تعبیر خواب گرگ سفید وخاکستری وسیاه

گرگ سیاه-گرگ سفید-گرگ خاکستریمومنی:

توی باغی که داریم برادرم برای سر زدن به ویلا با یه گرگ برخورد میکنه که در صدد جنگیدن با گرگ در میاد در همین حال یه گرگ دیگه به من حمله ور میشه که پس از کمی مبارزه من فرار میکنم (فرار و مبارزه توام ) سپس به اتاقم پناه میبرم و درو محکم میگیرم اما گرگ ها که حالا ۳ تا شده بودن به در فشار شدیدی میاوردند جالب اینجا بود که وقتی داد میزدم مادرم میگفت هیچی نیست در صورتی که گرگها همچنان به در فشار میاوردند، بعد از چند لحظه که فشاری مشاهده نشد ومادر باز در حال صدا کردن بود در را باز کردم و هیچ اثری از گرگها نبود و در حال سراغ گرفتن برادرم از خواب بیدار شدم،لازم به ذکره که گرگ اول سیاه و دو گرگی که اضافه شدن سفید و خاکستری بود ،خیلی ام دوست داشتم ببینم جریان برادرم چی شد که دیگه بیدار شده بودم
خیلی خیلی ممنون میشم اگه تعبیر خواب مرا بگویید
با سپاس قبلی.

تفسیر:

تعبیر خواب شما از این قرار است:

شجاعت روبرو شدن با مشکلات، دست و پنجه نرم کردن با آن ها را بیابید. با نادیده گرفتن و فرار از مسائلتان هیچ چیزی حل نمی شود. به قول معروف با پاک کردن صورت مسئله نمی توان مسئله را حل کرد.
در رویای شما، گرگ موجودی ترس آور است و برای روبرو شدن با آن باید شجاعت داشت. مشکلاتی سراغ ما می آیند که دلمان می خواهد نادیده شان بگیریم. به عبارتی، جسارت روبرو شدن با آن ها را نداریم. البته برادرتان این گونه نیست. او فرق دارد. از مشکلات نمی ترسد و به سادگی میدان مبارزه را خالی نمی کند. برعکس او، مادرتان دوست دارد با خود را به آن راه زدن و وانمود کردن این که همه چیز خوب است، مشکلات را نبیند. او در برابر مشکلات تلاش می کند صورت مسئله را حل کند. اما شما بینابین این دو هستید. در حالی که در زندگی نمی خواهید کم آورید، ولی جسارت کافی را هم ندارید.
دوست خوبم، در صحنه آخر خواب که به دنبال برادرتان می گردید، در حقیقت در جستجوی آن من قوی دل و محکمی هستید که در کوران مشکلات آبدیده شده و حاضر نیست میدان مبارزه زندگی و تلاش برای رسیدن به موفقیت را به سادگی رها کند.
این واقعیتی آشکار است، بدون هزینه کردن و بدون پایداری امکان چیرگی بر مسائل زندگی وجود ندارد. سه گرگ به وجه احساسی شما اشاره دارند و نشان می دهند باید احساساتتان را کنترل کرده و با پیروی از عقل، روحیه جنگندگی تان را حفظ کنید.

۲۴ نظر

  1. باسلام و عرض خسته نباشید
    من خواب دیدم که دریک خونه باغی بزرگ بودیم که قرار بود هزاران گرگ سیاه به انجا حمله ور بشن و من اونجا با ۲ تا سگ بزرگ سیاه و قهوه ای و ۳ طوله سگ (۱سفید و دوتا سیاه قهوه ای) که بچه اون بزرگا بودن و بهشون زنجیر شده بودن تنها بودم که به سگ سفید بیشتر اهمیت میدادم وقتی فهمیدم که قراره چه اتفاقی بیوفته اول سگ سفید رو بغل کردم بعد روفت سراغ اون قهوه ای سیاه ها که هرکاری کردم نتونستم یکی از طوله هاشو ببرم یهو بابام اومد زنجیر طوله سک اولی رو از مادرش جدا کرد من طوله رو برداشتم و از یه سربالایی با قدرت تمام دویدم و رفتم بالا و اینقد بالا رفتم که تونستم احساس امنیت کنم بعد که بیدار شدم سفیده تبدیل به ابجی کوچیکم شده بود اما اون یکی نفهمیدم چی بود
    میشه تعبیر خوابمو بهم بگین؟
    با تشکر فراوان

