طریقت حق، در هر دردی درمانیست

طریقت-حقهر روز که سرم به سنگ ناامیدی می خورد، دستم را می گیرد و راهی نشانم می دهد تا بلند شوم و ادامه دهم. این سنت خدای مهربان است که اگر بنده ای به او توسل کند و راه را رها نکند، هرگاه در قعر چاه ناکامی بیافتد، دست او را بگیرد. او هیچ بنده متوکل حق جویی را رها نمی کند، همان طور که یوسف را در چاه حسادت برادران رها نکرد و نوید داد که آرام گیر که بزودی سیاه رو و شرمنده در برابرت زانو می زنند. خدای مهربان مریم را نیز نواخت آنگاه که در زیر نخل تنهایی درد زایمان طاقتش را طاق کرده بود. سنت خداست که بنده متوکل، بنده ای که در پیشگاه او خاکی تهی از منیت است و عاری از تمناهای دور و دراز، دریابد و رهایش نکند.

مگر می شود باغبانی حاذق بود و درد گیاه را دید و درمان نکرد. و او خداست، پروردگار ما که چون بیاموزیم بطلبیم، می آید تا به دادمان رسد. در قاموس قرآن، بنده به جایگاهی می رسد که از همه جهت فرشتگان بر او وارد شده و می گویند در آرامش باش که دیگر در امن و امانی. می دانی داستانش چیست؟

خدای مهربان به استعاره داستان تکامل ذهنی مومن را بازگو می کند، که چون در طریقت پیش رود، به جایی می رسد که عقل و قلبش حکمت پروردگار را می پذیرد و می یابد که هر نیشتری و هر دردی و هر مصیبتی، درمانی در خود دارد و از حکمت خدا به دور است، بر برنده صادق، درد را بی معنای درمان وارد کند.