سوار آسانسور شده بودم

ظاهرمهتاب:

سلام و خسته نباشید.
خواب دیدم ک من و دوستم شهلا کنار هم بودیم و یک استاد مرد منو صدا زد تا ایمیلشو بهم بده و وقتی وارد اتاقش شدم دیدم که فضا قهوه ای رنگ است و نه بی رنگ،و انگار مایل نبودم که ایمیلشو بگیرم و اون شگفت زده شد از این عدم تمایل من ،بعدش من سوار آسانسور شدم و ی مرد میانسال ک سطح علمی زیادی هم نداشت با من سوار شده بود آسانسور با انچنان سرعت تندی رفت ک من با خودم میگفتم با این سرعت بیشتر از ۳طبقه رد کردم ولی ۳طبقه بود و وقتی از اسانسور پیاده شدم خودمو در کنار مردان کت شلواری خیلی با سواد دیدم.
ممنونم از زحماتی ک برای وبلاگ می کشید.

تفسیر:

دست از قضاوت درباره آدم ها بر اساس ظاهرشان و مدرک کذایی که دارند بردارید. دوست خوبم، بهترین ابزار برای شناخت انسان ها جمع آوری شواهد معتبر است. این که پیش فرض برای خودتان مطرح کنید، که فلان آدم این طوری است، فلانی آن طوری است. این چون دکتری دارد، چنین و چنان است، روش تحلیلی بسیار پر اشکالی است.
شما با دوستتان رابطه متعادلی دارید. باید هم داشته باشید. اما، سوال اینجاست: آیا همان رابطه متعادل را نمی توانید با استادتان داشته باشید؟ آیا همان گونه که ایمیل دوستتان را می گیرید، نمی توانید ایمیل استادتان را بگیرید؟ آیا چیزی فرق می کند؟ چون او مرد است؟! آیا شما دلیل واضحی دیدید که چیز دیگری بخواهد؟
آسانسور بهترین نمادی است که شیوه غلط ارزیابی شما را نشان می دهد. بدون داشتن مستندات و با اتکا به سرعت آسانسور دست به قضاوت زدید. همین نوع قضاوت را درباره ارزشمندی مرد همراهتان داشتید و سپس از همین دست ارزیابی را برای آدم های کت و شلواری به کار بستید. دوست خوبم، آدم ها مانند آن آسانسور و شبیه اتاقکی در بسته هستند. تا به حرفهایشان گوش ندهید و اعمالشان را نبینید، نمی شود از روی ظاهر به قضاوت درباره شان پرداخت.
نگاهتان را عمیق و منطقی کنید و از قضاوت های سطحی پرهیز نمایید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code