کلنگ دهمین مدرسه طبیعت کشور در اهواز به زمین خورد / گفتگو با بنیانگذار مدارس طبیعت

بنیانگذار-مدارس-طبیعت-در-ایران
عبدالحسین وهاب

با حضور رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور، مدیران اداره کل حفاظت محیط زیست خوزستان و سازمان آب و برق خوزستان و عبدالحسین وهاب زاده بنیانگذار مدارس طبیعت در ایران به زمین زده شد نخستین مدرسه طبیعت در خوزستان با حمایت سازمان آب و برق خوزستان ساخته و در سال جاری به بهره برداری می رسد. مدرسه طبیعت اهواز پس از مدارس طبیعت اصفهان، همدان، تهران، تنکابن، کیاشهر، مشهد، ساری، بیرجند و کرمانشاه ساخته می شود.

عبدالحسین وهاب زاده بنیانگذار مدارس طبیعت در ایران که برای بازدید از مراحل انتخاب مکان به منظور ساخت مدرسه طبیعت در محل گیت بوستان سازمان آب و برق و برگزاری کارگاه یک روزه با عنوان آموزش تسهیل گران طبیعت برای ۴۰ نفر از فعالان محیط زیست به خوزستان سفر کرده بود در گفت وگو با روابط عمومی سازمان آب و برق خوزستان به اهمیت گفتمان جدید مدرسه طبیعت پرداخت و از مدیران سازمان آب و برق خوزستان به خاطر نگاه نواندیش خود در راه اندازی مدرسه طبیعت تشکر کرد.

وهاب زاده از صاحب‌نظران برجسته محیط‌زیست به شمار می رود و گفتمان جدید او در مدرسه طبیعت باعث شده که نظام آموزشی ایران توجه به مدرسه طبیعت را در دستور کار خود قرار دهد. ضمن اینکه تا فراگیر شدن مدرسه طبیعت در ایران راه بس درازی پیش روی دست اندرکاران است.

عبدالحسین وهاب زاده، زاده‌ی سال ۱۳۲۶ در سبزوار است و درجه کارشناسی ارشد خود را در رشته بوم شناسی از دانشگاه ایالتی آیوا امریکا گرفته و ۴۰ سال است که در دانشگاه‌های مختلف ایران بوم شناسی و علوم زیستی تدریس می کند. وی تاکنون سه بار برنده کتاب سال جمهوری اسلامی بوده، در سال ۱۳۸۴ برنده جایزه ملی محیط زیست ایران شده و در سال ١٣۸۵ جایزه مهرگان علم برای کتاب «تنوع حیات» را دریافت کرده است. وی در سال ۱۳۸۷ به عنوان یکی از سی خادم محیط زیست ایران معرفی شد. وهاب زاده بخش مهمی از وقت خود را به ترجمه کتاب‌های معتبر در علوم زیستی و با محوریت بوم شناسی، محیط زیست و رفتارشناسی گذرانده که نتیجه آن چاپ بیش از ۲۵ عنوان کتاب بوده است. آخرین کتاب منتشر شده وی، کتاب «کودک و طبیعت» است.

 

گفتگوی خبرآنلاین با بنیانگذار مدارس طبیعت در ایران را در ادامه می‌خوانید؛

 

چرا امروزه مدرسه طبیعت به عنوان یک گفتمان جدید باید مورد توجه قرار بگیرد؟

در مدرسه طبیعت بچه ها زندگی می کنند و آرامش پیدا می کنند. در این مدرسه آنچه را فرا می گیرند که در مکان های دیگر یا فرا نمی گیرند و یا ناقص فرا می گیرند. در مدرسه طبیعت کودک بازی خود انگیختگی می کند و از همه استعدادهایش بهره می گیرد. در این مدرسه بچه ها فرصت دارند که با آب، خاک، سنگ، گل، حیوان وگیاه ارتباط برقرار کنند. در این گفتمان کودکان با عمل خود می آموزند و نه از طریق آموزش مستقیم مربیان. باور کنید که کودکان همه خلاق و مبتکر هستند و این برخی انسان ها هستند که خلاقیت را در آن‌ها می‌کشند. مدرسه طبیعت، بازی را اصل زندگی در این دوره از رشد می‌داند و بر این باور است که کودکان تمرین زندگی می کنند.

