در برابر یک مانع نابجا، بجای عصابنیت صبور و منطقی باش!

Bike to work week commuters negotiate an unexpected obstacle on theOak leaf trail south of the urban ecology center. Tuesday night'swinds downed the tree.

برخی موانع هستند که من نام آن ها را «موانع نابجا» می گذارم. این موانع قرار نیست باشند، منطق می گوید این طور نباید می شد؟! ولی شده است. درست جایی که انتظارش را ندارید سر بر می آورند و کلافی سر در گم را می سازند. برای یک لحظه ذهنمان هنگ می کند و فشار خونمان به شدت بالا می رود. بعد شاید گرفتار یاس و سردرگمی شویم و متحیر بمانیم…

این که موانع نابجا سر راه همه ما ظاهر می شوند، امری گریز ناپذیر است. بنابراین، پرسش جدی که پیش می آید این است: در برابر یک مانع نابجا چه باید کرد؟ واقعیت است که ما برابر موقعیتی قرار گرفته ایم که با منطق ما سازگار نیست. اولین گامی که باید بربداریم، پذیرش واقعیت موجود است. چه عقل ما درک کند یا نه، پیشامدی رخ داده است. باید آن را پذیرفت و وجودش را به رسمیت شناخت.

گام دوم نیز کاوش و تلاش برای درک منطق واقعیت پیش روست. چه ساختاری دارد؟ از کجا ریشه گرفته و چگونه می توان بر آن چیره شد؟ همانند کاوشگری که به سرزمین های ناشناخته پا می گذارد، باید با ذهنی خالی از استرس و به صورت منطقی به تشریح وضعیت و فهم چیستی آن مبادرت ورزیم.

در برابر یک مانع نابجا، تنها گزینه این است که بجای عصبیت، ساختار ذهنی خود را بازسازی و توسعه دهیم.