تلاش می کنیم قدرت ساختارهای سایه را کاهش دهیم

فضای فرهنگی به سمت افق های جدید حرکت می کند

(قسمت دوم)

بخش هایی از گفتگوی خبرنگار ایسنا با سید عباس صالحی، معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، را می خوانیم:

● در حقیقت در حال حاضر ما سه نوع ساختار داریم که آثار خود را در فرهنگ می‌گذارند. فرض کنید یک ساختار رسمی مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی و از این قبیل، ساختارهای غیررسمی و ساختارهای سایه و پنهان؛ در هر سه لایه به این نیاز داریم که بعد از اعتماد‌سازی، گفت‌وگوهایی پدید بیاید تا مقدمه‌ای برای تغییر ساختارهای رسمی شود، یا به تعبیری در جهت تغییر ساختارهای رسمی حرکت کند. در این قسمت طبعا باید کار مشترکی بین دولت و جریان‌های دیگر سیاسی از جمله مجلس صورت بگیرد تا یک استراتژی برای آن درنظر گرفته شود که اعتمادسوز نباشد؛ چون شعار دادن خیلی راحت است، اما اگر واقعا بخواهد اتفاقاتی رخ بدهد که رو به جلو باشد، شعارهایش هم باید اعتمادساز و به طرف تغییر تدریجی ساختارهای رسمی باشد و من به عنوان فردی که در دولت و ارشاد هستم می‌دانم که خود مجموعه کلان دولت می‌تواند نقش زیادی برای تلقی جدی مسأله فرهنگ داشته باشد. احساس من این است که باید از اعتماد به گفت‌وگو و از گفت‌وگو به تغییر ساختار حرکت کنیم.

● (دفاع ساختارهای سایه از عملکرد مدیران گذشته) نشان می‌دهد که ساختارهای سایه فضا را چقدر وحشتناک و بیمناک‌تر کرده‌اند که باید ببینیم در آینده با این ساختارها می‌توانیم چه کار کنیم. به نظرم هر چه که جلوتر می‌رویم طبیعتا ساختارهای سایه که در گذشته فعال بوده‌اند در آینده هم سعی خواهند کرد اوضاع را به آن چیزی که بوده برگردانند تا منافع‌شان تداوم یابد، اما این‌که آیا موفق می‌شوند یا نه به چند عامل بستگی دارد. برداشت خود من این است که هرچند تلاش ساختارهای سایه در آینده هم ادامه دارد و حداقل به این زودی نابود نمی‌شوند، اما می‌توان امیدوار بود که قدرت و قوت قبل را نداشته باشند و سعی بر این است که قدرت آن‌ها در این دوره کاهش یابد.

● برخی هنوز در محدوده فضای سال‌ ۸۸ هستند و از این فضا به قضایا نگاه می‌کنند، در حالی‌که شرایط امروز کاملا با آن زمان تغییر کرده است. بخشی از قدرت‌ ساختارهای سایه منبعث از شرایط همان دوره است که از جو روانی و ساختارهای مالی آن زمان ارتزاق می‌کردند. اما طبعا در شرایط جدید این منابع از بین رفته است. بحث دوم موضوع حوزه اقتصاد و ساختار سایه است، چون دولت قبل منابع مالی را به آن‌ها می‌داد، ولی در دولت جدید دیگر این اتفاق رخ نخواهد داد. بنابراین طبعا تحرک و فعالیت‌های این ساختارها که با دولت گذشته نسبتی داشته است، در این دوره کاهش پیدا می‌کند. نکته سوم این است که اگر ما بتوانیم به درستی این دوره را مدیریت کنیم و به نوعی به شعارهای فزون‌خواهانه دامن نزنیم و با نگاه عقلانی و اعتدال‌گرایانه به مسائل نگاه کنیم، چون جریان‌های سایه افراطی از پشتوانه مالی برخوردار نیستند، بالأخره در بین تصمیم‌سازان عاقل‌تر به محاق می‌روند و کم‌رنگ‌تر می‌شوند. با این حال به نظر می‌رسد که نمی‌توانیم بگوییم حداقل در کوتاه‌مدت این ساختارها از بین می‌روند، اما شاید شاهد کم‌رنگ شدنش باشیم که بتوانیم بیم اهل فرهنگ را از ساختارهای سایه کم‌تر کنیم.

