دام بزرگ نفس

urlدر حال قدم زدن در چمنزاری زیبا هستم که ناگاه در برابر پرتگاهی عمیق قرار می‌گیریم، مغناطیس سقوط وجودمان را فرا می‌گیرد و همراه با آن ترسی برهنه ما را به عقب می‌شد. خوشبخانه هوشیاریمان باعث می‌شود خود را از مهلکه برهانیم. اما، پرتگاه‌های روح این گونه آشکار نیستند. آنان همانند گیاهی گوشتخوار با ظاهر فریبنده‌شان طعمه را گرفتار مغناطیس مرگبار می‌کنند تا در غفلت، خود گام در قربانگاه بگذارند.

زن همکار به میز تکیه داده و اوراق را مرور می‌کند. نگاه مرد اما به زیبایی‌هایی زنانه‌ او دوخته شده و مغناطیس تمنا شکل می‌گیرد. کلید آغاز بحران زده شده است. برای این مرد، بین فهم از زیبایی تا گشودن داستان خواست فاصله‌ای عقلایی وجود دارد. اوست که تصمیم‌ می‌گیرد باید ببیند و بگذرد یا شیفته در جاذبه جنسیت به پرتگاه ورود کند.

دام بزرگ نفس کشش غریزه است. این کشش هولناک چشمان عقل و انصاف را کور کرده و آدمی را در مسیر خطا (تجاوز، سرقت، کاهبرداری و… نهایتا حق خوری) فرو می‌اندازد.