 

پس در مدرسه طبیعت به آموزش مستقیم اعتقاد ندارید. چرا؟

کودکان در این دوره سنی چندان به آموزش نیازمند نیستند. در سال‌های بعد فرصت برای آموزش بسیار است. ما به این دلیل به آموزش مستقیم اعتقاد نداریم چون در این مرحله، آموزش برخلاقیت پیش‌دستی می‌کند و امکان رشد آن را محدود می کند. مدرسه‌ طبیعت امکان یادگیری مهارت‌های زندگی را برای کودکان فراهم می‌آورد. با مثال های بسیار ساده ای می توانم ثابت کنم که مدرسه طبیعت کاربردی تر است چون کودکان یاد می گیرند که باید با گندم نان را درست کنند و یا اینکه تخم‌مرغ از مرغ به دست می آید و نه از مغازه همسایه شان. کودکانی که خود از درخت توت بچینند و بشورند و بخورند هم متوجه چگونه گی به عمل آمدن توت می شوند و هم قدر کشاورز را می داند. وقتی کودک خود با کاشت و برداشت گندم آشنا شود و فرآیند تولید نان را تجربه کند این کودک قدر نان را بهتر از هر فرد دیگری خواهد دانست و دیگر به آن به عنوان کالایی دور ریختنی و غیر قابل خوردن نگاه نخواهد کرد.

 

یعنی از نگاه مدرسه طبیعت سرمایه گذاری روی کودکان بهتر از سرمایه گذاری روی بزرگسالان است؟

جامعه باید از پرکردن ذهن کودکان با محفوظات بیهوده بپرهیزد. باید اجازه بدهند نسل آینده‌ی ما با تجربه و پرانگیزه، خلاق و سالم بار بیاید. امروزه عمده جوانان ما به همه درجه های تحصیلی می رسند، اما شاد نیستند. چون سازگاری اجتماعی در آن‌ها ضعیف است. من نمی‌خواهم همه‌ این نابسامانی‌ها را به نداشتن تجربه طبیعت در کودکی نسبت بدهیم، اما به‌یقین این عامل هم نقش بزرگی در وضعیت ناگوار امروزی داشته است. مدرسه طبیعت متعلق به یک قشر خاص نیست. حتی محیط های روستایی هم به مدرسه های طبیعت نیاز داریم. تمرکز مدرسه طبیعت در محیط‌های شهری و روستایی بر مبحث های متفاوت استوار خواهد بود، در عین حال ماهیت مدرسه طبیعت باید بر پایه تجربه آزاد، خود انگیخته، برنامه‌ریزی نشده، سرخوشانه و ولنگارانه و به خواست خودِ کودکان باشد و آموزش به پایین ترین سطح خود کاهش یابد.

مدرسه طبیعت می گوید اگر در وهله نخست عشق به طبیعت در نهاد کودکان پرورده شود، خود به دنبال یافتن ریشه‌های تباهی و جلوگیری از آن برخواهند خاست. کودک در دوره های سنی گوناگون، در ارتباط با طبیعت مجموعه‌ای از ارزش‌ها را فرا می گیرد که تنها در صورت تحقق همه‌ این ارزش‌ها، در آینده شهروندی توانا و متعهد به محیط پیرامون خود خواهد شد. ما در مدرسه های طبیعت شهرها بیش تر بر لمس طبیعت تاکید می‌کنیم و در محیط‌ های بیرون بر ارتقای درک نوجوانان از ارزش‌های عالی‌تر محیط و طبیعت پافشاری می کنیم. کودک در سالهای پیشدبستانی و دبستان، یعنی حدود ۵ تا ۱۱ سالگی، دوران حساسی برای ارتباط با طبیعت را طی میکند که بسته به تجربه اش در این مرحله، می‌تواند نسبت به آن بسیار علاقمند یا گریزان شود. نقش خانواده، مربیان و نظام آموزش در این دوره بسیار حساس و تعیینکننده است. مادری که با دغدغه های بهداشتی یا ایمنی مانع از برقراری تماس کودکش با آب، خاک، درخت، حیوان و سایر عناصر محیط های بیرون می شود او را از یک تجربه گرانقدر محروم میدارد که نه تنها به رابطه آینده فرزندش با طبیعت ضربه جبران ناپذیری وارد می کند و فرصتهای آینده او در لذت بردن از این سرچشمه لایزال زیبایی و سرخوشی را به خطر می اندازد بلکه به شکفتگی استعدادهای او نیز آسیب جدی میزند چراکه می‌دانیم پرورش استعدادهای فرد در بسیاری از زمینه ها از جمله خلاقیت، استعداد حل مساله، قدرت دستورزی، قدرت تخیل و پرورش حواس پنجگانه در گرو یک تعامل مستمر، ملموس، واقعی و متنوع با طبیعت در این دوره حساس است.

