آنگاه که اورلاند پیام آور می شود

145485184__508591cدر فرهنگ ما، باوری وجود دارد مبنی بر این که سرنوشت فرد با رفتار او گره خورده است. این باور درون ادبیات مردمی نیز وجود دارد: «هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت». شعور هستی نسبت به خواست ها و رفتار ما واکنش نشان می دهد. در روانشناسی موفقیت، نیروی خواست قادر است بزرگترین اهداف را دسترس پذیر کند. انسان زمانی که با تمام وجود چیزی را می خواهد، پیامی قدرتمند برای شعور هستی ارسال می کند که بازتاب آن در بسیاری مواقع برآورده شدن رویاهای بزرگ اوست.

شیخ عجل سعدی شیرازی، به زیبایی قانون بازتاب هستی را اینچنین به تصویر کشیده است:

مکن بد که بد بینی از یار نیک/ نروید ز تخم بدی بار نیک/ غم و شادمانی نماند ولیک/ جزای عمل ماند و نام نیک

نکته اینجاست که بازتاب اعمال سیاه ما نیز پیرامون ما را گرفته و پیش از آن سرا، در همین دنیا ثمره زشت رویشان را نشانمان می دهند. آیا شما نظایر آن را به خاطر نمی آورید؟

اردیبهشت ماه سال گذشته، اورلاند، رئیس جمهور فرانسه، در اولین سفر دپلماتیک خود قصد دیدار از آلمان را داشت. هواپیمای او دقایقی پس از بلند شدن از باند فرودگاه مورد اصابت صاعقه قرار گرفت. اصابت صاعقه بیش از آن که برای اورلاند باشد، پیامی برای مردم جهان به همراه داشت که «این رئیس جمهور خاص» را ببینند، فردی که شعور هستی به واسطه او پیام هایی را صادر خواهد کرد.

اورلاند این روزها با افتضاح خیانت به بانوی اول فرانسه، والری تریروایلر، روبروست. در این رسوایی اخلاقی نکات مهمی است که نباید مورد غفلت قرار گیرد:

یک-  زندگی مشترک این زوج بر بنیان خیانت اورلاند به شریک اول زندگی اش بنا شده بود- زنی که از اورلاند چهار فرزند داشت و رئیس جمهور فرانسه برای رسیدن به والری او را پشت سر گذاشت. بنابراین، واضح است که والری به چاهی افتاد که چند سال پیش برای زن دیگری کنده بود و گرفتار دردی شد که در جان دیگری انداخته بود.

دو- والی با شنیدن خبر خیانت شریک زندگی اش، بیمار و چند روز بستری شد. شدت تالمات روحی والری نشان دهنده ماهیت عشق است- عشق که یگانه خواه است و وفاداری را نه برای زن که برای مرد هم می خواهد و خواستار حفظ تعهدات متقابل است.

سه- رئیس جمهور فرانسه نماد بدعت غریبی بود، بدین معنا که او قائل به ازدواج رسمی نبود. رسوایی های متوالی او نشان داد، مراسم نمادین سوگند ازدواج، پایه ای منطقی برای حفظ تعهد زناشویی است.

در قرن گذشته، کمونیست های جوان و پرشور به نفی دین، تعهدات اخلاقی و از جمله قانون زناشویی پرداختند؛ اما به سرعت درک کردند، نفی کانون خانواده می تواند بنیاد زندگی اجتماعی را به ویرانی بکشاند. امروز قاعده شکنی های مشابه ای در جامعه جهانی نمود یافته است. زندگی مشترک بدون پیمان زناشویی از جمله این موارد است. فلسفه ازدواج بیرونی سازی خواست مشترک یک زوج است. در حقیقت، صحن ازدواج مانند دادگاهی است که در محضر شعور هستی و مردم دو نفر سوگند می خورند به اخلاقیات عشق وفادار بوده و در سختی ها و راحتی ها الزامات زندگی مشترک را فراموش نکنند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code