لطفا کلاهت را درست قاضی کن

تاکنون به این مسئله فکر کرده اید که چه عاملی باعث می شود که مثلا شما به همسایه دیوار به دیوار تان بگویید «بی ملاحظه!» یا به همسرتان صفت بی خیال را نسبت بدهید یا دوستتان را مهربان خطاب کنید و به همکارتان بگویید گستاخ؟ شاید شما بگویید این بستگی به رفتار آنها دارد که چگونه با ما رفتار کنند، مهربان باشند یا نامهربان، مودب باشند یا بی ادب و گستاخ؟! اما در واقع قضیه پیچیده تر از آن است که ما فکرش را می کنیم. چرا که گاهی اوقات دو نفر از یک رفتار دو برداشت متفاوت می کنند و مثلا در حالی که یک نفر، سوغاتی آوردن همکارتان را برای مدیر شرکت سخاوتمندانه می داند، یک نفر دیگر همان رفتار را خودشیرینی و چاپلوسی معنا می کند! اشتباه نکنید، منظور از آوردن این مثال این نیست که احتمالا نفر اول خوش بین و نفر دوم بدبین است. هر چند این احتمال وجود دارد. اما منظور اصلی این است که عوامل متفاوتی بر قضاوت و برداشت ما از رفتار دیگران تاثیر دارد. عواملی که تا حدودی از آن ها خبر نداریم و تحت همان عوامل یک نفر را متهم و نفر بعد را مجازات می کنیم. به یک نفر می گوییم بی ادب و گستاخ و فرد دیگری را منعطف می نامیم! اگر ما از این عوامل با خبر باشیم ، به راحتی و با وجدان آسوده درباره دیگران برداشت بد یا حتی برداشت خوب نمی کنیم و بر همان اساس با آن ها رفتار بد یا رفتار خوب نخواهیم داشت.

«زن روز» در گزارشی به بیان این نکات پرداخته است که در ادامه می خوانید:

ویژگی ظاهری

آزمایش های مختلفی نشان داده که ظاهر افراد بر میزان قضاوت مردم بسیار موثر است.

طریقه صحبت کردن: طی دهه های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ آزمایش های روان شناسی بسیاری در زمینه ارتباط صدا و شخصیت انجام شد که نتایج آن ها نشان می دهد، هر چند چنین ارتباطی فاقد اعتبار علمی کافی است اما متاسفانه اغلب مردم آن را باور دارند. به هر حال چه بخواهیم و چه نخواهیم ظاهرا مردم با توجه به نوع صحبت کردن درباره شخصیت ما قضاوت می کنند.برای مثال:

مردانی که با صدای رسا صحبت می کنند احتمالا از نگاه دیگران سالم ، فعال، هنرمند، مغرور، پر شوروطراوت،دوست داشتنی و با فرهنگ به نظر می آیند و زنانی که باوقار صحبت می کنند احتمالا سرزنده ، اجتماعی ، حساس و باهوش هستند. مردانی که هیجان‌زده صحبت می کنند به نظر مردم بدخلق و زنانی که چنین هستند احساساتی ، دارای خصوصیات زنانه و کم هوش هستند.

عوامل غیر کلامی: اگر ما بر عوامل غیرکلامی رفتارهایمان (حرکات،نوع نگاه، حالات چهره و …) تسلط داشته باشیم می توانیم شخصیتی جذاب و دوست داشتنی از خودمان ارائه بدهیم. برای مثال اگر ما هنگام سلام و احوال پرسی به دوستمان لبخند بزنیم، یا موقع دیدن دوستان مان با آن ها دست بدهیم، می توانیم تصویری جذاب و دوست داشتنی از خودمان ارائه دهیم. البته برخی از افراد هستند که به راحتی می توانند خودشان را با محیط تطبیق بدهند و به سادگی سازگار می شوند، برای مثال احتمالا این افراد برخلاف حرف مدیر یا همسرشان حرفی نمی زنند، اما برخی از افراد هم هستند که فاقد چنین خصوصیتی هستند و بیشتر تمایل دارند بدون توجه به محیط و اطراف، خودشان باشند و نقش بازی نکنند.

صمیمی باش!

