ذهن مردانه را به رسمیت بشناسیم

بسیار می شنویم زنان از اصطلاح «ذهن بیمار مرد» سخن می گویند. چه چالش ناگواریست آن زمان که مرد خواسته یا ناخواسته زیبایی زنی را کنار زوج خویش می ستاید. آیا همه واقعیت همین است: ذهن بیمار مرد؟

زن فرهیخته در بهترین حالت می گوید: اشکال ندارد، زیباییست دیگر؛ اما چرا حالت این گونه شده؟ چرا این چنین با وجد، با اشتیاق؟!

بسیار اوقات، البته گره در تفاوت ژنتیکی نهفته است. مردان چون خورشیدند و زنان چون ماه. نقطه اشتعال این دو جنس با فهم فرق می کند. مرد به آنی برانگیخته می شود و زن باید نواخته شود تا به کششی بزرگ فرو غلتد. تمایز در همین نقطه اشتعال است. یکی چون بنزین است که چون شعله به گاز متصاعد آن برسد، انفجار رخ می دهد و دیگری چون نفت که دما باید آنچنان بالا رود تا اشتعال شکل بگیرد.

همینجاست که پرده از اشکال کنار می رود. مردی که زیبایی زنی را می ستاید، می تواند مبرا از هر فکر پسین یا فساد ذهنی باشد؛ منتها گویش مردانه این گونه است. مگر می شود تابلویی هنری را دید و به وجد آمد و آنگاه خشک و رسمی گفت: هووم، زیباست!

تمایز میان ذهن پرهیزگار یا فساد پیشه مرد در گام های پسینی و رفتار او قابل رویت است نه در لحظه ای کشف و شهود زیبایی شناسانه از جنس مخالف که هیچگاه نمی تواند فارغ از ته مایه های جنسی باشد.

و البته فشار فرهنگ پر پروای شرقی بر روابط ما اثر می گذارد و خلقمان را تنگ می کند. چشمی که پس شهوات می گردد با چشمی که گاه به شگفت می آید، دو خصیصه متمایز دارند. با یک چوب هر دوی این کنش ها را زدن و دم از ذهن بیمار مرد به میان آوردند، نفی واقعیت متمایز دو گونه حیات است: مردان ساختاری متفاوت و دمای اشتعال متمایزی با زنان دارند.

#مرد #زن #جنسیت