تعبیر خواب عقاب

عقاب سفید-قهوه ایفهیمه:

با سلام خدمت شما و سپاس از سایت جالبتون که بخش های زیادی از آن را خواندم

تقاضا دارم تعبیر خواب مرا برای من بیان کنید زیرا این بار اولی نیست که چنین خوابی می بینم و همیشه برای آنها نگرانم

زمان دیدن خواب: شش و سی دقیقه صبح امروز / مجرد

اول خواب دیدم که یک پرنده با هیبت که در خواب تشخیص نمی دادم عقاب است یا چیز دیگر مرا به چنگال گرفت و بالا برد و شهر را از زیر پایم می دیدم ولی خیلی می ترسیدم از چنگالش بیفتم و خیلی دست و پا می زدم حتی با من حرف زد که اینقدر دست و پا نزن ولی یک دختر جوان دیگر هم به پای من آویزان شده بود و تا با من بالا بیاید … از بابت سنگینی او هم نگران بودم
در ادامه دیدم
یک عقاب با هیبت و کاملا سفید با چشمان کاملا مشکی از فاصله ای دور به سمت حیاط خانه مان پرواز کرد و در حیاط نشست با برادر کوچکترم در حیاط بودم و ترسیدم زیرا عقاب صدایی شبیه جیغ کشیدن (منقارش را باز کرد و صدای جیغ مانندی از گلویش خارج شد) در حیاط نشست و جلوتر آمد من دویدم در خانه و در هال را روی او بستم با پر و بال های با هیبت را باز کرد و به در هال کوبید آمد پشت پنجره اتاقم من فکر می کردم ان هم بسته است اما نبود فقط درز پنجره باز بود بال های زیبا و سفیدی داشت
ناگهان متوجه شدم که پر و بالش کاملا سوخته و از بین رفته در حالیکه پشت تاقچه پنجره اتاقم داخل اتاق نشسته بود به برادر کوچکترم گفتم بیا و نترس ببین سوخته!!
اما دیدم پر و بال هایش در حال رشد است و هی افزایش می یابد تا اینکه اندازه یک عقاب جوان بالغ شد همانطور سفید و با چشمان مشکی ….

من تاکنون چندین بار خواب عقاب دیده ام … یک بار سال قبل خواب دیدم دو عقاب با پر و بال های مشکی و سفید بالای حیاط پرواز می کنند به نظرم از دو جنس نر و ماده می آمدند یکی از آنها یک پیشانی بند زرق و برق دار هم داشت با نگاهی نافذ پشت پنجره اتاقم نشستند و پر و بال زدند و پرهایشان در اتاق هم ریخت باز هم می خواستم پنجره را ببندم! زیر بال آنکه نر بود هم مثل کبوتر سفید بود و لطیف

یک بار هم یک عقاب با هیبت قهوه ای و سفید در اتاقم نشسته بود و با من حرف می زد! می گفت پر و بالش خسته است! و من به او گفتم خوب باید بال هایت را باز کنی و پر بگیری حالا بالت رو با زکن … ناگهان با یک حرکت بال پر هیبت خود را باز کرد زیر بالش سفید و زیبا بود من خوشحال شدم
ناگهان تبدیل به پسر بچه ای شد با چشمان مشکی و افتاد روی دستم و می گفت زیر سرم را بگیر زیرا سر گیجه دارم مبادا بیفتم من هم سرش را روی زانویم گذاشتم…

خواهش می کنم مرا راهنمایی کنید من نگرانی های متعددی برای اهداف زندگی و شغلی و تحصیلی ام دارم و خواب حیواناتی نظیر ببر زیبا و شیر و عقاب را چندین بار دیده ام از شیر فرار می کردم در حالیکه خوش ظاهر بود
در را به روی ببر بستم در حالیکه ببر می گفت از من نترس!! من پشت در می نشینم و به حرفش گوش می دهم
و عقاب هم که در بالا آمد ….

