تعبیر خواب نامه رسانی در مکه !

مکه-کعبهالنا:

سلام روزتون بخیر
خواب دیدم توی یه مجلسی نشستیم پسرا و دخترای یکی از دایی هام هم اونجان. من همراه مامانم هستم. یه آقایی هم اونجاست که انگار لیدره برای یه سفر مکه. آقای لیدر قرعه کشی کرده بود اسم مامانم دراومده بود بعنوان معلم قرآن توی مکه. بعد لیدر بهش میگفت بلدی روون بخونی مامانم هم شروع کرد از حفظ قرآن خوندن(یادم نیست کدوم آیه ها رو داشت میخوند)آقاهه هم گفت خوبه. بعد به من گفت تو هم باید نامه رسون من بشی من گفتم ولی من که مکه نمیام گفت بیا گفتم هر وقت پول دار شدم میام. مامانم سریع گفت خواهراشو باید بفرسته برادرشو باید بفرسته. بعد من رفتم انگار نماز بخونم(توی خواب حسم این بود که رفتم نماز بخونم ولی ندیدم نماز میخونم)بعد برگشتم دنبال یه دوستم میگشتم که توی اون مجلس بود، توی این فاصله که من رفتم واسه نماز زن و مرد از هم جدا شده بودن زنا رفته بودن توی یه اتاق دیگه. چند تا اتاق بود من همه رو سرک کشیدم ولی دوستم رو پیدا نکردم. از در خونه رفتم بیرون که توی خیابون رو هم نگاه کنم. یه آقای خوش تیپ و خوش قیافه کنار پسر داییم نشسته بود که پیراهن قرمزی پوشیده بود حواسش به من بود. وقتی رفتم توی کوچه اومد بیرون، وقتی اومد بیرون قیافش به اون خوبی نبود لباسش هم عوض شده بود کت و شلوار شده بود. یه چیزی گفت که دقیقا یادم نیست ولی منظورش این بود که مامانت رفته تو هم داری میری منم دارم میرم. گفتم نه من نمیرم داشتم دنبال دوستم میگشتم. اونم خداحافظی کرد ازش پرسیدم اسمتون؟ گفت حیست گفتم چی؟ بغل کتشو نشونم داد که اسمش حک شده بود من البته نتونستم بخونم فقط دیدم یه نوشته ی سفید بود. مامانم با دختر داییام توی یه اتاقی بود که بچه خیلی نازی اونجا بود که انگار بچه دختر داییم بود. دختر داییم اومد توی کوچه پیش من داشتیم راجع به همون اقای حیست حرف میزدیم ولی یادم نیست چی میگفتیم فقط یادمه اون گفت اونکه اسمش حیست نیست آدمی که از الان دروغ بگه به درد نمیخوره
ببخشید یادم رفت اینو هم بنویسم شاید توی تفسیر مهم باشه: همه زن ها چادر مشکی پوشیده بودن فقط لباس من فرق داشت یه کم رنگی تر بود انگار، مانتو و شلوار هم بود یه چیزی نزدیک آبی تیره.

تفسیر:

خودآگاهیتان را افزایش دهید و درک کنید در حال انجام چه کاری هستید. بسیاری از مواقع آدم ها در حال تلاش و دست و پا زدن بی امان هستند و بعد که از آنها بپرسید هدف از این همه تقلا چیست و به کجا می خواهید برسید خودشان هم این را نمی دانند. مثالی از این مورد کسی است که با تبر به جان درختی افتاده و زمانی که درست نگاه می کنید می بینید اگر درخت قطع شود صاف روی خانه خود او خواهد افتاد و آن را ویران خواهد کرد.
مکه شهری است که انسان در آن اعمال حج را انجام می دهد و باید آگاهانه در مسیر حقیقت حرکت کند. بنابراین، مکه نماد خودآگاهی و اشراف به مسائل است. قرآن نیز شناخت طریقت است؛ اما مادر شما فقط قرآن را روخوانی می کند. به علاوه او با قرعه کشی انتخاب شده و نماد فهم طوطی وار مسائل است. نامه رسان بودن نیز کسی را نشان می دهد که شناختی از محتوی موضوع ندارد و فقط آن را به انجام می رساند. دوست خوبم، خود را از سیطره تعالیم تقلیدی و کورکورانه خانوادگی رهایی بخشید و رهبری زندگی تان را با شناخت آگاهانه مسائل به دست گیرید.
در صحنه بعد، نماز خواندن شما نماد تلاشتان برای پیروی از اصول صحیح است. سرک کشیدن شما درون اتاق ها از همین تلاش خبر می دهد؛ ولی آن گونه که باید عملکردتان خودآگاهانه نیست. این نکته را در صحنه گفتگو با مرد می تواند دریافت. شما نام او را می پرسید، یعنی تلاش دارید در مسیر صحیح حرکت کنید؛ اما قادر به خواندن نوشته روی کت وی نشده و به علاوه نام وی را «حیست» می شنوید. دوست خوبم، حیست واژه ای بی معناست و نشان می دهد باید دریافتتان را عمیق و خودآگاهانه کنید.
در زندگی درک کنید، دقیقا چه می خواهید و آنچه می کنید چقدر با اهدافتان همخوان است. به عبارت دیگر، نقش یک لیدر هوشیار و ژرف بین را در زندگی تان بازی کنید تا به آنچه لیاقتش را دارید دست یابید.

پاسخ:

درست نوشتید. خیلی خیلی ممنونم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code