الیاف طلایی فکر

امیدوار باشیم

امید در تنگاها به ما کمک می‌کند قافیه را نبازیم و کنترلمان را بر شرایط حفظ کنیم. امید به ما آرامش می‌بخشد تا به آنچه می‌کنیم باور داشته باشیم و با ثبات قدم پیش رویم. فرد ناامید گرفتار دلواپسی  می‌شود. گرفتار تشتت خاطر می‌شود و انرژی اش را از دست می‌دهد. امید سنگ پایه‌ای است که روی آن می‌ایستیم و …

بیشتر بخوانید »

دام بزرگ نفس

در حال قدم زدن در چمنزاری زیبا هستم که ناگاه در برابر پرتگاهی عمیق قرار می‌گیریم، مغناطیس سقوط وجودمان را فرا می‌گیرد و همراه با آن ترسی برهنه ما را به عقب می‌شد. خوشبخانه هوشیاریمان باعث می‌شود خود را از مهلکه برهانیم. اما، پرتگاه‌های روح این گونه آشکار نیستند. آنان همانند گیاهی گوشتخوار با ظاهر فریبنده‌شان طعمه را گرفتار مغناطیس …

بیشتر بخوانید »

چگونه ورود کنیم؟

آنچه می‌پوشیم و آن گونه که می‌پوشیم شکل تعامل ما با محیط پیرامون را می‌سازد. مسئله زمانی بوجود می‌آید که پوشش و به طبع نگرش انسان با الزامات اجتماعی نا‌همخوانی دارد. در واقع، پوشش نه در بعد جسم که در بعد ذهن نیز وجود دارد و بر کنش فرد تاثیر می‌گذارد. یک کارمند زن بورس طبیعی است که گاه در …

بیشتر بخوانید »

ریشه رنج‌های زنانه در گذشته است

عدم ارضاء و نقص عاطفی دوران رشد ریشه نابسامانی‌های روحی و اخلاقی زنان در جامعه ماست. زمانی که دختر دست نوازش والدین و به ویژه پدر را لمس نمی‌کند، زمانی که در آغوش پرمهر او رهایی از تنش‌های روحی را تجربه نمی‌کند، پاسخ این فقر عصبی در دوران بزرگسالی نمود می‌یابد. به گره‌های روانی که با ناآگاهی‌مان در کودکان و …

بیشتر بخوانید »

ظرفیت‌ها دیده نمی‌شوند / توسعه نامتوازن

ضایعه بزرگ در این کشور ظرفیت‌ها و فرصت‌هایی است که معطل مانده‌اند. استعدادی که به خدمت گرفته نشده، رودخانه‌ای که لایروبی نشده، زمین بکری که برای توسعه فضای شهری بهره‌برداری نشده و… زمانی که از ظرفیت‌هایمان به درستی استفاده نمی‌کنیم، آن‌ها را بی‌استفاده می‌گذاریم یا با بی‌دانشی حیف و میلشان می‌کنیم، با این رویه، ما بر خلاف مبانی رشد حرکت …

بیشتر بخوانید »

پوشش می‌تواند مانع شود

هنگامی که فرزندت در امواج رودخانه گرفتار می‌شود، پیش از پریدن به آب کتت را درآور؛ آن می‌تواند تو را گرفتار کند. هنگامی که می‌خواهی به کار برای معاش خانواده‌ات بپردازی، آستین‌ها را بالا بزن؛ خط اتوی آن می‌تواند ذهنت را به ناکجا آباد ببرد تا بی‌حاصل شوی. برای هر چیزی فلسفه آن را بجوی. چیزی بپوش که به تو …

بیشتر بخوانید »

چرا عشق های لیلی مجنونی به شکست می انجامند؟

زمانی که فردی با قطعیت حرف می زند، که حتما چنین خواهد شد یا چنان خواهد کرد. انسان های هوشیار بوی ناکامی را استشمام می کنند. آنان در پس تجارب زندگی دریافته اند، گویا مشیتی در جریان است تا هرگاه خودباوری به مرزی از اطمینان رسید، پتک شکست را فرود آورد و انسان بیاموزد: شعور هستی خودکامگی مطلق را تحمل …

بیشتر بخوانید »

معجزه…

وقتی سارا دخترک هشت ساله‌ای بود، شنید که پدر و مادرش درباره برادر کوچکترش صحبت می‌کنند. فهمید که برادرش سخت بیمار است و آنها پولی برای مداوای او ندارند. پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمی‌توانست هزینه جراحی پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه می‌تواند پسرمان را نجات …

بیشتر بخوانید »

داستان دو برادر مهربان

دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی کار می کردند که یکی از آنها ازدواج کرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود . شب که می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می کردند . یک روز برادر مجرد با خودش فکر کرد و گفت: (( درست نیست که …

بیشتر بخوانید »

سرخپوست پیر به نوه ی خود گفت…

فرزندم در درون ما بین دو گرگ کارزاری بر پاست یکی از گرگ ها شیطانی به تمام معنا عصبانی ، دروغگو، حسود ، حریص و پست؛ گرگ دیگر آرام ، خوشحال، امیدوار، فروتن و راستگو. پسر کمی فکر کرد و پرسید: پدر بزرگ کدامیک پیروز است؟؟ پدر بزرگ بی درنگ گفت: همانی که تو به او غذا می دهی!!

بیشتر بخوانید »