اسلام در تضاد با سوسیالیسم تخیلی

سوسیالیسم-تخیلیبه گفته کارل مارسک، سوسیالیسم تخیلی ریشه در باور سوسیالیست های اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم دارد. آنان انسان‌گرایانی بودند که نسبت به بهره‌کشی شدیدی که با سرمایه‌داری ابتدایی همراه بود اعتراضی بجا می کردند. مارکس با وجود تحسین، این لقب کنایه‌آمیز را در مورد آن‌ها به کار برد و معتقد بود بیش‌تر آنان خیال‌پردازانی در جستجوی مدینه فاضله بودند که امید داشتند با اتکای به خرد و شعور اخلاقی طبقه تحصیل‌کرده، جامعه را تحول بخشند.

سوسیالیست های تخلیلی با دیدن واقعیات تلخ زندگی، وجود اختلافات طبقاتی، فقر و عدم دسترسی مساوی افراد به منابع و فرصت ها در جستجوی مدینه فاضله و عاری از تبعیض، فرضیات خود را بنا می کردند. به واقع، فرد باورمند به سوسیالیسم تخیلی فقر را در هیچ کدام از چهره های آن نمی پذیرد و خواستار ریشه کنی قطعی تمایزها و تفاوت ها به عنوان تنها راهکار نیک بختی بشر است؛ اما، مفاهیم قرآنی با این چنین رویکرد احساسی و آکنده از خواسته های آتشین عاطفی چقدر قرابت دارد؟

پذیرش برده داری در قرآن و اعلام شرایع مربوط به آن، یکی از واضح ترین دلایل عدم هم سنخی اسلام با سوسیالیسم تخیلی است.   قرآن برده را به عنوان نماد محدودیت به کار برده است. برده می تواند بیانگر کسی باشد که به دلیل الزامات اجتماعی یا واقعیات جبری محیط با برخی محدودیت ها و اجبارها روبرو شده است. بنابراین، زمانی که قرآن شرایع برده داری را وضع می کند، دو معنا را مد نظر دارد: یک- واقع بین بودن و پذیرش مقتضیات زمان و مکان. دو- طراحی مسیر حرکت با توجه به آن مقتضیات.

در واقع، همان طور که روانشناسان به فردی که گرفتار ضایعه از دست دادن دست یا پا شده توصیه می کنند با واقعیت روبرو شده و زندگی را با فقدان پیش آمده ادامه دهد، فردی که گرفتار محدودیت های جبری زمانه شده لازم است با پذیرش مقتضیات بر مبنای آن ها امور را سامان دهد. آیات مربوط به برده داری در قرآن نمادی برای این دست موارد هستند. از سویی به فرد گرفتار تبعیض یا فقدان می گویند، راهکار وضع موجود نفی واقعیت و افتادن به دام تفکرات سوسیالیسم تخیلی نیست. باید فقدان را به عنوان واقعیت پذیرفته و زندگی را برنامه ریزی کند؛ و از سوی دیگر به افراد توانمند می گوید راه و رسم رفتار با افراد گرفتار، طبقات ضعیف و نیازمندان چیست.

به هر ترتیب، سایت تابناک کاریکاتوری در رابطه با سایت همسرگزینی منتشر کرده که فقدانی ناگوار را نشان می دهد.

همسر-گزینی

راهکار  چیست؟ آیا پاسخ را باید در رویا و ایده های احساسی سوسیالیسم تخلیلی جستجو کرد؟ آیا باید علیه همه چیز قیام نمود؟ پاسخ قرآن روشن است: اگر نمی توانید زن آزاده بگیرید، به کنیری قناعت کنید و اگر آن نیز میسر نشد، پرهیزگاری پیشه کنید تا… منظور از کنیز بی گمان کاستن از سطح توقع و یافتن همسری است که با مقتضیات زندگی ما سازگار باشد؛ اما اگر آن نیز میسر نشد چه باید کرد؟ باید طغیان نمود؟ پاسخ پذیرش فقدان و تلاش معاش در مسیر مشروع است تا خداوند به رحمت خود درگاهی بگشاید.

این دیدگاه برای بسیاری از نواندیشان قابل پذیرش نیست و آنان سخت روی بر می تابند؛ اما ضعف مالی و عدم یافتن همسر از واقعیات ناگواری هستند که چه دوست داشته یا نداشته باشیم، برای بسیاری از جوانان وجود دارند. انسانی که شجاعت پذیرش واقعیت زندگی را داشته باشد، قادر خواهد بود برنامه ای متناسب با شرایط زندگی و در مسیر بهبود تنظیم کند. اسلام انسان ها را به دنبال خیال نمی کشاند، بلکه به آن ها رهنمودی می دهد تا با هوشیاری واقعیات را دیده، برنامه ریزی داشته باشند و در مسیر جهاد برای نیک زیستن چشم به برکات الهی بدوزند.