تیله های پسرک …

تیلهیه پسر و دختر کوچولو داشتن باهم بازی میکردن.پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دخترکوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم و تو همه شیرینی هاتو به من بده.دختر کوچولو قبول کرد.پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله را یواشکی واسه خودش گذاشت کنار وبقیه رو به دخترکوچولو داد.اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینی هاشو به پسرک داد.همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خوابید و خوابش برد.ولی پسر کوچولو نمی توانست بخوابه چون به این فکر میکرد که همونطوری که خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینی هاشو قایم کرده وهمه شیرینی ها رو بهش نداده.

عذاب وجدان همیشه مال کسی است که صادق نیست آرامش مال کسی است که صادق است.لذت دنیا مال کسی نیست که با آدم صادق زندگی میکند آرامش دنیا مال اون کسی است که با وجدان صادق زندگی می کند.

 

منبع:داستانی از پائولو کوئیلو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code