تعبیر خواب دعا و طی الارض

دعا کردن-مردعلی:

با سلام من یه شب دو تا خواب پشت سر هم دیدم…
توی خواب اول انگار صبخ خیلی زود بود و هنوز هو روشن نشده بود..و من تکه کاغذهایی که روی آن ها دعا نوشته شده بود تو دستم داشتم که انگار باید به شخص خاصی می دادمش…همینطور تو کوچه تاریک راه می رفتم و وقتی به انتهای کوچه رسیدم صدای اذان بلند شد..تو خواب با خودم گفتم بهتره اول نمازم رو بخونم بعد برم دنبال کارم…تو همین حین یهو طی الارض کردم و رسیدم خونه مون…از این طی الارض به قدری خوشحال بودم که با گریه و اشک برای پدربزرگم که روحانی است تعریف می کردم و او هم با من گریه می کرد اما سایر بستگان و خانواده حرفهایم را باور نمی کردند و به من نیشخند می زدند

بعد از این خواب، خواب دیدم روز عاشوراست و عده ای که لباس سیاه پوشیدند مشغول سینه زنی هستن و من هم کنار آن ها ایستادم و دعا می نویسم…یک نفر هم برای صف سینه زنان کیف پول و پول احسان می دهد…از آن طرف هم کسایی که در صف سینه زنان نبودن و لباس سیاه نداشتن هم دست هایشن را برای گرفتن احسان دراز می کردند اما آن فرد مذکور به آنها اهمیتی نمی داد تا اینکه رسید پیش من و در کمال تعجبم هم کیف به من داد هم پول…بعد این اتفاق یهو یک گاو میشی که انگار برای قربانی کردن ورده بودند رم کرد و به سمت مردم حمله می کرد و همه وحشت زده این طرف و آن طرف می رفتند و من در این لحظه خودم رو داخل یه ماشین دیدم که عقب ماشین نشسته بودم و یه فردی که صورتشو ندیدم هم در صندلی شاگرد راننده نشسته بود…این گاو میش به سمت ماشین ما حمله ور شد ولی شاخ هایش که به شیشه ماشین خورد هیچ اتفاقی نیفتاد و گاو میش دوباره برگشت به طرف سایر مردم…

خیلی ممنون میشم اگر خوابمو تعبیر کنین…یه دنیا سپاسگذارم…

تعبیر خواب:

اجازه دهید به عبیر خواب اولتان بسنده کنیم:
راه صحیح را که بیابید دور برایتان نزدیک شده و به آرامش می رسید. شما در حال درک این معنا هستید که میان اصل و قلب کدام را باید برگزید. مشکل اینجاست که جامعه طالب قلب است و فرهنگ محیط زمانی که شما بر مدار صحت قرار می گیرد، راهتان را کج پنداشته و نادان و امل خطابتان می کند. اما، چشمی که بینا شد، دیگر گرفتار غیر نیست.
دعا می تواند شعبده باشد، دعا می تواند خواندن غیر باشد و هنگامی که آن را برای کسی می برید، در حال برآورده ساختن هدف و مقصودی نادرست هستید. دعا می گوید پیروی ام کن تا برایت آنچه می خواهی اجابت کنم. در این بین، هوا گرگ و میش است. چنین هوایی نماد در هم مخلوط بودن سره و ناسره است. به عبارت ساده، نمی توان به درستی تشخیص داد راه راست کدام است و بیراه کدام؟ اما، صبحگاه است و اذان طلیعه نور و درخشش معرفت در شماست. اکنون می توان به فهم درستی از راه دست یافت و همینچاست که نماز معنا پیدا می کند؛ چرا که نماز پیروی کردن از مشیت و قوانین درست هستی است.
پس چون به این دریافت می رسید، ناگاه طی الارض می کنید، یعنی راه بلند برایتان کوتاه می شود و به خانه که نماد آرامش است می رسید. بله دوست عزیز، شما معنویت را از پدربزرگتان به ارث برده اید. پس چون او شیفته حق باشید و اجازه ندهید نگاه دنیاگرایان از راه دورتان کند. بصیرت که داشته باشید، گرفتار انحراف نمی شوید و با پیروی از اصول وجدانتان به آرامش حقیقی و اصیل دست می یابید.