با احترام

تعبیر خواب:

اجازه دهید به تفسیر خواب اولتان بسنده کنیم.
در برابر مسائل آنچنان مضطرب و شتابزده می شوید که سررشته کارها از دستتان خارج شده و به منافع خود و دیگران صدمه می زنید. درباره روز رستاخیز نقل شده که هیبت آن روز باعث می شود مادر بچه اش را بیافکند و بگریزد. اثرپذیری از مسائل و التهاب برای شما این چنین است. هنگامی که بند بند وجود آدم به ارتعاش می افتد، آیا مجالی برای درست دیدن و درست عمل کردن باقی می ماند؟
عقاب حامل قدرت و مهمتر از آن نگاهی نافذ و دوربین است. این پرنده قدرت وجودی شما را نشان می دهد: فردی که اگر آرامش خود را بتواند حفظ کند، قادر است تا دور دست ها را دیده و به تشخیص درستی از مسائل دست یابد. شما در خواب نمی دانید پرنده ای که بلندتان کرده چیست و حواستان نیست دختری به شما آویزان است. با ترس و التهاب فقط دست و پا می زنید. این نمادها بیانگر ضعف تشخیص ناشی از اضطراب درونی است. زمانی که پرنده می گوید دست و پا نزن، یعنی اضطراب را مهار کن و کنترل نفس داشته باش. اما، پنجه پرنده اشاره به لزوم عمل محکم و قوی دارد. اگر تشخیص درست باشد، اگر اانسان با نگاه یک عقاب مسئله را ارزیابی کند و راه حل را بیابد، گام بعدی پنجه انداختن در مشکل و حل محکم و قدرتمندانه آن است.
به آن عقاب دارای پرهای قهوه ای و سفید و چشمان سیاه نگاه کنید. ویژگی های او همان خصوصیاتی است که شخصیت شما را می تواند بی همتا کند. زمانی که عقاب جیغ می زند، در حقیقت صدای نفس شماست که به خودتان توجه کرده و خویش را باور کنید؛ اما عقاب وجود شما با بال های سوخته گوشه طاقچه گذاشته شده است. شما حاضر نیستید از ترس ها و خودکم بینی هایتان دست بردارید و با قامتی راست و چشمانی نافذ به پیشواز آینده بروید.
دوست خوبم، آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم، شما آکنده از ظرفیت های لازم برای پیشرفت و پیشبرد اهدافتان هستید، پس چرا باید دست و پایتان را ببندید و اجازه دهید مشکلات بر زندگی تان چیره شوند. عقاب زیبا و جوان درونتان را کشف کنید و مطمئن باشید، سخت ترین مشکلات در برابر اراده ای پولادین و دیدگانی نافذ حل شدنی هستند.

پاسخ فهیمه:

استاد گرامی سلام. از تعبیرتون و راهنماییتون سپاسگزارم. واقعا خودم می فهمم که اعتماد به نفسم کم شده است من شخصی فعال و عاشق علم و تحصیل بودم و هستم این عقاب ها از روزی در خوابم ظاهر شدند که با صداقت و یکرنگی در یک پروژه علمی با اراده و انتخاب خودم شرکت کردم و در حق چند نفر دوستی کردم اما رفتارهای ناگهانی قدرناشناسانه و حتی دشمن گونه آنها مثل یک سقوط در زندگی ام شد
زیرا با استرس فراوان علیرغم تلاش زیاد و اطلاعات زیادم بزرگترین موفقیت تحصیلی ام از دست دادم ولی باز هم به لطف خدا به شغلم ادامه دادم و آنقدر غم این موضوع برای من گران بود که بیش از سه ما به لحاظ جسمی احساس بیماری داشتم درد شانه و قفسه سینه و گریه های مداوم… علیرغم تعریف و تمجیدهای اطرافیان از من باز هم احساس می کنم برای اهداف آینده ام به یک راهنمای بزرگ و حتی معجزه نیاز دارم حتی با این استرس های کنترل نشده ام به ازدواجم هم ضربه زده ام
من در شرایط مهم زندگی دچار استرس های کشنده!! می شوم و هر چه می گردم دلیل آن را نمی یابم …

پندارنو:

در رویا، پرنده شما را به چنگال گرفته و فردی آویخته به شماست، یعنی محکم و قوی که عمل کنید، دیگری یا دیگران را نیز حفظ می کنید. فهیمه عزیز، خود کنترلی و درک توانمندی ها می تواند به شما کمک کند. هنگامی که با مسئله ای روبرو می شوید، از آن فاصله گرفته، امر تصمیم گیری را به تعویق بیاندازید و روی اضطرابتان تمرکز کنید تا آرام گیرد، سپس به اندیشیدن و بررسی موضوع بپردازید. به پیام خوابتان عمیق بیاندیشید و نکات آن را مرور کنید، خودباوری و تسلط نفستان بازخواهد گشت.

