آنگاه که آدمیت قربانگاه عزت نفس می شود

مسیح-چوپان-خدا
مسیح چوپان خداست

مرد کمی در صندلی‌ جابجا شد و خطاب به پیرزن گفت: آیا انتظار داری دست محبت روی سر عقرب بکشی و در امان بمانی؟

زن با بغضی فشرده پاسخ داد: اما بیژن پسرم است،‌ آدم است، آدم… نمی‌شود که از خانه بیرونش بیاندازم!

نگاه نافذ مرد از پشت عینک به خطوط در هم فشرده چهره زن دوخته شده بود. به آرامی گفت: خانم عزیز، به نکته مهمی دارید اشاره می کنید. آدمیت بسیار مهم است. اخلاق مهم است،‌ منتها سوال من این است: معنی آدمیت چیست؟

کمی مکث کرد و در سکوت نگاه دردمند زن ادامه داد: اشکال بسیار ناگواری که در فرهنگ ما رخ داده و ناشی از رخنه باورهای مسیحی است،‌ آدم بودن را با بی‌آزار بودن یکی گرفته اند. نگاهی به تمثیل‌های مسیح بیاندازید. بنده‌های خوب خدا در نقاشی‌های مسیحی به صورت گوسفندانی پیرامون او به تصویر کشیده می‌شوند؛ یعنی کسی خوب است که مانند گوسفندی بی‌آزار و رام در دستان چوپان خدا باشد. مسیح را چوپان خدا می‌نامند و آدمیت‌ یعنی بی‌آزاری، یعنی همیشه و تحت هر شرایطی خوب بودن، دلی را نشکستن و تا به آن حد پیرو آیین عدم خشونت باشیم که اگر سیلی به صورتمان نواخته شد، سرمان را بگردانیم تا سوی دیگر را هم به ضرب دست بنوازند.

خانم محترم، در فرهنگ من مسلمان، آدمیت یعنی این که فرد با عنایت الهی حاکم بر سرنوشت خود باشد. یک سیب گندیده صندوق سیب را تباه می کند. آدمیت یعنی مراقبت از زندگی، اگر لازم شد آدم خوب لازم است چنگ و دندان نشان دهد و با قامتی کشیده از عزت نفس خود مراقبت کند. آیا شما چنین کرده‌اید؟ آیا حاضر شده‌اید به بیژن دلبندتان از زاویه یک شیعه علی نگاه کنید و محکم با بلندترین صداها بگویید نه،‌دیگر بس است، خانه من فساد کده شیطان نیست؟! مگر علی نبود که برای حراست از بیت‌المال دست رد به التماس‌های برادر خود زد. محکم ایستاد و تاوان آن را نیز پرداخت؟

زن درون خود مچاله شده بود. برای او که سال‌ها عادت کرده بود،‌خدمتگزاری تمام وقت باشد و به درد کشیدن خو گرفته بود،‌ بیرون آمدن از پوستین گوسفند و نگهبان حریم خود شدن کاری بس دشوار می‌نمود.

واقعیت این است: بسیاری از پدران و مادران ما در آتش رفتار نابهنجار فرزندان خود می‌سوزند، چون آدمیت را بد تفسیر کرده‌اند. ما باید بیاموزیم گاه باید چون شیری باشکوه از حریم خود مراقبت کنیم. گوسفند بودن آنگاه رواست که بتوانیم به محبت اصیل دامنی که سر بر آن می گذاریم، ‌باور عقلی داشته باشیم. اسلام میان محبت و قاطعیت، جاذبه و دافعه حد وسطی را مقرر کرده که می‌تواند به زندگی تعادل ببخشد و از باغچه زندگی ما حفاظت کند.