پاسخ:

سلام…
خیلی سپاسگذارم از تعبیر زیبایی که فرمودید..
ای کاش که خواب دوم رو هم تا حدودی تعبیر می کردین…چون همونطور که عرض کردم خواب دوم بلافاصله بعد خواب اول اتفاق افتاد یعنی بعد از خونه یهو خودم رو در عذاداری روز عاشورا ملاحظه کردم…
نکته بعدی که اینکه من شب قبل از اون خواب سوره یوسف رو با خط خودم نوتم به خاطر یک حاجت که جایی خونده بودم اگر سوره یوسف رو بنویسید و … حاجتتون (که تا حدودی مالی هست) برآورده میشه ..
حال می خواستم بپرسم با این حساب شما می فرمایین اون کاغذ تو دستم که احتمال میدم همین عمل به توصیه اخیر (که نقل شده از امام صادق هست) مقصود نادرسته و من با این عملراه اشتباهی رو رفتم؟!

پندارنو:

علی عزیزم، قرآن حکمت است، حکمت و راه درست زیستن و به کمال رسیدن را نشان می دهد. در قرآن آیه قدرتمندی داریم که می فرماید: کسانی که آیات را می شنوند و آن را درک نکرده به سجده می افتند، مانند خرانی هستند که بار کتاب دارند. دوست خوبم، محتوای سوره یوسف را درک کن، انسانی که در مسیر خداوند سختی ها را تحمل می کند، طعم زندان را در مسیر حقیقت می پذیرد و سرانجام خداوند صلاح و رستگاری را به او می بخشد. مشکلات بدبختی نیستند، سنگ های زورخانه اند که زیر سنگینی آن ها مرد بودن را می آموزیم. این گونه باشید.

۲ نظر

  1. سلام من امروز بعدازنماز صبح خاب دیدم که باسرعت خیلی زیادی داشتم می دویدم ولی این سرعت زیاد اصلا اذیتم نمیکرد،برعکس خیلی هم راحت بودم و درحال دویدن نگاهم به آسمان بود و باخدا راز ونیاز میکردم،دربین راه وقتی به کسی میرسیدم سرعتمو کم میکردم که ازسرعت زیاد من تعجب نکنه،درهمین حین متوجه یه خانوم شدم که داشت باحال گریه دعامیکرد ومیگفت خدایا همه احوالات دنیارو به من نشون بده همانطور که به فلانی ازلای انگشتای دستش نشون دادی؛ودستش رو جلو صورتش گرفت،منم همون کارو کردم وازلای انگشتام چند صورت دیگه ازدنیارو دیدم که توی یکی ازاونا برای مثال انگارزمان ازبین رفته بود وهمه ی آدمهایی که ازگذشته تابه حال توی اون مسیری که ازنظر من خلوت بودپاگذاشته بودنو ازلای انگشتام می دیدم که انگار هنوز اونجا بودن،ببخشید یه کم توضیحش سخت بود،میشه تعبیراین خاب منو اگه ممکنه بهم بگید،ممنون میشم

    • این سوال جدی را از خود بپرسید: دارید چکار می کنید؟ آیا درس می خوانید؟ آیا خانه دار هستید؟ آیا…؟ بسیار خوب، هدفتان چیست؟ به کجا می خواهید برسید. داستان خواب شما، داستان زندگی انسانی است که مشغول کار با دستگاهی است که هیچ شناختی از خروجی آن ندارد.
      برای دریافت توضیحات بیشتر یا ارسال خواب جدید از مسیر «ارسال خواب» پیروی کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code