یک بام و صد هوا …! چه بر سر موسیقی ما می آید؟

کیهان-کلهر-موسیقیعلی بهرامی فرد، نوازنده و آهنگساز سنتور، در پی لغو کنسرت کیهان کلهر در ایران و با اشاره به دیگر لغو و تعویق های پیش آمده و همچنین «ناخوش روزگاری» که بر برخی بزرگان موسیقی این مرز و بوم می گذرد، یادداشتی را در اختیار سایت «موسیقی ایرانیان» قرار داده است.

قصد داشتم مقدمه ای مفصل برای این یادداشت بنویسم اما ترجیح دادم تنها چند گزینه به ظاهر پراکنده را به توالی ذکر کنم و خواننده بزرگوار را به تلاش در جهت درک رابطه بین این گزینه ها دعوت کنم:

* ممانعت از اجرای کنسرت کیهان کلهر همزمان با برگزاری کنسرت پرواز همای در تهران

* ممنوع الاجرا بودن محمدرضا شجریان همزمان با کنسرت های بی محتوا و سخیف از هر ژانر در شهرهای مختلف

* لغو کنسرتهای حسین علیزاده، داریوش پیرنیاکان، علیرضاقربانی، مسعود شعاری و….

* مداخله هر نهاد غیرهنری و غیرمتخصص (تحت عنوان عناصر خودسر !!!) در لغو کنسرتها

*  عدم موضع گیری شفاف و پی گیری عملی در جهت احقاق حقوق موسیقیدان ها از سوی معاونت هنری ارشاد و نهادهای رسمی و نیمه رسمی مرتبط با موسیقی همچون خانه موسیقی و مرکز موسیقی (به جز معدود بیانیه های بی اثر)

* فروش سازهای شخصی از سوی استادان مطرح و پیش کسوت موسیقی ایران به منظور تامین هزینه های درمانی

* رسیدن تیراژ کتاب به مرز ۳۰۰ نسخه برای جمعیت هشتاد میلیونی ایران

* پخش مهوع ترین موسیقی ها از شبکه های مختلف رادیویی و تلویزیونی همراه با معرفی و تولید انبوه خوانندگان بی سواد و یک شکل، به طور روزانه …

* جلای وطن بسیاری از بزرگان هنر و ادب و صاحبان اندیشه

* تخریب سهوی یا عامدانه حجم عظیمی از آثار باستانی کشور به بهانه پروژه های عمرانی

و …

تعداد این گزینه ها بسیار بیشتر از موارد ذکر شده است و لیکن تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

به عنوان همراه و همنواز «کیهان کلهر» در دهها کنسرت در سفر به دهها کشور جهان، همواره شاهد حمیَّت و غیرت و وسواس او برای معرفی موسیقی ناب و اصیل ایرانی به جهانیان بوده ام. در بزرگترین سالنهای کنسرت اروپا و آمریکا از نزدیک شاهد بوده ام که وقتی کنسرتمان پایان می یافت چگونه خیل کثیر افرادحاضر در سالن به احترام انگشتان جادویی و هنرمندش و شکوه فرهنگ موسیقی ایرانی، با صورت های خیس از اشک شوق، دقایقی طولانی به پا می خیزند و بسیاری از آنها که تازه برای نخستین بار با بخشی از فرهنگ ایران آشنا می شوند، شیفته نام ایران می شوند.

چنین کسی در هر کجای جهان بود، تندیسش را به زیور گل می آراستند و خیابانها را به نامش آراسته می کردند که نام کشورش را به زیباترین شکل ممکن به جهان معرفی کرده… اما اینجا او را که عزیزترین نزدیکانش و تمامی اعضای خانواده اش را در جریان جنگ تحمیلی از دست داده از حضور برای بارور کردن فرهنگ کشورش منع می کنند. و البته جامعه موسیقی را از حضور او محروم می کنند، چرا که او «کیهان کلهر بوده»، هست و خواهد ماند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code