بسیاری درخشش ها را باید نادیده بگیریم

hi-res-184416544-dexter-mccluster-of-the-kansas-city-chiefs-drives-down_crop_northپائولو کوئیلو می نویسد: یک روز صبح به همراه یکی از دوستان آرژانتینی ام در بیابان «موجاوه» قدم می زدیم که چیزی را دیدم که در افق می درخشید. هرچند مقصود ما رفتن به یک «دره» بود، برای دیدن آنچه آن درخشش را از خود باز می تاباند مسیر خود را تغییر دادیم. تقریباً یک ساعت در زیر خورشیدی که مدام گرم تر می شد راه رفتیم و تنها هنگامی که به آن رسیدیم توانستیم کشف کنیم که چیست: یک بطری خالی بود. غبار صحرایی در درونش متبلور شده بود.

از آن جا که بیابان بسیار گرم تر از یک ساعت قبل شده بود تصمیم گرفتیم دیگر به سمت «دره» نرویم. به هنگام بازگشت فکر کردم چند بار به خاطر درخشش کاذب راهی دیگر از پیمودن راه خود باز مانده ایم؟ اما باز فکر کردم: اگر به سمت آن بطری نمی رفتیم چطور می فهمیدیم فقط درخششی کاذب است؟

پائولو راست می گوید؛ اما مگر چقدر زمان داریم تا تمام این ناشناخته های افسونگر را در حاشیه راه بازشناسیم؟ چقدر فرصت داریم از جاده خارج و باز به آن بازگردیم؟ و آیا بعضی از این درخشش ها آنچنان بی راهمان نمی برند که دیگر فرصت بازگشت و ادامه مسیر را از دست می دهیم؟ پس از آن بطری خالی بیاموزیم، متمرکز باشیم و فقط به سوی درخشش هایی برویم که بدانیم در امتداد مسیر می توانند کمکمان کنند. هدفمند باشیم و زمانمان را به نورهایی اختصاص دهیم که پرتوی در امتداد راهمان می افکنند.

 انسان فرصت آزمودن همه چیز را ندارد، اما می تواند بسیاری چیزهای شگفت انگیز را در امتداد اهداف خود تجربه کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code