بایگانی/آرشیو برچسب ها : زندگی

خدا کجاست ؟!

بعد از حادثه یازدهم سپتامبر که منجر به فرو ریختن برج های دو قلوی معروف آمریکا شد یک شرکت از بازماندگان شرکت های دیگری که افرادش از این حادثه جان سالم به در برده بودند خواست تا از فضای در دسترس شرکت آنها استفاده کنند و علت زنده ماندن برخی از کارمندان برج های دو قلو را بررسی کنند. در …

بیشتر بخوانید »

زندگی سخت است اما شما از آن سخت‌ترید

«امروز روی تخت بیمارستان نشسته‌ام و منتظرم که هر دو سینه‌ام را درآورند. اما به طریق عجیبی احساس می‌کنم فوق‌العاده آدم خوش‌شانسی هستم. تا قبل از این هیچ مشکل جسمی نداشته‌ام. من زنی ۶۹ ساله در آخرین اتاق این راهرو قبل از بخش کودکان این بیمارستان هستم. طی چند سال گذشته ده‌ها بیمار سرطانی را دیده‌ام که با ویلچر یا …

بیشتر بخوانید »

تجربه عمیق زندگی…

خیلی چیزها عوض می‌شوند. خیلی انسانها تغییر می‌کنند. خیلی از دوستانمان ما را ترک می‌کنند. انگار زندگی، هرگز، حتی یک لحظه‌ متوقف نمی‌شود تا ما به او برسیم. نمی‌شود برای فرد دیگری زندگی کرد. فکر می‌کنم هر کس،‌ باید اول، سبک زندگی‌اش را انتخاب کند. آنگاه فکر کند که دوست دارد تجربه حاصل از این سبک زندگی را با چه …

بیشتر بخوانید »

رنج …

گاه فراموش می‌کنیم که «داستان بزرگ شدن»، «داستان زخم خوردن و رنج کشیدن» است. زخم می‌خوریم. بهبود می‌یابیم و ادامه می‌دهیم. زخم می‌خوریم. بهبود می‌یابیم و ادامه می‌دهیم. زخم می‌خوریم. بهبود می‌یابیم و دوباره ادامه می‌دهیم.. اما همه‌ی زخمها و همه رنجها، از یک شکل و یک جنس نیستند. دیر یا زود، یاد می‌گیریم که «طعم و تنوع رنج‌ها از …

بیشتر بخوانید »

بزرگ‌ترین دشمن خودتان هستید

شاید فکر می‌کنید دشمنی ندارید اما باید رازی را به شما بگوییم: شما بزرگ‌ترین دشمن خودتان هستید. خیلی از ما برای مدت طولانی زندگی تک بعدی داریم و فکر می‌کنیم که فقط باید با روش خاصی زندگی کرد. سعی کنید اشتباهات را مرور کنید تا بفهمید چه عاملی سبب شده که موفق نشوید. هر فردی گاهی درگیری‌هایی با شیطان درون‌ …

بیشتر بخوانید »

به ارتعاش کلامت گوش بسپار …

وقتی کلامی را جاری کردی, ارتعاشی می سازی و ارتعاش تو موجی می سازد در دل مخاطب گاهی این موج می تواند کسی را به زیر برد و گاه به اوج… اولین کسی که به همراه این موج به بالا و پایین می رود, خود تو هستی! مگذار موج کلامت تورا به نزول سوق دهد… باید همواره زیباترین هایت را …

بیشتر بخوانید »

کودک درون : عشق را دوباره پیدا کن

و اینجاست که کودک عشق پا بر دیوار دل می کوبد و به یادت می آورد که من عشقم، همانی که با تو و در تو زاده شده ام، همان کودکی که نوازش می خواست، به دنبال لذت و شادی بود و به هرآنچه او را راضی می کرد دل می بست! کودک عشق، می خندد، دست می زند، پا …

بیشتر بخوانید »

گاه می‌رویـم تا برسیـم‎…

گاه می‌رویم تا برسیم. کجایش را نمی‌دانیم. فقط می‌‌رویم تا برسیم… بی‌خبر از آنکه همیشه رفتن راه رسیدن نیست. گاه برای رسیدن باید نرفت، باید ایستاد و نگریست. باید دید، شاید رسیده‌ای و ادامه دادن فقط دورت کند. باید ایستاد و نگریست به مسیر طی شده… گاه رسیده‌ای و نمی‌‌دانی و گاه در ابتدای راهی و گمان می‌کنی رسیده‌ای مهم …

بیشتر بخوانید »

آن سوی پنجره

در بیمارستانی، دو مَرد بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش بنشیند. تخت او در کنار تنها پنجره اتاق بود. اما بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هم اتاقش روی تخت بخوابد. آنها ساعت‌ها با یکدیگر صحبت می‌کردند؛ از همسر، خانواده، …

بیشتر بخوانید »

در خواب مرگ را تجربه کردم

محمدرضا: سلام من پری شب خوابی دیدم که حس بسیار خوبی از اون خواب در زندگی من ایجاد شده، نمی خواستم این خواب رو برای کسی تعریف کنم یا از کسی جوابی بگیرم ولی اومدم اینجا فکر کردم بشه اینجا خوابمو بگم چون رودر رو نیست. در خواب دیدم که خواب میبینم که دراز کشیدم و انگار یه لحظه حس …

بیشتر بخوانید »