مار باهوش

مارمرضیه:

سلام،تعبیر این خواب خیلی برام مهم است. ممنون میشوم راهنماییم کنید.
خواب دیدم با چند جوان که همه خیلی خوب بودند به سمت مقصدی در حرکتیم. ناگهان با کمی فاصله از آنها خودم را در کنار مار وحشتناکی دیدم. مار حرف می‌زد و به نظر می‌رسید بسیار باهوش است. هم هوش فوق‌العاده‌ای برای گیر انداختن طعمه داشت و هم نیشی کشنده. یعنی اگر تصمیم می‌گرفت کار کسی را بسازد با آن هوش و این زهر کارش تمام بود.
ترسیده بودم ولی او هم به من کاری نداشت اما می‌دانستم دست از پا خطا کنم یا بخواهم فرار کنم مرا حتماً نیش می‌زند.
از من آدرس کسی را پرسید. من هم از روی ناچاری گفتم ولی حواسم بود که آدرس دقیق ندهم یعنی یک جورهایی گذاشتمش سر کار. آن جوان‌هایی که با آنها بودم از دور مرا می‌دیدند و می‌ترسیدند که با چه جرأتی انقدر به آن مار نزدیک شده‌ای؟ ولی مار رفت و من در امان ماندم.
بعد دیدم باز با آن جوان‌ها هستم. دیدم به اتاقی رسیدیم در میانۀ راه. اتاقی که تمام کف تا سقف آن (تمام حجم اتاق) پر از مارهای خاکستری‌ شبیه به هم بود که در هم می‌لولیدند؛ یعنی اگر در آن اتاق سوزن به هوا می‌رفت از حجم زیاد مارها زمین نمی‌آمد. یکی از مارهای خاکستری را می‌شناختم. این مارها مثل مار وحشتناک قبلی نبودند. حواسشان به من نبود ولی به هر حال خطرناک بودند. دست دراز کردم تا آن ماری که می‌شناختم را از بین مارها بیرون بکشم و از اتاق بیرون بیاورم. آن مار به ظاهر مار بود؛ یعنی مار بود ولی روحیۀ آن مارها را نداشت و انگار در جایی گیر افتاده که راهی به بیرون ندارد اما روحیه‌اش هم با آن اتاق و بقیۀ مارها جور نبود. غمیگین و تنها بود ولی راهی هم نمی‌دانست. من می‌خواستم کمکش کنم. یادم هست تا از اتاق بیرون کشیدمش یک گل قشنگ ارغوانی رنگ دیدم.
آن جوانها که با آنها بودم (که همه‌شان خیلی خوب بودند) تعجب کرده بودند انگار که تو هیچ وظیفه‌ای در قبال این مار نداری. ارزش ندارد که خودت را به خاطرش به خطر بیندازی. اما من آن مار را دوست داشتم. می‌دانستم به بدی بقیه نیست و آسیبی هم نمی‌زند. مارهای دیگر حواسشان به من نبود. مار را کشیدم و به سلامت از اتاق بیرون آوردم.
خیلی ممنون می‌شوم خوابم را تعبیر کنید فکر می‌کنم به یکی از موضوعات جاری زندگیم مربوط باشد.

تفسیر:

خودباوریتان را کنترل کنید. زمانی که خودباوری به نحو اغراق آمیزی افزایش می یابد، قدرت تشخیص انسان کاهش می یابد.
در رویایی شما همه چیز آکنده از رفتاری است که خودباوری بیش از حد شما را نشان می دهد. آیا جوانان واقعا خوب بودند؟ ذهنیت شما این گونه می گوید و با آن ها همراه می شوید. چقدر هم با تاکید این خوب بودن را بیان می کنید. مار خطری آشکار است و شما به نگرشتان اتکا می کنید و فکر می کنید کارتان درست است. پس، به جای گریختن با مار سر صحبت را باز می کنید و به اصطلاح سر کارش می گذارید. آیا نپنداشتید که آدرس غلط می تواند منجر به واکنش تهاجمی و بروز خطری جدی شود؟
به اتاق مارها وارد می شوید و می خواهید ماری را کنار خود داشته باشید. دوست خوبم، اخطار خواب جایی خود را نشان می دهد که گل ارغوانی را می بینید. گل ماهیتا گل است و رنگ و بوی آن پیداست. یک مار نیز حتی اگر نیش نزند، ذاتا مار است.
مراقب رفتار پرخطرتان باشید. این را صادقانه می گویم، اگر امروز آسیبی ندیده اید، دلیل نمی شود فردا آسمان همین رنگی باشد. جوانان بسیار خوبی که نام می برید، به نحوی می توانند نمایانگر آن انبوه مارها باشند که فعلا به هر دلیل شما را به عنوان یک طعمه ندیده اند. چه کسی تضمین می کند، وضع همیشه به همین منوال بماند. اصول امنیت و تشخیص درست مسائل را که به کار بندید، همواره در حریم آرامش بخشی باقی خواهید ماند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code