عشق زلیخا در برابر عشق بلقیس!

عشق-زلیخا-یوسف-بلقیس-سلیمانمی گویند: زلیخا، سرانجام کام دل از یوسف گرفت.

می گویم: آیا خدا به هوس ناروا پاداش داد؟!

در منظر قرآن، هوای نفس هنگامی که از جای خود خارج می شود، سرطان می شود. عشق نیز از این قاعده مستثنی نیست. عشق شهوانی همان قدر تیره و تار است که هر احساس زیاده طلبانه دیگری نارواست.

اما، در نقطه مقابل عشق زلیخا، قرآن عشق بلقیس را به ما معرفی می کند. آنجا که قرآن اشاره به بالا زدن لباس و دیده شدن ساق پاهای زن دارد و سپس آنجا که بلقیس دین یافته ندا می دهد خداوندا مرا با سلیمان رستگار کن، همه حرف از همبستگی یگانه ای می زنند که در عشق زناشویی می توان آن را یافت. عشق بلقیس عشقی فاخر و برآمده از کشف و شهود و عقلانیت ستوده است. خداوند چنین عشقی را زیبنده اشرف مخلوفات خود می داند. پس، اهرمین فریبمان ندهد: زلیخا، که به نوعی مادرخوانده یوسف بود، هیچگاه نمی توانست و نمی شد تا کامروای عشقی اهریمنی باشد. عشق زندگی مان را اهورایی و از سر درایت و تشخیص انتخاب کنیم تا آن که در ناکجاآباد هوسی غرق شویم.