۸ نظر

  1. با سلام دیشب در خواب دیدم که از پشت پنجره دارم به بیرون نگاه میکنم که دیدم یک عقاب سیاه خیلی خیلی بزرگ پوست یک مردی که من نمیشناختم را کند و شکم او را درید و از آن خورد. اندازه عقاب دوبرابر اندازه اون مرد بود. وقتی از خانه بیرون رفتم هرچی سنگ پرت کردم به اون عقاب نخورد و اون عقاب فرار کرد. وقتی به اطرافم نگاه کردم اون محوطه پر از عقاب های مرده و پر از اجساد مردانی است که عقاب ها آنها را دریده بودند.
    اگر تعبیر خواب من را بگین خیلی خیلی ممنون میشم

  2. سلام خواب دیدم عقابی یا احتمالا شاهین ولی یچی تو همین مایه ها بود ولی با هیکلی خیلی بزرگ و بال هایی خیلی بزرگ و سفید رنگ کل این پرنده سفید بود و خیلیم بزرگ بود همه مردم در شهر بودن و در وسط جایی ک ایستاده بودم یچی مانند الاچیقی بزرگ وسط پارکی ک مردم دور ان قدم میزدند بود ک یهو باد شدیدی میاد و این عقاب خیلی بزرگ و زیبای سفید میاد ولی همه از بزرگیش ترسیده بودن و یجورایی فرار میکردن و پشت هرچیزی قایم میشدن ولی عقاب دنبال پسر بچه ای بود ک جلوی پای من بود و من مادرشو دیدم ک ترسیده بود و من از قیافه نگران مادر پسر بچه خودمو موظف دونستم از بچه مراقبت کنم تا عقاب اونو نبره بخاطر همین عقاب یا همون پرنده چند باری از بالای سرم گذشت ولی نتونست بگیره و احساس میکردم هر چی عصبی تر میشد اون پرنده شدت باد شدید تر میشد و در اخر دور اون الاچیق انقدر چرخید و پر زد ک چیزی مانند گردباد درست کرده بود و خیلی از مردم رفتند داخل گردباد اون پرنده ولی من و اون بچه در نهایت سالم موندیم . ایا تعبیری داره ؟ یا فقط یه خواب بوده؟

    • با سلام، جسارت و تیزبینی جزو ویژگی های ذاتی شماست که اگر به پرورش آن اهتمام ورزید به انسان توانمند و گره گشایی تبدیل خواهید شد.
      برای توضیحات بیشتر یا فرستادن خواب جدید به لینک ارسال خواب در فهرست سایت مراجعه کنید.

  3. سلام
    در خواب دیدم از بالای کوه دو عقاب سیاه با سر سفید در کنار هم دیدم که من از آنها بالاتر بودم و به پایینتر که نگاه کردم این دو را ایستاده و آرام دیدم. لطفآ در تعبیر خوابم کمک کنید.

  4. با سلام من دوشب پیش خواب دبدم مامانم یه عقاب به من داد و من هم عاب باهام حرف میزد من خیلی از پرراشو کندم و حتی چندتا محکم رو پشتش زدم بعد عقاب با من حرف میزد یادم نمیاد پچی میگفت بعد عقاب رو گرفته بودم عقاب پرهای مشکیداشت و اصلا تو دستم سفت گرفته بودمش و نمیذاشتم تکون بخوره عقاب رو دیدم دیگه حبس شده پروازش دادم عقاب تو اسمون پرواز میکرد رفت تو قله ها و دیگه نمیاد چی شد؟ خیلی دوست دارم بدونم تعبیرش چیه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code