  2. سلام خسته نباشید
    خواب دیدم که در زمینه صحرایی کنار امام زاده ای با پدر و مادرم هستیم و هیچکس در آنجا نیست به شدت از یه گرگ سفید پدر مادرم وحشت داشتن و قایم شده بودن من برای مقابله با گرگ رفتم و سعی داشتم نابودش کنم وقتی که داشتم دنبالش میگشتم از پشت سرم اومد و قافلگیرم کرد و دستمو گاز گرفت من تلاش میکردم سنگ یا چوب بردام تا بزنمش ولی چیزی پیدا نکردم هم من و هم گرگ سعی در جدا شدن داشتیم ولی دندونای گرگ در دستم فرو رفته بود و نمیشد بالاخره گرگ دستمو ول کرد و رفت من همچنان به دنباله سلاح میگشتم و گرگ برگشت و نگاهم کرد نگاهش به من میگفت که اگه سلاحی برداری به تو حمله میکنم ولی اصلا نترسیده بودم
    ممنون میشم تعبیرشو بگید از موقعی که از خواب بیدار شدم سردرد گرفتم و همش استرس دارم

    • با سلام، بیاموزید در انجام کارها حساسیت و قدرت پیشبینی مناسبی داشته باشید. بی گدار به آب زدن و به جای قدرت ذهن از قدرت جسم یا کنش های احساسی استفاده کردن، آدم را گرفتار معضلات بی شماری می کند.
      برای دریافت توضیحات بیشتر یا فرستادن خواب جدید به لینک ارسال خواب در فهرست بالای سایت مراجعه کنید.

  3. سلام من دیشب خواب عجیبی دیدم لطفا واسم تعبیر کنید ممنونم
    یه قسمتی از خوابم یه مار پیتون دیدم که به یکی حمله میکرد
    مار به منم نزدیک میشد اما من قایم میشدم
    یه جای دیگه از خوابم که فرار کردم از دست مار توی یه جنگل رفتم تا به خودم اومدم دور تا دورم گرگ سیاهه بود یکی یکی بهم نزدیک شدن و همشون منو بو میکشیدن منم ثابت ایستاده بودم
    گرگ ها خیلی زیاد بودن
    تا جاییکه منو با خودشون بردن ولی بهم اسیب نرسوندن اونا منو به عنوان یه جسد فرض کردن و روم خاک پاشیدن و ازم دور شدن
    تا بعد از گذشت یه مدت من از خاک پاشدم و فرار کردم

    • با سلام، زمانی که برای اول شدن در کلاس رقابت نمی کنید، زمانی که برای خوشبختی خود نمی جنگید و از حاشیه مسائل عبور می کنید، طبیعی است که چالشی هم زندگی شما را تهدید نمی کند. دست از زندگی کردن شبیه مردگان بردارید و بپذیرید تنها در میدان چالش و تلاش برای بهره گیری از فرصت هاست که خوشبختی واقعی دسترس پذیر می شود.
      برای توضیحات بیشتر یا ارسال خواب جدید از مسیر ارسال خواب در فهرست سایت پیروی کنید.

  4. خواب دیدم همسرم به طرف من میاید و از من تعریف و تمجید میکند و بر خلاف بیداری از صدای من تعریف می کند و من را نوازش می کند و بعد به سمت رختخوابی در اتاقی تاریک می رود و با یک موش درشت شروع به بازی می کند به طوری که من از دیدن آن تنفر پیدا می کنم و ناراحت می شوم و به او می گویم حالا که دست به این موش کثیف زدی اصلا حق نداری به من نزدیک بشی و حق دست زدن به من رو نداری .

  5. در ایستگاه راه اهن سمنان مشغول به خدمت بودم بنده را به طول خط به مدت ۱ماه فرستادند در انجا اولین بار نماز خواندن را شروع کردم و در پاسگاه جمعا ۱ گرو بان و ۲ سرباز بودیم ومنطقه ای که در ان خدمت میکردیم اسمش ایستگاه گرداب بود ۸روز از ماه رمضان میگذشت که من در خواب دیدم گروه بان و ۱ سرباز برای در اوردن جایی که گنج بود رفتن درش بیاورند ولی من در خواب به انها گفتم شما بدنتان ضعیف هست یکی از شما بمانید تا من بروم ولی انها به من گفتن شما با فرمانده پاسگاه رابططون خوبه شما اگر دروغ هم بگید شک نمیکند انها رفتند و ۱۱ سکه در اوردند و به داخل پاسگاه پیش من اوردند داخل پلاستیک سیاه بود جلوی پنجره بود همان موقع که دستم را داخل پلاستیک بردم حقیقتا قطار امد و من از خواب بیدار شدم ورفتم جلو قطار ۴۵ دقیقه بیدار بودم و مسافرها نمازشان را خوانده رفتن من نیز نماز خوانده نیت کردم وخوابیدم و دوباره مابقی خوابم را دیدم و همانجایی که دستم داخل پلاستیک بود ۱۱ سکه را در اوردم۴تا از سکه را به گروه بان دادم ۴ تای دیگر را به سزباز دادم و ۳ تا را خودم برداشتم انهایی که خودم برداشتم بیضی شکل بود دورش طلای زرد و وسطش فرورفتگی داشت که طلای سفید بود یکی از سکه ها پشت ورویش چیزی حک نشده بود یکی از سکه عکس شاه حک شده بود تماما با لباس مشکی و شمشیر در دستها با دستان باز و روی سکه سومی عربی نوشته بود پشتش فارسی که هیچ وقت از نمازت دست بر ندار حال معنی این عدد و ارقام وکلیه تعبیر خوابم را بیان کنید.

