تعبیر خواب نانوایی …

دختر زیباترنم:

سلام.من شدیداعاشق پسری شدم وتنهام گذاشته.دراین شرایط فقط باخداحرف میزنم .دوریش برام سخته.همون روزی که رفت شب خواب دیدم که پسربامادرش تو شهرمانانوایی دارن پسر داره خمیر نان را ورز میده جلوش صف زنان بود یکدسته زن ایستاده بودندمن اول از نزدیک از پشت سرش نگاهش میکردم مشخصاتش همون مشخصات خودش بود فقط داخل موهاش موی سفید داشت.اون همچنان مشغول ورز دادن بود.بعدش من آخرصف خودمودیدم آخرین نفر بودم یه بچه هم دستم بودبعدازمن یه میله بود.هرچی سعی میکردم ببینمش نمیشد صف دخترها اجازه نمیدادن تااینکه خودش برگشت وسلام کرد بهم من بااینکه میشناختمش گفتم شما.اسمش روگفت.من همون موقع رفتم امااون لباسشو برداشتو اومد دنبالم فکرمیکنم بهم رسید.راهنماییم کنید و تعبیر خواب را برایم بگویید.تازه فهمیدم دوست داشتن یعنی چی .

تعبیر خواب :

باهوش هستید، پس خودتان را بیش از این فریب ندهید. شما اولین دختر زندگی آن پسر نبودید و قاعدتا آخرین هم نخواهید بود. این دست آدم ها سوداگران احساسات بکر و قلب های صادق دختران هستند. یک حرفه ای و کارکشته که می داند دختری از جنس شما چه می خواهد و همان را تدارک می بیند تا دام فریبش را پهن کند و زندگی تان را به بیراهه بکشد.
پسر را در صحنه اول از پشت سر و نزدیک می بینید تا ماهیتش را درک کنید. خمیر ورز دادن یعنی بهره ای را برای دیگران آماده کردن و تارهای سفید مو نماد تجربه و مهارت آن پسر است- کسی که می داند برای زنانی که در مسیرش قرار می گیرند چه غذایی تدارک ببیند تا آنان احساس دلبستگی عمیق کنند، احساسی آن قدر آتشین که ترنم بگوید: تازه فهمیدم دوست داشتن یعنی چه؟!
ترنم عزیز، آن بچه ای که در دست دارید، بعد کودکانه شماست و یک کودک چقدر ساده فریب یک آبنبات را می خورد تا در آغوش دیگری قرار گیرد. اما، پرسیدن اسم، جستجوی هویت واقعی اوست. او واقعا کیست؟ هنگامی که عقلتان در کاوش این معناست، ناگهان پشت کرده و می روید، زیرا از روبرو شدن با واقعیت واهمه دارید. شما دلبسته اید و نمی خواهید بعد حقیقی او را ببینید.
دوست خوبم، احساساتتان را مهار کنید و به قدرت تشخیصتان اجازه دهید، پیش از آن که وارد بازی ای شوید، ابتدا به درستی موقعیت را ارزیابی کند. این جای بسیار خوشبختی دارد که قوای دماغی تان فعال و ذکی است. این باعث می شود، چنانچه بتوانید احساستان را مهار کرده و صادقانه به ارزیابی موضوع بپردازید، خودتان واقعیت را درک کنید.

پاسخ ترنم:

سلام واقعا از جوابتون ممنونم خیلی درست وصادق بود شخصیت من روبیان کردید تشکر.

۳ نظر

  1. ببخشید در ایمیل قبل یک کلمه را جا انداختم:(( اما درون شیرینى بجاى شکر، نمک میریخت)) لطفا اصلاح بفرمایید. با تشکر

  2. سلام، من خوابى دیده ام، لطفا تعبیر خوابم را بفرمایید … من مادرشوهرى داشتم که ده سال با عشق با هم زندگى میکردیم که یک سال قبل در سن ٩٠ سالگى فوت کرد… با اینکه من هفت سال قبل از همسرم جدا شدم ولى همچنان گاهى به دیدار مادرشوهرم میرفتم و او از دورى من خیلی عذاب میکشید و گریه میکرد و تلاش میکرد من را با پسرش آشتى دهد ولى من با اینکه از همسر اولم یک دختر ١٣ ساله دارم ولى هرگز با هم به توافق نرسیدیم براى زندگى مجدد و دخترم با پدرش در ایران زندگى میکند و من با همسر جدیدم در ترکیه زندگى میکنم، و اما خوابى که دیدم این است: دیشب خواب دیدم با مادر شوهر سابقم ( مرحومه) در یک خانه جدید با هم مشغول درست کردن شیرینى هستیم، خمیر شیرینى را آماده کردیم و من با وردنه خمیر را صاف میکردم و مادر شوهرم قالب گیرى میکرد و درون خمیر پسته میگذاشت و بصورت قطاب درست میکرد اما درون شیرینى بجاى شکر، میریخت! من مقدارى شیرین را مزه کردم و به مادرشوهرم گفتم این شیرینى ها پرنمکه گفت درست کردن این شیرینى اینجوریه وقتى میخوایم تو روغن بپزیم از روغن که درآوردیم روش پودر قند و شکر میریزیم! گفت پسر من این شیرینى ها را خیلی دوست دارد، ( من و مادرشوهرم در گذشته با هم شیرینى میپختیم و در خواب هم دقیقا شرایط گذشته را دیدم) ، وقتى به مادرشوهرم در درست کردن شیرینى کمک میکردم متوجه شدم که چندین تار موى سرش داخل خمیر شیرینى افتاده و با همون تارهاى مو شیرینى را به شکل قطاب در آورد البته مقدار کمى از خمیر اینطور شد ولى یکى از شیرینى ها را به شکل گل رز بسیار زیبا با رنگ قرمز پررنگ درست کرد ، ولى اون قسمتى از خمیر که درونش تار مو افتاده بود من در دستم گرفتم و تلاش میکردم تار موها را از درون خمیر در بیاورم… و منتظر بودم تا دخترم و پدر دخترم از بیرون بیایند تا شیرینی ها را به آنها نشان دهم… از طرفى در خواب امتحان دانشگاه هم داشتم و عجله داشتم زودتر شیرینى ها آماده شود تا به درسهایم برسم و به سمت دانشگاه بروم ناگهان در تلویزیون با مادرشوهرم دیدم اخبار یک اتوبوس را نشان داد که در اتوبان همت واژگون شده و آتش گرفته و مسیرها مسدود شده و من متوجه شدم نمیتوانم بروم دانشگاه براى امتحان و با اضطراب از خواب بیدار شدم… لطفا تعبیر خوابم را بفرمایید، متشکرم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code