روزه سیاسی بر ما حرام است

rohani-daneshgahian-sokhanraniعلی تجارنیا در روزنامه اعتماد امروز نوشته: سخنان دیروز رئیس جمهوری سخنانی بود که دیر یا زود باید گفته می‌شد. از ابتدا هم قابل پیش بینی بود، چرا که انتقادات و گلایه‌های دیروز حسن روحانی در جمع دانشگاهیان و اساتید و رؤسای دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی پاسخی بود به تندروی‌های جریانی که طی ماه‌های اخیری که دولت یازدهم به سر کار آمده است بسیار فعال شده‌اند.

وی با اعلام این که «عملکرد دولت‌های نهم و دهم در به وجود آوردن پدیده ویژه خواری به اسم دفاع از نیرو‌ها سبب شکل گیری طبقه جدیدی در جریان اصولگرایی شده» خاطر نشان می کند: طبقه‌ای که از طبقه سنتی اصولگرایان تندرو‌تر است و مضاف بر این به مسائل اقتصادی هم وابسته‌اند. تندروهای این طبقه آنچنان است که از ترس به خطر افتادن منافعشان از سوی دولت یازدهم نمی‌توانند رابطه و تعاملی منطقی با دولت معتدل روحانی برقرار کنند و ترجیح می‌دهند برای حفظ منافعشان در کار دولت اخلال وارد کنند به همین دلیل هم هست که به گفته آقای روحانی ذره بین به دست به دنبال ایراد و عیب جویی از دولت تدبیر و امید هستند. متاسفانه در این میان سکوت جریان اصولگرای سنتی در برابر تندروی‌های آن‌ها که گاهی ضربه‌های جبران ناپذیری هم بر اعتبار جناح راست وارد کرده است باعث گسترده‌تر شدن اقدامات این طیف افراطی شده است.

اعتراضات به سخنان روحانی:

«زهره طبیب‌زاده نوری»، از نمایندگان نزدیک به جبهه پایداری: «آیا قید دانشجو برای کسانی که فعالیت ضدنظام و فسادهای اخلاقی داشتند برائت از فعالیت‌های او می‌شود؟».

کریمی قدوسی، نماینده مشهد و دیگر عضو جبهه پایداری: «از احیای انجمن‌های مسأله‌دار سیاسی و برگزاری اردوهای مختلف در دانشگاه‌ها و همچنین برگزاری کنسرت‏‌ها در محیط‏های علمی (باید جلوگیری کرد)».

مهرداد بذرپاش، دیگر نماینده اصولگرای مجلس هم: «ما بی‌سوادیم و سواد شما هم در نحوه توزیع سبد کالا نمایان شد‌».

لطف‌الله فروزنده، معاون پارلمانی دولت احمدی‌نژاد: «فضای نقد در کشور یک ضرورت است و دولت باید پذیرش آن را داشته باشد. اگر فضای نقد و بررسی در کشور نباشد کشور با مشکلات جدی روبه‌رو خواهد شد.»

وطن امروز: جناب دکتر روحانی، منتقدان توافق ژنو را که در میان آن‌ها مراجع تقلید و نمایندگان مجلس هم حضور دارند، مشتی بی‌سواد خوانده است.

 

مرتکب خطای استراتژیک نشویم

در شرایطی که طی چند سال گذشته، افرادی با اتکا به ارکان قدرت، صاحب نظران و دانشمندان حوزه علوم انسانی کشور را پس زده و تحقیر کرده بودند، سخنان شجاعانه روحانی تلاش برای احیاء اعتماد به نفس طبقه نخبگان و استدعایی میهنی از آنان برای ورود به مسائل کشور بود.

«چرا دانشگاه خاموش است؟ چرا یک عده بی‌سواد که از بخش‌هایی خاص پول می‌گیرند باید حرف بزنند اما بزرگان،‌ دانشگاهیان و اساتید ما سکوت می‌کنند؟ چرا وقتی یک اتفاق بین‌المللی رخ می‌دهد،‌ اساتید نامه خصوصی به رئیس‌جمهور می‌نویسند؟ چرا فریاد نمی‌زنید؟ چرا وارد میدان نمی‌شوید؟ ما روحیه سقراط ‌وار می‌خواهیم.»

چرخ هایی که دولت تدبیر و امید می کوشد به گردش آورد، غیرقابل بازگشت است. این واقعیتی بسیار کلیدی است که نباید از آن غافل بود. روحانی می کوشد گفتمان دموکراسی ایرانی- اسلامی را در جامعه باز و امکان تعامل سازنده فرهیختگان را فراهم آورد. آیا هر امر اجتماعی که گشوده شد، به سادگی می توان دوباره آن را فرو بست. شک ها و تردیدها را باید کنار گذاشت. نسیم تغییر را فرانسوی ها استشمام کرده اند، چرا ما هنوز شک داریم؟

اکنون افرادی جسور و متکی به قدرت و ثروت، تلاش پی گیر برای فروبستن دست دولت را آغاز کرده اند و امیدوارند تجربه دولت اصلاحات را تکرار و دوباره قدرت را یکپارچه قبضه کنند. ائتلاف هایی در حال شکل گرفتن است و خطر واقعیست.

امروز نخبگان می توانند و فرصت آن را دارند تا ایران زمین را به جایگاه شایسته جهانی آن برسانند. آیا تمام تلاش های گام به گام دولت تدبیر و امید طی چند ماه گذشته کافی نبوده که باور کنیم: فرصتی پیدا شده است؟ مانند روشنفکران دوران گذشته مان مرتکب خطای استراتژیک نشویم، آن ها که فریب کمونیسم را خوردند، آنان که پشت مصدق را خالی کردند، آنان که… امروز و فقط امروز می توانیم تغییر را ایجاد کنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code