  6. در خواب دیدم چند دسته گرگ خاکستری مایل به سفید به من حمله کرده ولی بعد با من کاری نداشتن من به زمین افتاده بودم و یکی از اونا با من صحبت میکرد

  7. سلام
    خواب دیدم که توی یه اتاق بودم که درش ازبیرون قفل شده بود یه گرگی ام بیرون اتاق راه میرفت وبه اتاق نگاه میکردولی حمله نمیکردیه دفعه یه گربه اومدوباگرگ درگیرشدوگرگم گربه روکشت وبازم شروع کردبه نگاه کردن به من که تواتاق ایستاده بودم مامانمم باهام توی اون اتاقه بودولی اصلانمیترسیدوواسش مهم نبودولی من خیلی میترسیدموهمش درومحکم فشارمیدادم که یوقت گرگه حمله نکنه یه خانمی ام ازدوریه من نگاه میکردازبیرون اتاق نمیدونم چراهمش میرسیدم که خانومه بیاووقفل دزوبازکنه!ولی گرگه بدون اینکه کاری بکنه رفت!
    واقعا ممنون میشم اگه تعبیرخوابموبهم بگین مررسی

  8. سلام.لطفا خوابمو تعبیر کنید.خواب دیدم ک دوستم از خواب بیدار شده و دیده یه جای شکافی پشت سرشه…وقتی علت رو جویا شدم گفت که یه هزارپا اینکارو کرده و بعدم از یه صندوق درش اورد و انداختش زمین و گفت این بوده.ممنون

  9. من با یه گرگ خاکستری دوست بودم وبه هم وابسته بودیم
    اون منو حمایت میکرد ومن با تمام وجود دوسش داشتم
    با هم خیلی خوش بودیم
    الانم دلم واسه خوابم تنگ میشه
    خیلی احساس خوبی داشتم

  10. با سلام چند سال پیش من با دختری آشنا شدم به قصد ازدواج تا امسال که میخواستم برم خواستگاری که متوجه شدم دختری که من دوست داره به زور پدر ازدواج کرده و من کلا بی خیالش شدم تا اینکه چند وقت پیش خوابی دیدم که وضوح بالایی داشت در خواب دیدم((( که به من میگه من ازدواج نکردم به من اعتماد کن ومن درخواب به خودم میگفتم که این چه جوری میگه که ازدواج نکردم و بهم برگشت گفت نترس بهم میرسیم به من اعتماد کن بعد در حینی که این حرف میزد یه دو تا کوهی جلوم ظاهر شد و راهی روشن داشت تا بالا و یکی از کوه ها با مسیری شیب بیشتر و دیگری با شیبی کمتر ولی یه مقدار راهی طولانی تر و نوک قله های کوه بهم میرسید وبالای قله ها یه خورشید درخشانی بودو دوباره گفت نترس بهم میرسیم))))بعد از یک ماه دوباره زنگ زد وبه من گفت که میخواهم از شوهرم طلاق بگیرم دوستش ندارم برام سخته زندگی کردن باهاش یه سوال یپرسید ومن هم حقیقت بهش گفتم که یه روزی طلاق بگیره باهاش اردواج می کنم والان چند وقتی به فکر راضی کردن شوهرش که طلاق بگیره من یه مقدار گیج شدم چند وقت پیش به مادرم گفتم به این نیت بخواب که ایا من اون خانوم بهم دیگه نمیرسیم؟(((((که درخواب دیدن چند تا از دوستای سید دعوت کرده امدن خانه ما)))میشه بفرماییدمن چه جوری از سردرگم بودن در مورد اینده بیام بیرون با اون خواب هایی که دیدم با توجه به اینکه هر دو نفر تلاش میکنیم برای رسیدن به هم دیگر
    یه تفسیری بکنید

  11. میشه خواب مرا هم تعبیر کنید:
    من خواب دیدم دو تا گرگ مخلوطی از رنگ سفید و سیاه پشت در بودند من در را بستم که وارد خانه نشند اما قدرتم کمتر از گرگا بود و به هرترتیبی وارد خانه شد اما با من کاری نداشت و سراغ زنداداشم که روی مبل نشسته بود رفت، دست زنداداشم رو گرفته بود که گاز بگیره زنداداشم از جاش تکون نخورد و فقط می گفت کمک کن، مامانم در پشتی را باز کرد و اون گرگ ها با پای خودشون رفتند بیرون و من در رو بستم و اصلا دست زنداداشم زخمی نشده بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code