یکی را صیغه کرده، می گوید طلاقت می دهم بعد صیغه ات می کنم!

استخاره-صیغهسیما :
باسلام من به دلیل خیانت شوهرم درآستانه طلاق هستم وایشان ده ماه قبل بایه خانم که ده سال ازشون بزرگترند صیغه کرده ومراترک کردند ولی سه ماه بعددوباره برگشته واظهارپشیمونی نمودند امایک هفته بعد دوباره به سمت آن زن برگشتند وبرای طلاق من اقدام نمو ده اند. ایشون هرچندوقت یکبار دوباره من ودیده واظهارعلاقه می کنند والان هم بانزدیکترشدن به طلاق از من میخواهند که بعد ازطلاق باهم دوست وحتی من صیغه ایشون شوم. من نمی دونم چراایشون چنین رفتاری میکنند وهدفشان واقعا چیست؟!
ممنون میشم یه استخاره برام بگیرین
باتشکر

 

استخاره :

سلام دختر خوبم
متاسفانه فرهنگ نادرستی در جامعه شیوع یافته و مردها گرفتار سرگشتگی ذهنی و نارواطلبی شده اند. مورد شما موارد مشابه زیادی دارد. تنها راه درمان این اعتیاد خطرناک نیز به دست خود شماست. باید قدرت نه گفتن را با هنر بخشش به همراه هم داشته باشید تا بلکه بیمار عزیزتان درمان شود.
استخاره سوره ص، آیه ۲۴: گفت هر آینه بر تو ستم کرده است به خواستن گوسفندت به سوی گوسفندان خویش. و بسیاری از شریکان به هم ستم می کنند…
این سوره با حرف ص و سوگند به قرآن پندآموز شروع می شود. حروف مقطع اشاره به مفاهیم اولیه ای دارد که ما باید بیاموزیم و با کاربرد آنها در جای خودشان زندگیمان را تعالی دهیم. مفهوم پایه مورد اشاره در اینجا نیز پیروی از قواعد درست است. هنگامی که از قواعد درست پیروی کنید، طبیعی است که به نتایج مطلوب دست می یابید. برای شما قواعد درست همان بود که اشاره کردم، قدرن نه گفتن به همراه هنر بخشیدن.
اما، ابتدا شما باید حق خودتان را باز شناسید. آیه ۲۴ اشاره به دو برادر دارد که یکی از آنها ۹۹ گوسفند داشته و برای کامل کردنشان قصد دارد با زور یک گوسفند برادر را تصاحب کند. درست شبیه همسر شما که وجودش پر از هوس زیاده خواهی و ظلم در حق شماست. دو برادر حکمیت به داوود می برند و اوست که فریاد می زند بی گمان آن برادر زیاده خواه در حکم شریکی ستمگر است.
آیا رفتار همسر شما چیزی جدا از این معناست. غریزه مرد را که رها کنی تمام زنان زیباروی جهان را می طلبد. آیا جز این است؟
البته این اعتیاد ریشه در برخی مفاهیم فرهنگی ما نیز دارد که بسیار بد فهمیده شده اند… بگذریم، ابتدا درک کنید چون همسر او هستید و با او همبستر شده اید، کنیز او نیستید. به حمام بروید، بگذارید ذهنتان دوش بگیرد و بعد به آن مرد بی نوا بفهمانید هرگز تسلیم خواسته نابجایش نمی شوید. محکم که بایستید، تازه شروع می کند به فکر کردن. زنی را می شناسم که آنچنان روی حقش محکم ایستاد که کارشان به طلاق کشید. چند ماه بعد مرد سرافکنده و پشیمان باز گشت. هنر بخشیدن اینجاست که به کار می آید. ما در جامعه با نوعی بیماری و اعتیاد مزمن جنسی روبرو هستیم. راه را نه در کشتن که در درمان ببینیم. البته معتادی که حاضر به ترک نیست، مستحق وضعی است که در آن گرفتار می شود.