تعبیر خواب مترو

چادر سفیدپری ناز:

باسلام و تشکر.
دو روز پیش خواب مادربزرگمو(مادر پدرم) که چندین ساله که فوت کردن دیدم. انگار سوار مترو شدم و می خوام برم خونه. همینطور که نشسته و بودم و شاهد پیاده و سوار شدن مسافرین بودم، یکهو دیدم مادربزرگم با یک چادر سفید با گلهای سبز وارد شدن. شوکه شدم. می دونستم فوت شدن. بین چند تا خانوم چادری دیگه جوری نشستن که من از نیم رخ میدیدمشون. با شوق گفتم سلام و حتی ساعدشونو گرفتم که توجهشونو به خودم بدم اما هیچ توجهی نکردن. یکهو پدرم رو دیدم که دقیقا روبروی ایشون نشسته بودن، هیچ عکس العملی بین این دو اتفاق نیفتاد… البته نمی دونم چرا تو خواب تعجب نکردم از این موضوع. تو دلم می گفتم وای چقدر بابا و مادربزرگ شبیه همن( واقعاً هم هستند). تو یک صحنه دیگه من کنار پدرم و روبروی مادربزرگم نشسته بودم…مادربزرگم رو کرد به من و گفت شما هنوزم مثل گذشته قشنگین، من ازشون تشکر کردم و رفتم به طرفشون و بوسیدمشون و همینطور با حالت بغض که از دلتنگی بود، تو آغوشم فشردمشون. اما حس کردم که ایشون دلش نمی خواست من گریه کنم و زود از هم جدا شدیم. خیلی ممنون میشم خوابم رو تعبیر کنید.
توضیح: تو بیداری متوجه شدم که چادر مادربزرگم خیلی شباهت به چادری داشت که من باهاش نماز می خونم( نماز رو هم تازه شروع کردم به خواندن)

تعبیر خواب :

قدر لحظاتی که با پدرتان هستید را بدانید. از خشک بودن رفتارش رنجیده خاطر نشوید و بدانید خالص و عمیق شما را دوست دارد، ولو آن را ابراز نکند.
تعبیر خواب مترو رفتاری خشک و منطقی است. مترو بر مسیر مشخص طبق زمانبندی مشخص حرکت می کند. زمانی که دست مادر بزرگتان را می گیرید، او نیز رفتاری همین گونه دارد، خشک و فاقد هیجان زدگی. نیم رخ او را می بینید، به احتمال زیاد آن نیم رخی که دیده اید مربوط به سمت راست چهره اش بوده، یعنی مادربزرگتان سمت چپ شما نشسته بوده است. بله، بعد منطقی. آدم هایی شبیه مادر بزرگتان عواطفشان را بروز نمی دهند و نمی توان از چهره شان پی به هیجانات درونی آنها برد. بعد پدرتان را مقابل او می بنید، چقدر شبیه هستند! و هر دو هیچ رفتار هیجانی بروز نمی دهند. بله، پدر شما خصوصیات درونگرایی و تودار بودن را از مادرش به ارث برده است. چادر حجابی است که آدم ها درونگرا پشت آن احساساتشان را مخفی می کنند. رنگ سفید نماد پاکی طینت و رنگ سبز نماد احساسات طبیعی و شکوفای آنان است.
در صحنه بعد، همین ویژگی های درونگرا بودن خود را نشان می دهند. زمانی که مادر بزرگتان می گوید هنوز قشنگید، یعنی همیشه حواسش به شما بوده، ولو به رویتان نمی آورده است. و زمانی که از غلیان احساسات شما می گریزد، طبیعت احساسی خود را بروز می دهد. او دلش نمی خواسته دیگران متوجه حالات درونی وی شوند. پری ناز عزیز، مادربزرگتان فوت کرده، اما پدرتان در قید حیات است. دلتان را از تصورات غلط پاک کنید، پدرشما مگر می شود دوستتان نداشته باشد؟ فقط شکل بروز دوست داشتن فرق می کند. او را عزیز بدارید و بدانید هرچه شما برونگرا و پر حرارت هستید، پدرتان در پشت چهره سرد خود حساس و دارای قلبی زیباست. پس، قدر چنین جواهری را نیک بدانید.

پاسخ:

دلم می خواست اینجا بودید و بهتون تعظیم می کردم… دقیقاً همینطوره که می گید… عمیقاً قدردان محبتتون هستم… الهی شاد و سلامت باشید…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code