● اگر قرار است کتاب سال و جایزه جلال آل احمد به فعالیت خود ادامه دهد، باید داورها و ترازها مشخص شود. ضمن این‌که در همه نظام‌های حکومتی جایزه‌های دولتی به طور کلی قطع نمی‌شوند، با این حال باید فرآیند و مسیر آن‌ها اعتمادآفرین باشد و احساس سلیقه و دخالت سیاست بر جایزه‌ها تأثیر نداشته باشد.

● در حوزه نشر در این چند ماه تلاش‌هایی انجام داده‌ایم که چگونه می‌شود تشکل‌ها را به هم نزدیک‌تر کرد که آخرین آن هم در مورد نمایشگاه بین‌المللی کتاب بود که هفت تشکل گرد هم جمع شدند، بنابراین احساس می‌کنم در دولت جدید ارشاد می‌خواهد تشکل‌های مربوط به نشر را کنار هم و مقتدرتر ببیند. ما تشتت این تشکل‌ها را نمی‌خواهیم و بنا نداریم از ضعف آن‌ها استفاده کنیم.

● در حوزه‌های مرتبط به نویسندگان هم همین است، منتها سازوکارها و روش‌هایش باید مورد توجه قرار بگیرد. در حال حاضر در حوزه شعر تلاش‌هایی انجام داده‌ایم تا این اتفاق بیفتد و ما هم از آن حمایت می‌کنیم، چون می‌خواهیم به سمتی برویم تا تشکل‌های مختلف در حوزه کار نویسندگان، شاعران، مترجمان ویراستاران و … ایجاد شوند.

● مخاطره حرکت از نهادهای توتالیتاریسم و متمرکز و دولتی به نهادهای باز وجود دارد که پس از گذر از این نهادها تشکل‌های مدنی ضعیف به وجود بیاید، یعنی نهادهایی که همه مسائل مربوط به حوزه خود را پوشش ندهند و تنها اسم‌شان انجمن باشد.  در حوزه شاعران و نویسندگان نیز تشکل نهادهای مدنی ممکن است از چند نظر خطرناک باشد. اول این‌که این نهادها ضعیف و غیرفراگیر باشد و دوم این‌که مجموعه‌های مختلفی‌ مثل قارچ و بدون ایده مشخص رشد کنند که همه بر سروکله هم بزنند و دولت هم در مواجهه با آن‌ها نداند چه تصمیمی بگیرد و عاقبت هم به خاطر کثرت آن‌ها دولت مجبور شود تصمیم خودش را بگیرد.

● کانون نویسندگان یک بحث تاریخی دارد که این بحث تاریخی اگرچه در دوره‌ای از تاریخ سیاسی کشور اهمیت داشته است، اما با توجه به این‌که امروز برخی از اعضای آن یا از دنیا رفته‌اند و یا در شرایطی هستند که دیگر حال و حوصله فعالیت ندارند، بنابراین طبعا می‌تواند پوست‌اندازی کند که هم به نفع کانون باشد و هم به نفع نویسندگان آن… اگر بنا باشد برخی نهادها همچنان در پوسته‌های گذشته خود بمانند و نوستالژیک به گذشته نگاه کنند، کارکردهای گذشته خود را از دست می‌دهند. به عنوان یک علاقه‌مند در حوزه ادبیات فکر می‌کنم فارغ از نگاه‌های سیاسی نباید خیلی نوستالژیک به کانون نویسندان ایران نگاه کرد، گرچه قدر و ارزش آن‌ها هم وجود دارد. در مورد کانون این اظهارنظر شخصی من به عنوان شخص حقیقی است نه حقوقی.

