رابطه شگفت انگیز قرآن با رویا

پرسشگر Y.A:

با سلام. استاد گرامی جناب فتحی زاده وقت بخیر. آشنایی ام با سایت “پندار نو” به بیش از یک سال قبل بر می گردد و به زمانی که در تکاپوی فهمیدن درباره “رویا” این معمای ناگشوده ی انسانی بودم. هنوز هم خواندن و فهمیدن در این باره برایم بسیار جذاب و مهم است. طرز نگاه شما به رویا را منطبق با مفاهیمی یافتم که در جلسات اقای دکتر صمد صباغ در تبریز دیده بودم و همان جلسات در سال ۸۹-۹۰ بود که مرا متوجه اهمیت بسیار توجه به رویاها کرد.

اکنون سوالم از شما این است که آیا تمام این علم “آمدنی” ست یا مسیر “آموختنی” هم میتواند کسی را به این دانش رهنمون شود؟ اگر ممکن است بفرمایید که چگونه میتوان در آموختن این دانش قدم برداشت و اگر جنس ان از نوع “به کلی دیگر” است راه چیست؟ به خصوص اینکه شما در نگاهتان به رویا از قرآن کمک میگیرید.

چگونه این داستان پرپیچ و خم و هزارتوی تصاویر و مفاهیم و نمادهایی که در رویا نموده می شود را به قرآن پیوند می دهید؟ آیا این همان است که اقای اروین مهرگان در کتاب “رویا، آیین، اسطوره” بیان می کند که این سه از یک جنسند؟ (البته اگر غامضات آن کتاب را درست درک کرده باشم). همچنین بسیار بسیار مشتاقم نظرتان درباره تئوری دکتر سروش مبنی بر اینکه قران رویای پیامبر است را بدانم. سپاسگزارم.

 

پاسخ :

من فکر می کنم بحث های فلسفی درباره رویا، قرآن و… خدا زمانی که انسان به معنای اسلام و مرتبه مومن نائل نشده، تفاوت چندانی با توهمات آمریکایی ها درباره یوفو ندارد. این کجا و آن کجا؟ دوستانی مانند سروش حرمتشان واجب، اما فهمشان از اسلام محل اشکال است.

رویا با قرآن ارتباط دارد: از قرآن برای تحلیل مسائل می توان استفاده کرد و از رویا برای فهم مسائل می توان بهره برد زیرا این دو ریشه دستور زبانی و قواعد فهم یکسانی دارند. مگر جز این است که عمده ترین نوع وحی رویا بوده است؟ خود را از قیل و قال اهل عرفان و فلسفه راه نیافته به مدخل طریقت خلاص کنیم، خدا از منظر مومن عقل محض است نه چیزی شبیه همه چیز!

عقل محض سخن می گوید، ارتباط برقرار می کند و شما را به حرکت در مسیر فهم خود و شناخت طریق تقرب فرا می خواند. عقل محض زبان دارد، می تواند حرف بزند و دستور به قربانی فرزند بدهد، هرچند جنس زبان اوغالبا سمبلیک و فهم آن نیازمند تقلای ذهن است. این جهان بیهوده آفریده نشده. البته عرفان تولتکی و بودا و بزرگان عالم انسانیت و فلاسفه هر کدام در آیینه چیزی دیده اند، اما فهم ناب در قلمرو آیین پیامبران به دست می آید و لاغیر! زیرا تنها این آیین است که با برهنگی عقل محض در ارتباط و کنش قرار گرفته است.

بدین شکل بود که عقل محض از بهار ۷۱ مرا به چنگال تربیت خود گرفت و قدم به قدم آیین و آیین داری آموخت. حاصل، دانستم خدا وجهی از رویابینی را به من عطا کرده که ممزوج با استخاره است و در ترکیب با هم، کلید تحلیل به دست می دهند. بافت رویاها از جنس تصاویر سمبلیک است و شاید بتوان آن را با زبان پانتومیم مقایسه کرد؛ اما فهم پیام در گرو وجهی است که آیه قران به آن می افکند و آستری است که برایش می آراید. (تعبیر خواب دو خورشیدی که در نوجوانی می دیدم همین بود.)

باری، با این ابزار اختصاصی که طی ۲۵ سال گذشته صیقل خورده و همچنان در حال بهبود و توسعه مهارتم در بهره گیری از آنها هستم، می توان به آن چیزی دست یافت که رویاهای صادق درباره حال مسائل بازگو می کنند. اگر با مطالبم آشنا باشید، گفته ام که رویای صادق یا از آینده خبر می دهد یا وضعیت قطعی و حال سوژه را افشا می کند. ابزار تحلیلی بنده برای این معنای دوم قابل استفاده است… فایده اش برای غیر چیست؟!

گذشته از اطلاعاتی که می یابم و انتشار می دهم، اهل اندیشه با بهره گیری از نمونه خواب های تعبیر شده به کلیدواژه ها و سبکی برای تحلیل رویا دست می یابند که از طریق آن رویاهای نه چندان پیچیده را می توان تفسیر کرد. (دیر یا زود جامعه فرهیختگان نسبت به صحت مطالب مطرح شده حساس شده و نگاه جدیتری به آن می اندازند… صبر چیز خوبیست)

اما، فایده دیگر مطالب پندار نو این است که افراد رویابین و دارای عطای خاص الهی مسیری می یابند که همچون نویسنده با استعداد ذاتی شان ارتباط صحیح برقرار کرده و با غوطه خوردن در بستر تربیت عقل محض به ستارگان درخشانی در مسیر توحید بدل شوند. مزیت دیگر هم این که استخاره به معنای مهمترین وجه معجزه قرآن و هدف وجودی قرآن رونمایی می شود و انسان ها با آموختن شیوه استخاره مفهومی با راهی جدید و خالص برای مسئله پرسی و تعامل مستقیم با خداوند آشنا می شوند…

به هر ترتیب، باید قبای سنت از تن به در کرد و در محضر عقل محض غسل تسلیم به جا آورد تا بعد به جایگاه مطهر رسید که تنها مطهرون به قرآن واقع دست می یابند.

شادکام و سربلند باشید

رابطه قرآن با رویا
قرآن