بایگانی/آرشیو برچسب ها : لج

خواهرم می خواست مرا غرق کند

مونا: من و خاله و خواهر جوان مرحومم در قسمتی از دریا که با دیوار و سقف پوشیده و حالت استخر را داشت شنا می کردیم و می ترسیدم که ایشان غرق شود؛ اما او با خنده میگفت مگر نمیدانی که ما غرق نمی شویم و شیرجه به داخل آب می رفت و بر می گشت و چندین بار و …

بیشتر بخوانید »