● ما به سرعت به سمت رشد کمی حرکت کرده ایم و آن را به معنای رشد کیفی تلقی کرده ایم. می‌گوییم دانش در کشور توسعه یافته، چون دانشجو اضافه شده است. چون مقالات ISI اضافه شده که در این‌جا در حقیقت شاخص‌های کمی به عنوان شاخص‌های توسعه اجتماعی درنظر گرفته شده است. بنابراین باید در تعریف توسعه شاخصه‌های کیفی را به درستی بشناسیم و آن‌ها را روش کشف و معیارسنجی قرار بدهیم، اما نبود این شاخصه‌های کیفی باعث شده که نه تنها در حوزه فرهنگ، بلکه در حوزه‌های مختلف دیگر نیز دچار عارضه غلط‌یابی شویم و راهنماهای غلط پیدا کنیم. خیال می‌کنیم توسعه اجتماعی پیدا کردیم، چون این تعداد دانشجو داریم. یا رشد علمی بالا رفته، چون مقالات ISI بالا رفته است. اما معیارهای دیگر که به کار می‌آید، تردیدآفرین می‌شود.

● انتشار سالانه ۶۰ هزار عنوان کتاب چیزی را مشخص نمی‌کند، مثلا همین الآن در بحث کتاب سال می‌بینیم که ما واقعا پنج کتاب برگزیده بیش‌تر نداریم. این برگزیده نداشتن واقعا نه به خاطر این‌ است که سکه نداریم به برگزیده‌ها بدهیم، بلکه به خاطر این است که ما گرفتار یک فقر نسبی کیفی و محتوایی هستیم.

● ما نباید شرایط سال ۹۰ و ۹۱ را فراموش کنیم. ما شرایطی داشتیم که آقایان عبدالجبار کاکایی،‌ ساعد باقری و افشین علاء و خانم فاطمه راکعی و چند نفر دیگر اصلا در این مجموعه‌ها (جشنواره شعر فجر) حضور نداشتند. باید به این موضوع توجه داشته باشیم. یعنی ما در چند سال گذشته فضایی داشتیم که برخی از مجموعه‌هایی که هرچند قبل از این هشت سال حضور داشتند، اما در داخل این هشت سال اگر نگوییم مطرود بودند، حداقل مغفول بودند؛ ولی این مجموعه‌ها حالا وارد شورای سیاست‌گذاری شعر شدند و البته محبت کردند که به مجموعه آمدند.

● همان‌طور که سینما و تئاتر ما جریان‌های مختلف را با خود حمل می‌کنند و مثلا ما سینمای ملی داریم شعر هم باید با نحله‌های مختلف حضور خودش را نشان دهد. بنابراین اگر آثار شاعران در ایران مجوز چاپ می‌گیرد و منتشر می‌شود، دلیل ندارد حضور، دیالوگ و دیده شدن‌شان در جامعه اتفاق نیافتد. مجموعه‌هایی که کالاهای فرهنگی تولید می‌کنند و آثارشان مجوز می‌گیرد، به این صورت حضورشان مشروعیت پیدا می‌کند و به همین خاطر طبعا باید حضور عینی هم داشته باشند.

● مطمئن باشید جشنواره شعر فجر امسال نمایی بسیار متفاوت‌تر از گذشته خواهد داشت. اما این‌که به آن چیزی که باید برسد می‌رسد یا نه، مشخص نیست و ممکن است تحقق رسیدن به مطلوب به زمان بیش‌تری نیاز داشته باشد.

● (با توجه به معرفی اعضاء هیات نظارت بر نشر کتاب) می‌توان امیدوار بود با ترکیبی که داریم، نگاه به کتاب و مقوله ممیزی با گذشته تفاوت محسوس داشته باشد و تغییر نگاه به صورت محسوس رخ دهد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code