پروانه اقتدار!

butterflyمعجزه اتفاق ساده‌ای است که ما را به شگفت می‌آورد. دمی متوقفمان می‌کند. از خود می‌پرسیم این چه بود، بعد… می‌گذریم و تند به فراموشیش می‌سپاریم.

معجزه در زندگی روزمره همه آدم‌ها رخ می‌دهد، باران رحمتی است که هیچ کس را محروم نمی‌سازد.

محرومیتی اگر هست، در ذهن ماست!

دو سالی از سکونتمان در شهر کوچک سردسیری می‌گذشت. اواسط فصل سرما بود. میانه روز شبکه چهار سیما مستندی از حشرات حیرت انگیز جهان هستی نشان می‌داد. مبهوت ظرافت و زیبایی این موجودات بی‌همتا مرتب به سوی مادرم رو می‌کردم و می‌گفتم: جل الخالق، ‌آخر خدا چگونه چنین چیزهایی را آفریده است؟ در همان اثنی، پروانه‌ای چرخ زنان پشت پنجره پیدا شد. زیر سقف نشست و بال گشود. خداوندا، بالهایش مخملی به رنگ مشکی براق بود که نوار قرمز زیبایی حاشیه آن‌ها را می‌آراست.

در شروع فصل سرد و در آن دم از کجا آمده بود؟ همان قدر زیبا که حشرات آن مستند بودند و همان قدر نادر که آن‌ها بودند؛ چون نه قبل و نه بعد از آن روزدیگر هرگز پروانه‌ای نظیرش ندیدم.

پروانه پرید و رفت و با خود سوالی باقی گذارد که پاسخش را شب همان روز دریافتم. با خانواده نشسته بودیم که خواهر کوچکم با حیرت سقف را نشان داد، همان مدل پروانه گرد لامپ می‌چرخید. از میان در و پنجره‌های بسته چگونه داخل شده بود؟ و چرا آن شب؟ چرا آن گونه نادر؟

پاسخ در سوالی بود که پرسیده بودم: خدا چگونه چنین چیزهایی را آفریده است؟ خداوند با فرستادن پروانه در بزنگاه ابراز شگفتیم و با عبور دادن آن از درهای بسته، می‌گفت: چون قصد به امری کنم،‌ آن امر شدنی است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code