به بهانه «رانت و مصیبت ادامه دارد…!»

وام-خودروسرمقاله امروز عصر ایران با نام «رانت و مصیبت ادامه دارد…!» به موضوع وام خودرو پرداخته و با لحنی احساسی، پرهیجان و بعضا بدور از ادب سیاست های دولت روحانی را به چالش کشیده است. در جایی از مقاله می خوانیم: «آیا بقیه صنایع کشور، فرزند ناتنی دولت اند و دو خودروساز معروف، نورچشمی اند؟! اگر دولت همین دغدغه و همتی که برای رفع مشکل خودروسازان دارد را درباره سایر مشکلات می داشت، آیا ایران بهتری نداشتیم؟! آیا این یک بام و هوا ، شائبه برانگیز نیست؟!»

و در جای دیگر، با نثری دور از شان می نویسد: «این،نابخردانه ترین راه برای ایجاد رشد اقتصادی در کشور است چرا که هر چند ممکن است با فروش چند صد هزار خودرو در کوتاه مدت، خونی به رگ های اقتصاد تزریق شود ولی در دراز مدت، به دلیل آن که تحولی اساسی در کیفیت خودروها و مدیریت کلان خودروسازی (دولتی و شبه دولتی بودن شان)، صورت نمی گیرد، مشکل عمیق تر هم می شود.»

متاسفانه فرهنگ تباه شده ایرانی، امروز در فاخرترین سایت ها و رسانه های ایران نیز خود را نشان می دهد. کدام ارزش های اخلاق حرفه ای به نویسنده اجازه می دهد از عباراتی چون «نورچشمی»، «شائبه برانگیز» و «نابخردانه» استفاده کند و به جای تحلیل فنی به نگارش نوشته ای سراسر هیجانی و همسو با کمپین «نه به خودروی ایرانی» مبادرت ورزد؟

در ادامه سه جنبه مثبت وام خرید خودرو به اختصار بیان می شود:

یک- در تمام جهان، صنعت خودروسازی جزو صنایع محرک اقتصادی است. چه چیز باعث می شود، ایران را از این قاعده خارج بدانیم و تلاش کنیم با خواباندن این صنعت، سنگ لای چرخ دولت بگذاریم. افزایش فروش و راه افتادن صنعت خودرو کشور بی گمان به نفس کشیدن اقتصاد گرفتار رکود کشور کمک شایانی می کند. این امر بر هر منتقدی آشکار است.

دو- صنعت و اقتصاد ایران هشت سال سرکوب دولت نهم و دهم را پشت سر گذاشته، چرا باید از صنعت خودروسازی کشور را پس از چنان دوران بزرگ فروپاشی انتظار معجزه داشته باشیم و آن را با صنایع پیشرو و ممتاز جهان مقایسه کنیم؟ خودروهای فعلی ایرانی را باید در ظرف مقتضیات و الزاماتشان نگریست.

سه- چشم انداز آتی صنعت خودروسازی ایران با ورود شرکت های توانمند بین المللی و در برد زمانی سه یا چهارساله بسیار مثبت است و بی گمان جوینت شدن خودروسازان داخلی با همتایان توانمند خارجی چشم انداز روشنی برابر این صنعت گشوده است.

متاسفانه، برای همراه کردن احساسات خوانندگان، برخی نویسندگان آب به آسیاب دشمن می ریزند.