دروازه بان اول تیم ملی: خیلی چیزهای ایرانی را می توانید در خانه ما ببینید، مانند احترام به خانواده

دانیل داوری که در آلمان به دنیا آمده و همان جا بزرگ شده، پدری ایرانی و مادری لهستانی دارد. او در حال حاضر در اینتراخت براونشوایگ بازی می‌کند که در آستانه سقوط به دسته پایین‌تر قرار دارد. داوری پس از آن که چند ماه قبل توانست اولین بازی ملی‌اش را برای تیم ملی ایران انجام دهد، در حال حاضر دروازه‌بان شماره یک ایران محسوب می‌شود.

*دوشنبه بعد از ظهر ها در کلاس یادگیری زبان فارسی شرکت می کنی که تیمت بازی ندارد چطور است؟

بله هر هفته دوشنبه بعد از ظهر‌ها در این کلاس‌ها شرکت می‌کنم تا زبان فارسی خودم را تقویت کنم. اینکه تیمم نیز در آن روز بازی ندارد به من کمک می‌کند تا در تمرکز زبان فارسی یاد بگیرم.

*هم کلاسی‌هایت می‌دانند در کنار چه کسی نشسته‌اند؟

بله هم کلاسی‌هایم می‌دانند. البته واقعا برایم مهم نیست. معلم من هم می‌داند من دروازه‌بان براونشوایگ هستم و خودم از او خواستم هر وقت کمک خواستم به زبان فارسی با من صحبت کند و برایم ترجمه نکند.

* شما معمولا زبان خوب یاد می‌گیرید. اکنون زبان فارسی‌ات اینقدر خوب است که با فارسی مصاحبه کنی؟

تمام تلاش خودم را می‌کنم که خیلی سریع زبان فارسی را یاد بگیرم. البته کار آسانی نیست زیرا شما در طول روز باید آن را تمرین کنی و وقتی که تمرین نمی‌کنید یادتان می‌رود. در مصاحبه‌های فارسی از پدرم کمک می‌گیرم تا به من کمک کند.

* ناراحت نیستی چرا از کودکی زبان فارسی یاد نگرفتی؟

مادر من لهستانی است و ممکن بود که ۳ زبان یاد بگیرم. خانواده‌ام تصیم گرفتند که زبان آلمانی را یاد بگیرم. البته الان افسوس می‌خورم چرا زبام فارسی و لهستانی را از کودکی یاد نگرفتم.

* در خانه چقدر فرهنگ فارسی را رعایت می کنی؟

من قبلا از طریق پدرم کاملا با فرهنگ فارسی آشنا شدم و مانند فرهنگ آلمانی و لهستانی در کنار من بودند. خیلی چیزها را از ایرانی‌ها در خانواده من می‌توانید ببینید. مثلا احترام به اعضای خانواده. همچنین خیلی از غذاهای ایرانی را دوست دارم و واقعا خوشمزه هستند. پدر و مادر من هر دو می‌توانند غذاهای ایرانی درست کنند. در اردوی اخر که در تیم ملی بودم چاق شده بودم چون غذاها خیلی خوشمزه بود (باخنده)

*خانواده برایت چه معنا دارد؟

خانواده جایی است که اعضای فامیل من زندگی می‌کنند. برای همین خیلی جاها را خانه خودم می‌دانم.

*خانواده تو در تهران و مازندران هستند. وقتی آنجا می‌روی چه شرایطی است؟

من هر بار که به آنجا رفتم خیلی راحت بودم و لذت بردم. خیلی از بستگان من هنوز در ایران هستند.

*می‌دانید چطور فدراسیون فوتبال ایران با شما آشنا شد؟

فکر می‌کنم جاذبه بوندسلیگا باعث شد تا دیده شوم و کارلوس کی‌روش بازی من را از تلویزیون دیده باشد.

* بار اول دعوت ایران را رد کردید. اما بار دوم دعوت را پذیرفتید. آیا تصمیمات سیاسی در انتخاب شما دخیل بود؟

نه به هیچ وجه. همه اتفاقات فوتبالی پیش رفت. ایرانی‌ها علاقه زیادی به فوتبال دارند و من از بازی برای تیم ملی کشورم لذت می‌برم.