یکی از محققان به نام «اَش»، تحقیق جالبی را انجام داد او در این تحقیق، آزمودنی ها را به دو دسته تقسیم کرد و فهرستی از برخی خصوصیات یک نفر را با اندکی تغییر به دو گروه داد و از داوطلبان خواست که دیگر خصوصیات آن شخص را توصیف کنند که فهرست ارائه شده به گروه اول به این صورت بود: باهوش، ماهر، جدی، صمیمی، فعال و محتاط و فهرست ارائه شده به گروه دوم هم، مطابق همین فهرست بود با این تفاوت که صمیمی به بی تفاوت تغییر یافت. نتایج نشان داد که همین تغییر جزئی تاثیر بسیار زیادی بر نوع نظر و برداشت داوطلبان داشته به صورتی که افراد گروه اول، آن فرد را سخاوتمند، بشاش، اجتماعی و خوش اخلاق معرفی کردند و افراد گروه دوم او را خسیس، اخمو، بداخلاق و منزوی توصیف کردند. براساس این تحقیق «اَش» نتیجه گرفت که صمیمیت، عاملی فعال و مرکزی در برداشت های افراد از شخصیت دیگران است. بنابراین اگر می خواهید که دیگران درباره شما، قضاوت خوبی داشته باشند، سعی کنید که با آن ها صمیمی باشید که اگر غیر از این باشید ممکن است، اوضاع به ضرر شما تمام شود.

این ۳ خطا را مرتکب نشوید

اثر هاله ای: یکی از خطاهایی که هنگام قضاوت کردن درباره دیگران ممکن است اتفاق بیفتد، اثر هاله ای نام دارد که براساس آن شخص قضاوت کننده یک تصور کلی مثبت از فرد دارد و همین عامل باعث می شود تا صفات مثبت دیگری را هم به فرد نسبت بدهد. البته اثر هاله ای به صورت برعکس هم عمل می کند یعنی اگر شما از شخصی تصور منفی داشته باشید صفات منفی دیگری را هم برای او در نظر می گیرید.

خطای منطقی: براساس این خطا شما تمایل دارید که برخی صفات را با یکدیگر مرتبط بدانید. برای مثال شاید شما گمان کنید که اگر شخصی بی ادب است دروغگو هم باشد.

خطای آسان گیری: برخی از افراد تمایل دارند که نسبت به همه نگرش مثبت داشته باشند. البته این به معنای داشتن دید و نگاه مثبت نیست بلکه به معنای نداشتن دقت در ارزیابی ها است که در برخی موارد ممکن است باعث بی عدالتی شود. برای مثال چنین شخصی اگر به عنوان مصاحبه گر در نظر گرفته شود نمی تواند بین فردی که واقعا لایق است با فردی که در سطح پایین تری قرار دارد، تفاوتی قائل شود و فرد شایسته تر را استخدام کند.

نکات دیگر

برخی از نکات دیگری که در دقت قضاوت ما موثر است به قرار زیر است:

* شباهت قضاوت کننده و قضاوت شونده می تواند دقت قضاوت کننده را افزایش دهد به این دلیل که فرد می تواند خودش را به جای شخص بگذارد. این شباهت شامل سن، جنس، ارتباط فکری، شغل و … می باشد. برای مثال اگر شما دانشجو باشید بهتر از دیگران می توانید دانشجویان را درک کنید یا بفهمید در برخی موارد آن ها چه عکس العملی ممکن است نشان دهند.

* افرادی که هنگام قضاوت احساسات خود را کنترل می کنند، دقیق تر از دیگرانی که تحت تاثیر احساسات شخصی خودشان قرار می گیرند قضاوت می کنند.

* معمولا ما تمایل داریم وقتی که رفتاری را انجام می دهیم آن را به عوامل بیرونی نسبت بدهیم تا این که آن را ناشی از شخصیت خودمان بدانیم اما در مورد دیگران به صورت برعکس عمل می کنیم یعنی تمایل داریم که علت رفتار آن ها را به عوامل درونی و شخصیتی نسبت بدهیم تا عوامل بیرونی. برای مثال اگر خود ما زود عصبانی شویم علت آن را به سر و صدای زیاد کودکمان، بیماری همسرمان یا عوامل دیگری نسبت می دهیم ولی اگر همین رفتار از همکار ما سر بزند آن را دلیلی بر شخصیت بی ادب او تلقی می کنیم و اصلا به شرایطی که آن فرد در آن قرار گرفته است توجهی نمی کنیم.

* تفاوت های فرهنگی هم عامل دیگری برای قضاوت اشتباه است. برای مثال اگر در یک شرکت رسم بر این باشد که تمام کارمندان برخلاف حرف مدیر حرفی نزنند و تمام دستورات او را بدون کوچک ترین اعتراضی انجام بدهند، کارمندی که برخلاف حرف مدیر حرفی بزند احتمالا گستاخ در نظر گرفته می شود و پایش را از گلیم خودش درازتر کرده است.

 

منبع:روزنامه خراسان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code