آمریکا پیروز مسلم بازی هتل کوبورگ؟!

توافق-ایران-آمریکاهمه از احتمال قریب به یقین پیروزی تیم مذاکره کننده کشورمان در ماراتون نفس گیر دور کوبورگ خرسند هستیم؛ همه سرشار از حس پیروزی ایران هستیم؛ اما این به معنای شکست طرف مقابل نیست. فراتر، از یک منظر می توان گفت، در بازی برد برد ایران و طرف غربی،  پیروز اصلی مذاکرات آمریکا بوده است.

متاسفانه دیدگاه های بسیار کوتاه بینی است که نفس مذاکره را برای شخص اوباما یا جان گری یا حزبی خاص حیاتی می دانند. متاسفانه این افراد قادر به فهم سطح حرفه ای رفتار دیپلماتیک آمریکا نیستند. ابرقدرتی که از بالاترین کلاس رفتار دیپلماتیک برخوردار است و در آن افراد به وظایف سازمانی و تکالیف اجرایی خود در چارچوب منافع کلان ملی و امنیت ملی آمریکا عمل می کنند، جایی برای منافع شخصی بازیگران باقی نمی ماند.

آنچه جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، در مذاکرات به دنبال آن بود مهیا کردن ایران برای ورود به معادلات منطقه ای و در چارچوب نظم نوین منطقه ای و جهانی نظام سلطه است. بنا به چنین تفکری است که کری به توافق اتمی با ایران به عنوان اصلی برای موفقیت های دیپلماتیک آینده در سراسر خاورمیانه، بویژه در مبارزه با داعش نگاه می کند.

او می گوید: ‘رای من روشن است اگر توافق با موفقیت به دست آید، رضایت ناشی از آن برای همه طرف ها باعث می شود مذاکرات بین طرفین در منطقه آغاز شود. … نمی خواهم پیش بینی کنم، نمی خواهم بگویم که این پیش شرط درستی است، اما به نظرم باید با هم گفت وگو کنیم و این امر ممکن است. این یکی از دلایلی است که بشدت می خواهم مذاکرات به نتیجه برسد’.

در نظم مورد انتظار دولت آمریکا، سه بازیگر عمده منطقه یعنی ایران، اسرائیل و عربستان با کاهش نفوذ گروه ها و احزاب تندرو داخلی به سمت دولت های معتدل حرکت کرده و بستر لازم برای ثبات منطقه را فراهم می آورند. در فرآیند پیشبینی شده، اسرائیل به عنوان یک قدرت منطقه ای به رسمیت شناخته شده و هر دولتی حوزه اقتدار خود را دارد. این ایده بسیار عالی است.

اما، اجازه دهید پیش از پرداختن به وضعیت موجود، نگاهی به گذشته و راهی که آمریکا برای رسیدن به این نقطه گشود داشته باشیم. چالشی که آمریکا و دول غربی با آن روبرو بودند وجود توازن قدرت به جا مانده از جنگ سرد در منطقه از یک سو و پتانسیل گرایشات تند و افراطی درون ممالک خاورمیانه از سوی دیگر بود.

برای رفع این مشکلات، غرب بازی «بهار عربی» را به راه انداخت. فروپاشی محور مقاومت با پیدایش داعش راه حل خود را یافت تا نظم موجود منطقه در هم بشکند و کشورها آمادگی برای حرکت به سمت نظم جدید را بیابند. اما، داعش یک کفه ترازو بود، از بعد دیگر نیاز به بستر سازی برای تخلیه پتانسیل عربستان نیز احساس می شد و نهضت شیعیان یمن این فرصت را فراهم آورد تا عربستان وارد جنگی مخرب و فرصت ساز شد- فرصت سازی جهت بروز تندروی های درونی و آمادگی برای رهایی از چنین بخش هایی و حرکت محتوم عربستان به سمت دموکراسی تعریف شده در نظام آمریکا، به زودی باید شاهد دگردیسی نظام بسته عربستان بود.

به هر ترتیب،  پیرو اتفاقات رخ داده در ایران با روی کار آمدن دولتی عقلگرا و نقش موثر این دولت در حمایت از عراق و سوریه برابر داعش و همچنین حضور بسیار معقول و متوازن در مذاکرات، آمریکایی ها به این باور رسیدند که زمان برای ورود ایران به معادلات منطقه ای فرا رسیده است.

در حقیقت، با تغییر غیرمترقبه رویکرد ایران و روی کار آمدن دولت اعتدال روحانی به جای دولت تندرو احمدی نژاد این فرصت برای غرب فراهم شد تا ورود ایران به مناسبات منطقه ای را مد نظر قرار دهد. اما، ورود ایران در بازی های منطقه اولین تاثیر مستقیمی که می گذارد، کاستن از بستر جریان های تندرو است. در واقع، دولت اعتدال آب سردی روی تندروی های منطقه ای می پاشد و کاهنده بستر پیدایش چنین جریاناتی است. اما، ظرفیتی که غرب در حکومت عقل گرای ایران اسلامی دید، ایجاد موازنه جدید در سه ضلعی ایران، اسرائیل و عربستان است.

در نظم نوین مورد انتظار آمریکا، این سه ضلعی ضمن آن که باعث به رسمیت شناخته شدن ماهیت اسرائیل در فرآیند چالشی می شوند، در نهایت منطقه خاورمیانه را در ثباتی مطابق با خواست نظام سلطه قرار می دهند.

بنابراین، توافق اتمی مطابق با برنامه درازمدتی است که آمریکا برای منطقه مد نظر دارد. در این بین، آمریکا تنها گرفتار دو اشتباه تاکتیکی شده است. اولا، نقش کم رنگی برای ماهیت ضد نظام سلطه انقلاب اسلامی قائل است و ثانیا، ارزیابی نادرستی از ظرفیت بالقوه ایرانزمین دارد. در حقیقت، در ارزیابی مبتنی بر امکانات، ایران حتی از ایالت کالیفرنیای آمریکا نیز در سطح پایین تری قرار می گیرد؛ اما آیا واقعا این گونه است؟

امروز ایالت متحده آمریکا در مسیر دست یابی به نظم نوین مورد انتظار خود در حال حمایت از نظام عقلگرای ایران اسلامی است، غافل از آن که موسایی در دامن فرعون در حال رشد و نمو می باشد.