*اولین برخوردت در تیم ملی ایران چگونه بود؟

بار اول در اردوی دبی به تیم ملی اضافه شدم و برخورد همه با من خیلی گرم و دوستانه بود و همه چیز هم برای من عادی بود. خودم را معرفی کردم و با همه هم تیمی‌هایم احوال‌پرسی کردم و آشنا شدم.

*رابطه‌ات با بقیه دروازه‌بانان تیم ملی چگونه است؟

رابطه من با آنها کاملا حرفه ای و سالم است و در کنار هم برای رسیدن به دروازه تیم ملی رقابت می‌کنیم.

*آیا چیزی در ایران هست که با آلمان متفاوت باشد و آن را تجربه کرده باشی؟

بله خب. مثلا من عادت دارم موقع غذا یا جلسات تیم ملی سروقت باشم در حالی که خیلی از بازیکنان در ایران اینطور نیستند. در کل نظم و انضباط در آلمان خیلی بیش‌تر از ایران است . به همین خاطر وقتی در ایران هستم راحت‌تر هستم. یک خاطره هم دارم و وقتی پس از یک مسابقه فوتبال که سوار اتوبوس بودیم، دو بازیکن تیم ملی در اتوبوس میکروفون را گرفتند و شروع به خواندن کردند و بقیه هم همراه آنها می‌خواندند. این‌ها باعث راحتی است اما در آلمان دیده نمی‌شود.

*رابطه‌ات با اشکان دژاگه چگونه است؟

وثتی به تیم ملی دعوت شدم به من پیام داد که خیلی خوشحال است و نباید نگران باشم. او خیلی به من در اردوهای تیم ملی کمک می کند. من بازی‌های او را در فولام تعقیب می‌کنم و برایش آرزوی موفقیت دارم.

*بازی دوم ایران با لبنان عجیب بود و با بمب‌گذاری در بیروت همراه بود. آن اتفاقات چگونه بود؟

خیلی اتفاقات تلخ و ناراحت کننده‌ای بود که مردم به بدترین شکل ممکن در خیابان کشته شده باشند. من هم مثل بقیه ترسیده بودم. اما مسئولان پس از بحث و تبادل نظر زیاد اعلام کردند که بازی در امنیت برگزار خواهد شد . در نهایت هم امنیت برقرار بود اما اتفاقات حاشیه‌ای آن دیدار برایم تلخ بود.

*پس از آن اتفاق به فکر نرفتن به تیم ملی افتادی؟

نه اصلا آن مسئله ربطی به ایران نداشت و یک ترور بود که ممکن است در همه جای دنیا رخ دهد.

*در چند بازی اخیر (در براونشوایگ) خیلی بهتر شدی و پیراهن شماره یک تیمت را بر تن کردی آیا حضور در جام جهانی انگیزه آن بوده است؟

همیشه دوست دارم که پیشرفت کنم و نسبت به قبل بهتر شوم. جام جهانی هم تاثیر خود را دارد اما من دوست دارم که بهترین عملکرد را با تیمم در لیگ انجام دهم و بتوانم همراه تیمم به موفقیت برسم. البته در حال حاضر به جام جهانی فکر نمی‌کنم. می دانم که باید با عملکرد خودم در تیم به تیم ملی برسم و این برایم در حال حاضر مهم است که با تیمم موفق باشم.

*ایران در جام جهانی می تواند موفق باشد؟

همه چیز به نحوه آمادگی خودمان بستگی دارد. کارلوس کی‌روش سرمربی خوبی است که باعث پیشرفت تیم ملی شده است. فکر می‌کنم ما به طور کلی تیم مدعی نباشیم اما می‌توانیم بازی‌های خوبی ارائه دهیم و برای حریفانمان دردسرساز شویم. می‌خواهیم همه کار بکنیم تا مردم ایران به تیم ملی‌شان افتخار کنند و وقتی بازی‌های تیم ملی ایران را می‌بینند لذت ببرند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code