توافق را فدای دو درخت نکنیم!

مذاکرات-آمریکا-ایراننفوذ به آن سوی دیوار هتل کوبورگ غیر ممکن است. بنابراین، چاره ای جز اتکا به شنیده ها و رمزخوانی گفتارهای فشرده دیپلمات های مذاکره کننده نداریم.

آن طور که از اخبار حاشیه مذاکرات بر می آید، موضوع دسترسی به سایت های نظامی کشور به سرانجام رسیده و پایمردی تیم مذاکره کننده سدی محکم برابر این کج خواهی آمریکایی ها بسته است. و آنچه اکنون باقی است، مهمتر از همه، تحریم های تسلیحاتی سازمان ملل است. آیا ۵+۱ کوتاه می آیند و حاضر به پذیرش این حق طبیعی ما برای داد و ستد تجهیزات نظامی می شوند؟ این یک سوال است؛ اما سوال مهمتر این است که اگر کوتاه نیایند، آیا ما باید بازی را به خاطر این مسئله برهم بزنیم؟

واقعیت این است که قدرت رو به ظهور ایران در عرصه های دیپلماتیک و اقتصادی است و آنچه پشتوانه واقعی نظامی ما محسوب می شود، دانش نظامی بومی شده است. به دیگر سخن، دانش بومی نظامی ما مانع دشمنان برای ماجراجویی است و قدرت دیپلماتیک و اقتصادی ما قادر است آنچنان رشد یابد که پایه های ثبات و امنیت منطقه را تحکیم کند.

روزگاری ملت های آلمان و ژاپن پس از جنگ از حق داشتن ارتش محروم شدند، این امر باعث شد تا چنان تمرکزی بر صنایع دیگر داشته باشند که اکنون اقتصاد جهان را در دست دارند. خوشبختانه ما توانسته ایم اقتدار نظامی خود را مصون از تعرض نگه داریم، پس چه باک که باقی ماندن چند تحریم از این دست مسیری را به رویمان ببندد. ما می توانیم به آن از دید فرصت نگاه کنیم تا کمک هایمان به کشورهای حلقه مقاومت ماهیتی دیپلماتیک، مستشاری و صد البته تکنولوژیک بگیرد تا در کنار سلاحی که به هر ترتیب می توانند تدارک ببینند، به آن ها راه حفظ زیرساخت ها و توسعه کشورشان در میدان کارزار را بیاموزیم و از آن ها با ابزار قدرتمند دیپلماسی در عرصه های بین الملل دفاع کنیم. شاید این گونه خیر آن ها نیز افزون تر تامین شود.

اکنون زمانی است که تیم مذاکره کننده ایران باید هوشیارانه بازی را اداره کند و اجازه ندهد، غرب با انگشت گذاردن بر نقطه حساسه، ما را تحریک کند تا منافع بزرگ عبور از تنگه تحریم ها را نادیده بگیریم و ناگزیر شویم در مسیری پرسنگلاخ راهمان را ادامه دهیم.

عبور از تحریم ها به معنای رهایی شیر بیشه تشیع از باتلاق محدودیت هاست تا ایران بتواند در عرصه بین الملل به عنوان بازیگری مقتدر قد علم کند.