 

با توجه به اینکه مدام در سخنان شما از کودکان می شنوم، خانواده ها در گفتمان مدرسه طبیعت چه نقشی دارند؟

در مدرسه طبیعت، کار با مادران و پدران برای درک ضرورت و سودمندی ارتباط کودک با طبیعت انجام می شود. بخشی از وقت و انرژی مدرسه برای آگاه سازی آنها از ضرورت ارتباط کودک با طبیعت و نقش این ارتباط در رشد سالم کودک و دوستدار طبیعت بودن او در آینده، گذاشته می شود. یکی از مهمترین ابزارهای آموزشی در مدرسه طبیعت، جانوران هستند. در مدرسه طبیعت همه گونه ابزارهای طبیعی همانند آب، خاک، ماسه، گل، چوب و سنگ فراهم است. ابزارهایی مانند اره و چکش و میخ هم موجود است که با نظر تسهیلگران استفاده می شوند. ابزار الکترونیک مثل دوربین عکاسی و لپ تاپ، در صورت تقاضای کودکان و موردی در اختیار آنها گذاشته می شوند. ما برای اینکه خانواده ها نگران از آینده بچه شان نشوند و بدانند که فرزندشان در محیط امنی به سر می برند تمام گفت وگوهای لازم را با آنها انجام می دهیم. مدرسه طبیعت خود را یک کلاس تمام عیار میداند. کودکان امروز واقعن گرفتار شده اند. ما در مدرسه طبیعت می خواهیم آنها را رها و آزاد کنیم. کودکان امروز، در چهاردیواری های کوچکی به نام کلاس، در یک سامانه آموزشی که به همه کودکان موضوع های یکسان با شیوههای همسان می آموزد، گرفتار شده اند. اندک وقت آزاد کودکان را هم تبلت و تلوزیون و رایانه می دزدند. این کودکان بیش از آنکه به خواندن درباره پروانه در کتاب نیازمند باشند، به دیدن پروانه و هیجان لمس آن نیازمندند، به دویدن شادمانه به دنبال آن و زمین خوردن و حس درد نیازمند هستند. ما همه اینها را به خانواده ها خواهیم گفت.

 

جناب وهاب زاده شما پیش تر در گفت و گویی به واقعیت هایی از چالش هایی که با برخی خانواده ها داشتید اشاره مفصلی نمودید که از نظر من هر خانواده ای که سر سوزنی نسبت به مدرسه طبیعت شک داشته باشد متوجه اهمیت مدرسه طبیعت و تاثیرگذاری آن در رشد فرزندشان می شود. لطفن بیشتر توضیح دهید.

در کنار برخی خانوادههای بسیار آگاه و علاقه مند، خانواده های بسیاری هستند که ضرورت ارتباط کودک با طبیعت برای آنها روشن نیست. کودک از نظر آنها موجودی است که نمیداند خیرش در چیست و آنها باید او را با فرستادن به کلاس های آموزشی مختلف، برای آیندهای موفق آماده کنند. از دید آنها بازی کاری بیهوده است، طبیعت برای زندگی مدرن امروز پدیدهای غیر ضروری است. دعوا با کودکان دیگر در هر شکلی بد و خطرناک است. کوچکترین زخمی از نظر آنها فاجعه ای بزرگ است. برخی از والدین شیفته نظم و ترتیب انسان ساخت هستند و به باور آنها مدرسه طبیعت که در ظاهر باغی نیمه متروکه به نظر میرسد، جایی نیست که در آن کاری جدی انجام شود. برای برخی از مادران و پدران، این حرکت نوپای اجتماعی گمنامتر از آن است که جدی گرفته شود. آنها منتظر هستند این مدرسه بزرگتر شود و سر و شکل پیدا کند تا آن را جدی بگیرند. برای بسیاری از مادران و پدران، ضرورت غذا و پوشاک خوب، مدرسه خوب، کلاس زبان و موسیقی و نقاشی، روشن است، اما مدرسه طبیعت در اولویت بندی هزینه های خانواده جایگاهی ندارد.

 

در سفر خود به خوزستان شاهد راه اندازی مدرسه طبیعت با حمایت سازمان آب و برق خوزستان بوده اید. ضرورت ورود سازمان آب و برق خوزستان را برای ساخت این مدرسه را چقدر مهم می دانید؟

سازمان آب و برق خوزستان به عنوان یک سازمان بزرگ در زمینه تولید انرژی از سرمایه های کشور محسوب می شود و این سازمان خانواده بزرگی در خوزستان دارد. در میان خانواده بزرگ آب و برق خوزستان کودکان نیز حیات دارند که مثل هر کودک دیگری و یا خانواده ای نیاز دارند تا از گفتمان مدرسه طبیعت آگاه شوند. وقتی سازمان آب و برق خوزستان در حوزه صنعت پیشتاز است پس این انتظار هم می رود که در زمینه راه اندازی مدرسه طبیعت نخستین سازمان دولتی کشور باشد که پیش قدم می شود.