجابت کند، اولین پاسخ خدا رها کردن ما در گمراهی دور و دراز است. چون می طلبیم و اجابت نمی شود، خدا را خارج از زندگی و بی اثر در حال و روز خود می پنداریم و این از آن فریب های سختی است که خدا ما را به آن وا می نهد. آیا ما نمی دانیم خداوند مکر الماکرین است و زمانی که بنده از طریقت فهم خارج می شود، خویش را در دام خروج از سایه رحمت خداوند قرار داده است؟ هنگامی که از سر توقع، چیزی را برای خود خوب می پنداریم و خدا را موظف به برآورده کردن آن می پنداریم، خداوند چشم بصیرت ما را کور می کند تا در سودای خود خوش باشیم و از جمله اولین پاسخ های خشم آلود خداوند این است که در دلمان می افتد که چون خدا به خواسته های ما عمل نمی کند، اصلا قادر نیست در زندگی ما موثر بر چیزی باشد. بسیاری از بندگان بدین طریق در وادی گمراهی فرو می غلتند و گرفتار دامی می شوند که خود برای خویش تنیده اند.

در محضر خداوند باید زبانی تسلیم و آمرزش طلب داشته باشیم. خداوندا، بر دانش من بیفزا. خداوندا، آنچه صلاحمان است جاری سازد. بارالها، مشکلات کامم را تلخ و ذهنم را مخدوش کرده اند، به من بیاموز چگونه با آن ها روبرو شوم و راه نجاتی برایم بگشا… این نحو دعا یعنی خداوند را مصدر حوادث می دانیم و از او می خواهیم سایه رحمانیش را بر سرما بگستراند و به ما در مسیر پیمودن طریقت بندگی مدد رساند.

خداوند همان قدر که خداوند خوبی هاست، خداوند بدی ها نیز هست. پس بکوشیم با پندار، گفتار و کردار نیک، سوی رحمانی او را به خویش معطوف کنیم. آنگاه خواهیم دید که خدا همین نزدیکی ها و موثر بر تمام وجوه زندگی مان است. آثار وجود او را خواهیم دید.