احمدی نژاد در قعر گودال شکست

توکلی_نامه_شورای_نگهبان
احمدی_نژاد

بدترین نوع دفاع از فرد، پوشاندن چاله سر راه او با برگ است.

در صفحه شطرنج سیاسی ایران، احمدی نژاد پیش از انتخابات نهم اساسا حضور خارجی نداشت. احمدی نژاد از طریق پیوند با آرمان های خط راست ظهور پیدا کرد و زمانی که با رهبری کشور زاویه یافت، عملا مشروعیت خود را از کف داد.

در دوره دهم ریاست جمهوری، اتاق فکری که برای احمدی نژاد اقتدار و مشروعیتی مستقل متصور شد، گرفتار خطایی استراتژیک شدند و چاله که نه چاه مسیر حرکت رئیس جمهور را با برگ های توهم پوشاندند. نتیجه بدون تردید این بود که سال های پایانی دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد همراه با مدارای رهبری طی شد و خط فکری احمدی نژاد با تولد دولت اعتدال به نقطه پایان خود رسید.

اکنون، بدون اعتنا به توصیه رهبری و تمام معادلات شطرنج سیاسی، احمدی نژاد و حلقه اطرافیان او راهی وزات کشور شدند تا خود را کاندید دوره دوازدهم کنند. آیا چنین کنشی ناشی از بد فهمی و بی پروایی مهلک این گروه نیست؟

با توجه به این معناست که می توان به اهمیت نامه سرگشاده احمد توکلی نماینده سابق مجلس و فعال سیاسی اصولگرا به اعضای شورای نگهبان برای درخواست رد صلاحیت احمدی نژاد پی برد.

به گزارش رسانه ها، در این نامه آمده است: درباره داوطلبی آقای دکتر محمود احمدی‌نژاد… به طور اطمینان بخش می‌توان نتیجه گرفت که مشخصات لازم برای تائید صلاحیت را از دست داده است یا از اول نداشته ولی رو نشده بود.

توکلی با بیان این نکته که آقای احمدی‌نژاد همچنان بر موضع غیرشرعی، غیرقانونی و لجوجانه خویش پافشاری کرده اضافه می کند: این حد از خلاف‌گویی، بی‌پروایی، خودسری، خودشیفتگی و تجری را در کدام یک از مسئولان نظام سراغ دارید؟ حتی بنی‌صدر نیز چنین نبود.

وی می نویسد:  بی‌اعتنایی او به منافع ملی مصادیق بسیار متعددی دارد که یکی از آنها رفتار وی در مناظره‌های سال ۱۳۸۸ بود. آنجا که برخی از اطلاعات سری کشور را برای محکوم نمودن رقیب برملا کرد و یا رفتار خلاف شئونات اخلاقی رئیس‌جمهور در زمینه‌سازی فتنه تأثیر داشت.

نماینده سابق مجلس در خاتمه نامه خود مرقوم می کند: به شما در محضر خدای متعال و منتقم و ملت نجیب ایران عرض می‌کنم… اقدامات (احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری نهم و دهم)، از مصادیق مسلم جرائم مذکور در بخش ذیربط قانون مجازات اسلامی است. بند ۱۰ اصل یکصد و دهم قانون اساسی رسیدگی به تخلفات رئیس‌جمهور در انجام وظایف قانونی‌ را بر عهده دیوانعالی کشور گذارده و بررسی کفایت سیاسی وی را وظیفه مجلس قرار داده است که متأسفانه انجام نشد. اگر این وظیفه‌ها تحقق میافت امروز او نمی‌توانست با جسارت، وعده خانمان برانداز و ضد ملی افزایش یارانه نقدی ماهانه به ۲۵۰ هزار تومان برای همه را طرح کند.

واقعیت سیاسی ایران نشان می دهد احمدی نژاد و اطرافیان او به نام هایی پایان گرفته بدل شده اند و پاره کردن هیچ نامه ای قادر به حیات دوباره آنها نیست، البته تفکر آنان همچنان در کنشگران تندرو طرفدارانی دارد و بعضی فکر می کنند می توان با دروغ گویی های افسارگسیخته سوار اسب ریاست جمهوری شد.